برگردان به زبان ساده
چو گل رفت از باغ گل های باغ
به دلها نهادند چون لاله داغ
هوش مصنوعی: وقتی گل از باغی که در آن بود رفت، دیگر گلها در دل ها جای خود را به لالههای غم و اندوه دادند.
ز غم سنبل افتاد درپیچ وتاب
برفت از رخش رنگ وازچشمش آب
هوش مصنوعی: به خاطر غم، گل سنبل دچار پیچ و تاب شد و رنگ از چهرهاش رفت و اشک از چشمانش ریخت.
بشد نرگس از دردبیمارتر
در آزار بدشد در آزار تر
هوش مصنوعی: نرگس از درد بیمار بیشتر رنج میبرد و در عذاب آزار بیشتری را تحمل میکند.
بنفشته به بر جامه نیلی نمود
سیه چهر خود را ز سیلی نمود
هوش مصنوعی: دختر بنفش به سینهاش لباس آبی پوشاند و با سیلی به چهرهاش رنگی تاریک زد.
گل آتشین اندر آتش نشست
شد از دین برون و شدآتش پرست
هوش مصنوعی: گلی سرخابی در آتش قرار گرفت و از دین و مذهب خود خارج شد و به پرستش آتش روی آورد.
سپر غم زغم خود بر سر نهاد
به دهر انچه غم بود بر سر نهاد
هوش مصنوعی: برای مقابله با درد و رنجهای خود، از غم به عنوان سپری استفاده کرد و تمام اندوهی که در زندگی وجود داشت را بر دوش خود گذاشت.
گل مریم آبستن از درد شد
گل زرد ازین غم رخش زرد شد
هوش مصنوعی: گل مریم به خاطر اندوهی که در دل دارد مبتلا به درد و رنج شده و رنگش به زردی گراییده است که نشاندهنده غم و ناراحتی اوست.
ز انده خزان شد همیشه بهار
نگردد به اندوه وغم کس دچار
هوش مصنوعی: از ناراحتی نمیتوان انتظار داشت که همیشه روزهای خوب ادامه پیدا کند و هیچ کس نباید در غم و اندوه خود گرفتار شود.
دو رویه دودستی همی زد به سر
چو از رفتن گل بشدباخبر
هوش مصنوعی: دو دستش را به سرش میزد چون دید که گل از میان رفته و نابود شده است.
بیفتاد سوری به سوز وگداز
همی نوحه گر شد به صورت حجاز
هوش مصنوعی: سوری به شدت و با دلی سوخته به زمین افتاد و این موضوع باعث شد که نوحهخوانی به سبک حجاز آغاز شود.
ز سوسن چه گویم که با ده زبان
ز غم عاجز آمد ز شرح وبیان
هوش مصنوعی: چه بگویم از حال سوسن، که آنقدر غم عمیق و سخت است که هیچ زبانی قادر به توصیف و بیان آن نیست.