برگردان به زبان ساده
یا مغیث المذنبین معطی السؤال
یاانیس العارفین،یا ذوالجلال
هوش مصنوعی: ای کسی که نسبت به گناهکاران یاری میرسانی و به درخواستها پاسخ میدهی، ای همراه و آشنای دانایان، ای صاحب عظمت و جلال.
ای ز عشقت هر دلی را مشکلی
وی ز شوقت در جنون هر عاقلی
هوش مصنوعی: ای عشق تو، دل هر کسی را به نوعی دچار مشکل کردهای و از شوق تو، هر عقل سلیمی به جنون افتاده است.
در تمنای تو دل سودازده
شور عشقت آتش اندر ما زده
هوش مصنوعی: دل بیتاب و پر از اشتیاق ما در انتظار توست و عشق تو مانند آتش در وجود ما شعلهور شده است.
ای جهان عقل و جان حیران تو
گوی دلها در خم چوگان تو
هوش مصنوعی: ای جهانی که عقل و جان را در حیرت و شگفتی فرو بردهای، تو گوی دلها را در بازی چوگان خود به حرکت درآوردهای.
مرغ دل در دام عشقت پای بند
هرکه سودای تو دارد سر بلند
هوش مصنوعی: دل من به عشق تو گرفتار شده و هر کسی که تو را در دل دارد، با افتخار زندگی میکند.
شور عشقت شعله در عالم زده
بی تو در هر گوشه صد ماتم زده
هوش مصنوعی: شور عشق تو آتشزده و بیتو در هر جا صدها دل در غم واندوه به سر میبرند.
عقل دانا در رهت بی خویشتن
بحر عشقت در دل ما موج زن
هوش مصنوعی: عقل و دانایی در مسیر عشق تو، خود را فراموش کرده و دریای عشق تو در دل ما به طغیان و تلاطم آمده است.
پادشاهان پیش در گاهت گدا
از تو بی برگان عالم را نوا
هوش مصنوعی: در حضور تو، پادشاهان مثل گداها هستند و تو به کسانی که از دنیا هیچ ندارند، لطف میکنی.
چشم شهبازخرد عشقت بدوخت
در هوایت مرغ جان را پر بسوخت
هوش مصنوعی: چشم شهباز خرد به عشق تو، جان را به پرواز درآورد و در هوایت سوزاند.
مانده حیران رهت مردان مرد
اشک عنابی روان بر روی زرد
هوش مصنوعی: مردانی که به راهت آمدهاند، در حیرت و شگفتی هستند. اشکهای قرمز مانند عناب از چشمانشان بر روی چهرههای زردشان میریزد.
جان مشتاقان بدردت شادمان
بندگان خاصت آزاد جهان
هوش مصنوعی: دلهای مشتاق به عشق تو شاداب و خوشحالند، زیرا بندگان ویژهات در این دنیا آزاد هستند.
راستی را،با تویک دم داغ و درد
قاسمی را خوشتر از صد باغ ورد
هوش مصنوعی: واقعاً، در کنار تو حتی یک لحظه از درد و ناراحتی قاسمی برایم دلپذیرتر از صد باغ پر از گل و سرسبزی است.
نزد آن کس،کین سخن را محرمست
نوش نیش آمد،جراحت مرهمست
هوش مصنوعی: در حضور فردی که به رازهای دل آگاه است، صحبت کردن از دل و دردها میتواند برای انسان تسکینبخش باشد، چرا که تلخیها و زخمها را به نوعی درمان میکند.
ای زبانها در ثنایت مانده لال
در هوایت مرغ وهم افگنده بال
هوش مصنوعی: ای زبانها در ستایشت ناتوان شدهاند و در عشق تو، پرندهی خیال بیپرواز مانده است.
در ثنایت قاسمی حیران شده
دیده نی پایان و سرگردان شده
هوش مصنوعی: در ستایش تو، قاسمی دچار حیرت و شگفتی گشته و چشمانش از شگفتی به پایان نمیرسند و در دلسردی و سرگردانی به سر میبرد.
