بخش دوم - داستان گل و بلبل
بلند اقبال
»
دیوان اشعار
»
مثنویات
»
بخش دوم - داستان گل و بلبل
بخش ۱ : این نسخه ز گفته بلند اقبال است
بخش ۲ - در نعت حضرت محمد صلی الله علیه و آله : هزارن سلام وهزاران درود
بخش ۳ - در وصف مولای متقیان علی (ع) : زبان ها به وصف علی الکن است
بخش ۴ - بهاریه : بهار آمد و رفت فصل خزان
بخش ۵ - شگفتن گل در گلشن : پس از فرودین آمد اردیبهشت
بخش ۶ - مژده زاغ به بلبل از آمدن گل : چوگل خیمه زن گشت در صحن باغ
بخش ۷ - شکرگذاری بلبل از آمدن گل : دل بلبل از وصل گل شاد شد
بخش ۸ - رفتن بلبل به گلشن برای دیدن گل : چو آشفته بلبل شد از گل خبر
بخش ۹ - احوال پرسی گل از بلبل : به بلبل بیفتاد چون چشم گل
بخش ۱۰ - گفتگوی گل با بلبل : گل از بلبل از بس که در خنده شد
بخش ۱۱ - تعریف کردن گل از صفت عشاق : اگر درحقیقت کسی عاشق است
بخش ۱۲ - شکایت بلبل از گل به فاخته : چنان بلبل ازحرف گل رنجه شد
بخش ۱۳ - غیبت کردن فاخته از گل پیش بلبل : به بلبل چنین گفت پس فاخته
بخش ۱۴ - توصیف کردن فاخته از سرو پیش بلبل : اگر دلبری هست سرومن است
بخش ۱۵ - گله کردن بلبل به گل : چو بشنید از فاخته این سخن
بخش ۱۶ - جواب گل به بلبل : به بلبل چنین گفت گل درجواب
بخش ۱۷ - پشیمان شدن بلبل از گله خود : چوبشنید بلبل زگل این سخن
بخش ۱۸ - ناله کردن بلبل و پرسیدن تاک شرح حال او را : ز گل بلبل این بی وفائی چو دید
بخش ۱۹ - شرح حال گفتن بلبل به تاک : چو بلبل ز تاک این تفقد بدید
بخش ۲۰ - نصیحت کردن تاک به بلبل : به بلبل نصیحت کنان گفت تاک
بخش ۲۱ - شفیع کردن بلبل تاک را نزد گل : به آه و فغان گفت بلبل به تاک
بخش ۲۲ - دلداری دادن تاک بلبل را : به بلبل چنین پاسخ آمد ز تاک
بخش ۲۳ - گفتگوی تاک با گل : به گل گفت تاک ای گل تازه رو
بخش ۲۴ - جواب گل به تاک و شکایت از بلبل : به تاک این چنین گفت گل در جواب
بخش ۲۵ - اظهار ارادت و اخلاص تاک به گل : به گل گفت تاک ای تو اندر چمن
بخش ۲۶ - جواب گل به تاک : بگفتا گل ای تاک نیکو سرشت
بخش ۲۷ - استدعای تاک از گل برای بخشیدن جرم بلبل : به گل گفت تاک ای گل نازنین
بخش ۲۸ - جواب گل به تاک : بگفتا گل ای تاک روی چمن
بخش ۲۹ - پند دادن تاک گل را : بگفتا به گل تاک از روی مهر
بخش ۳۰ - حکایت : شبی یاد دارم که پروانه ای
بخش ۳۱ - حکایت : جوانی که بود از می جهل مست
بخش ۳۲ - مناجات کردن گل : ز بس گل ز بلبل بد اندوهناک
بخش ۳۳ - آمدن گلچین به باغ و چیدن گل و بردن او را : سحر پیشتر ز انکه از کوهسار
بخش ۳۴ - رفتن گل از باغ واندوه ریاحین : چو گل رفت از باغ گل های باغ
بخش ۳۵ - هلاک شدن بلبل از رفتن گل : چوگل رفت از صحن گلشن برون
بخش ۳۶ - در صفت باری تعالی جل جلاله : مرا حیرت از عشق بلبل بود
بخش ۳۷ - در صیدشدن فاخته : به مظلوم ظلمی که ظالم کند
بخش ۳۸ - درمکافات : یکی خواست کز گل بگیرد گلاب
بخش ۳۹ - مناجات : خدایا بزرگی تو داری و بس
بخش ۴۰ - طلب آمرزش از درگاه الهی : الهی به حق نبی و ولی