برگردان به زبان ساده
چو بشنید از فاخته این سخن
سیه گشت در چشم بلبل چمن
هوش مصنوعی: وقتی بلبل صدای فاخته را شنید، چشمش پر از غم و اندوه شد.
شدآشفته احوال وبشکسته بال
برگل شد وگفت با صدملال
هوش مصنوعی: حالت من به شدت آشفته شده و با دل شکستگی به گل گفت که پر از اندوه و ناامیدی است.
که ای نازنین چهر نازک بدن
چرا گشته ای این چنین ننگ من
هوش مصنوعی: ای عزیز با چهره لطیف و زیبا، چرا اینگونه شدهای که باعث شرمندگی من میخواهی؟
چرا بی وفایی چرا هرزه گرد
ز دست تودارم دلی پر ز درد
هوش مصنوعی: چرا بی وفایی میکنی؟ چرا به این سو و آن سو میروی؟ من از دست تو دلم پر از غم و درد شده است.
دلم را ز غم غرق خون کرده ای
مرا مبتلای جنون کرده ای
هوش مصنوعی: دل مرا به شدت غمگین کردهای و حالا به خاطر این غم، دیوانهام کردهای.
ندانی چه گوید ز توفاخته
در آتش مرا از غم انداخته
هوش مصنوعی: نمیدانی آتش چه سخنانی دربارهات میگوید، آتش غم من را برطرف کرده است.
دلم شد ز گفتار او بسکه ریش
شدم راضی از درد بر مرگ خویش
هوش مصنوعی: دل من از صحبتهای او به قدری خسته شده که با وجود درد و رنج، دیگر از مرگ خود ناراضی نیستم.
چو بیرون ز صحن گلستان روی
شنیدم که در بزم مستان روی
هوش مصنوعی: زمانی که به بیرون از باغ گلستان رفتم، صدای خوشی را از میهمانی شادمان شنیدم.
یکی بوسدت وآن دیگر بویدت
کس ار بد بگویدنیاید بدت
هوش مصنوعی: یکی به تو محبت میکند و دیگری عطر تو را میگیرد؛ اگر کسی هم دربارهات بد بگوید، آن بدی به تو نمیرسد.
چو پاکیزه روپاک دامن بود
بدوچشم عشاق روشن بود
هوش مصنوعی: وقتی که دامن کسی پاک و تمیز باشد، چشمان عاشقان به زیبایی او روشن و امیدوار میشود.
شود گر که هر جائی وهرزه گرد
دمادم کشد عاشقش را ز درد
هوش مصنوعی: اگر هر جا و هر لحظه، عاشق به درد و رنج خود دچار شود، این وضعیت تغییر نخواهد کرد.