ای غم عشق تو با جان سازگار
از کرمهای تو دل امیدوار
هوش مصنوعی: ای غم عشق تو، برای من قابل تحمل است و از لطفهایت، دلم امیدوار است.
ای خداوند جهاندار کریم
لایزال لم یزل، حی قدیم
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ و مهربان که همیشه هستی و هیچگاه نبودن نداشتی، تو همیشه زنده و پایندهای.
نیست جز لطف توکس فریادرس
یا اله العالمین، فریاد رس
هوش مصنوعی: جز لطف تو هیچکس یاریگر من نیست، ای پروردگار جهانیان، تنها تو به فریادم میرسی.
پادشاها، بندگان خسته ایم
جمله در بند هوی پا بسته ایم
هوش مصنوعی: ای پادشا، ما بندگان خستهایم که همگی در چنگال خواستههایمان گرفتار شدهایم.
در بیابان طلب حیران شده
غرقه دریای بی پایان شده
هوش مصنوعی: در بیابان، برای جستوجو گرفتار و سردرگم شدهام و به شدت در یک دریای بیپایان غرق شدهام.
نیست بی فضل تو جان را قوتی
یا غیاث المستغیثین،رحمتی
هوش مصنوعی: بدون لطف و رحمت تو، جان هیچ توان و قدرتی ندارد. تو ای یاریدهنده نیازمندان، رحمتت بینظیر است.
قاسم سرگشته سر گردان تست
گر بدست،ارنیک،باری آن تست
هوش مصنوعی: قاسم در حال گشت و گذار و سردرگمی است. اگر به دست کسی مانند ارنیک برسد، آن شخص در واقع خود قاسم است.
ای خداوند کریم کار ساز
از کرمهای تو کارم را بساز
هوش مصنوعی: ای خداوند بخشنده و مهربان، از رحمتهای تو میخواهم که مشکلاتم را حل کنی و به من کمک کنی.
جرعه ای آخر،که ازعقلی فکور
تشنه ماندم در بیابان غرور
هوش مصنوعی: یک آخرین جرعه نوشیدنی که از عقل و تفکر میآید، در بیابان خودبزرگبینی و تکبر به شدت به آن نیاز دارم.
جذبه ای،تا یک زمان طیران کنم
در هوای لامکان جولان کنم
هوش مصنوعی: یک نیروی خاص وجود دارد که به من اجازه میدهد تا مدتی در فضایی نامحدود پرواز کنم و جولان بزنم.
خانه دل را بلطف آباد کن
جانم از بند جهان آزاد کن
هوش مصنوعی: دل خود را با محبت پر رونق کن، جانم را از زنجیرهای دنیا رها کن.
مرغ روحم را بوصلت راه ده
دیده بینا، دل آگاه ده
هوش مصنوعی: به من اجازه بده که روح شادابم را به عشق تو برسانم، چشمم را بگشای و دلم را آگاه کن.
جانم از خلق جهان بیگانه کن
یاد خودرا بادلم هم خانه کن
هوش مصنوعی: دلم را از دنیای مردم جدا کن و یاد تو را در آن ساکن کن.
نفس کرکس راز بازی بازدار
در هوایت مرغ جان را باز دار
هوش مصنوعی: وقتی به یاد تو میافتم، نفس ستمگر زمان را متوقف کن و بگذار روح من آزادانه پرواز کند.
با خودم نزدیک کن وز خلق دور
ذل و جرمم عفو گردان، یا غفور
هوش مصنوعی: با خودم نزدیک شو و از مردم دورم کن. گناهانم را ببخش، ای بخشاینده.
از محبت جانم اندر شور دار
رازم از خلق جهان مستور دار
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و محبت، جانم را در شور و هیجان نگهدار و رازم را از چشم مردم پنهان کن.