انیس العارفین
قاسم انوار
»
انیس العارفین
بخش ۱ - تمهید : منت خدای راجلت عظمته و علت کلمته،که بشعشعه انوار اسرار شموس، ارواح اقمار قلوب انسان را،یعنی سیارات سماوات نفوس ایشان را،بحکم قدم از عالم عدم موجود گردانید و خاکیان خطه امکان را بتشریف «و لقد کرمنابنی آدم » مشرف داشت،خرد خرده دان،که وزیر سلاطین ارواح انسانست و سبب سعود نقود وجود ایشانست،در مبادی بوادی جمال کمالش از سطوات صدمات اجلال جلالش حیرانست،نظم:
بخش ۲ - فی نظم انیس العارفین : یا مغیث المذنبین معطی السؤال
بخش ۳ - فی نعت سیدالمرسلین،صلوات الله و سلامه علیه : صدر عالم،آفتاب شرع ودین
بخش ۴ - فی الندامة و التأسف وفیه معارف کثیرا : ای دریغا! عمر من بر باد شد
بخش ۵ - فی النصیحه : «زمرة العشاق،قد قرب الوصال »
بخش ۶ - الحکایه فی حقیقة النفس : بود زنگی زاده ای، بی دین و داد
بخش ۷ - فی سبب انشاء الکتاب : بنده را در عنفوان، دور از دیار
بخش ۸ - فی معرفة، ماهیة النفس : مرحبا!ای سایل شیرین سؤال
بخش ۹ - فی صفة الاماره : هر دلی کو پیرو اماره شد
بخش ۱۰ - فی معرفة العجب و الکبر و الحرص : یک صفت عجب آمد این اماره را
بخش ۱۱ - فی صفة الریا : هر کرا قصد حریم کبریاست
بخش ۱۲ - حکایت : خارپشتی بد میان کوهسار
بخش ۱۳ - فی معرفة الریا : هر کرا دلق ریا در بر بود
بخش ۱۴ - در معرفت عالم ریایی : عالمی را کین صفت بر سر زند
بخش ۱۵ - در معرفت بخل : چون هوی بر حب دنیی شد مزید
بخش ۱۶ - حکایت : عارفی خوش گفت با مردی بخیل:
بخش ۱۷ - در معرفت امل : کرده است از لطف خود یزدان ما
بخش ۱۸ - الحکایة : بود در گیلان سپهبد زاده ای
بخش ۱۹ - فی حقیقة الکون العشق والعقل والروح والقلب : چون نظر از ذات بیچون قدیم
بخش ۲۰ - در معرفت صفات القلب : مخزن اسرار ربانی دلست
بخش ۲۱ - حکایت در معرفت قلب : شیخ عالم، آفتاب اولیا
بخش ۲۲ - حکایت : داشتم یاری که مرد مرد بود
بخش ۲۳ - فی معرفة العشق و العقل و ادبارهما : حاکم مطلق،خدای ذوالجلال
بخش ۲۴ - فی معرفت صفات روح قدسی : حق بر تحقیق، سلطان ازل
بخش ۲۵ - فایده درین باب : آن همایون طایر فرخنده فال
بخش ۲۶ - فی ارشادالعقل : بیش ازین غافل ز خود بودن چرا؟
بخش ۲۷ - الحکایة فی معرفة العشق : بود در تبریز زیبا منظری
بخش ۲۸ - الحکایة فی کمال العشق و التوحید : بود یک پروانه شوریده حال
بخش ۲۹ - خطاب الشمع مع النار : شمع چون پروانه را معدوم دید
بخش ۳۰ - خطاب شمع با آتش : گفت با شمع آتش سوزان براز
بخش ۳۱ - حکایت مرد مریض : ابلهی را علت درد شکم
بخش ۳۲ - حکایت استاد و شاگرد : بود استادی به غایت پرهنر
بخش ۳۳ - فایده : بعد ازین از معدن «هل من مزید»