قصاید
ظهیر فاریابی
»
قصاید
شمارهٔ ۱ : سفر گزیدم و بشکست عهد قربی را
شمارهٔ ۲ : گیتی که اولش عدم و آخرش فناست
شمارهٔ ۳ : حلقه زلف یار ، دام بلاست
شمارهٔ ۴ : یک امشبم که خم ابروی تو محراب است
شمارهٔ ۵ : بگشاد عشق روی تو چون روزگار دست
شمارهٔ ۶ : گفتار تلخ از آن لب شیرین نه در خورست
شمارهٔ ۷ : رویت از حسن در جهان سمر است
شمارهٔ ۸ : خسروا ،وقت می گل فام است
شمارهٔ ۹ : روز جشن عرب و وقت نشاط عجم است
شمارهٔ ۱۰ : شاها درِ تو قبله شاهان عالم است
شمارهٔ ۱۱ : آنک به حق داور زمان وزمین است
شمارهٔ ۱۲ : انک بر تخت مکرمت شاه است
شمارهٔ ۱۳ : شاهی که شیر پیش حسامش چو روبه است
شمارهٔ ۱۴ : شاها اساس ملک به تو استوار باد
شمارهٔ ۱۵ : نوروز فرخ آمد و بوی بهار داد
شمارهٔ ۱۶ : دلم که در همه عالم غم تو کرده مراد
شمارهٔ ۱۷ : مرا ز دست هنرهای خویشتن فریاد
شمارهٔ ۱۸ : تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد
شمارهٔ ۱۹ : گل ز خرگاه چمن روی به صحرا دارد
شمارهٔ ۲۰ : ایزد چو کارگاه فلک را نگار کرد
شمارهٔ ۲۱ : دل همی خواهد از آن پسته که شکّر گیرد
شمارهٔ ۲۲ : چو سنبل تو سر از برگ یاسمین بر زد
شمارهٔ ۲۳ : قصر هدی شد به سعی شاه مشیّد
شمارهٔ ۲۴ : چون کوکبه عید به آفاق درآمد
شمارهٔ ۲۵ : نقش هر دولت که آن بر هفت منظر یافتند
شمارهٔ ۲۶ : هرگز صبا ز زلف تو یک تار نشکند
شمارهٔ ۲۷ : چه پرتو است که اقبال در جهان افکند؟
شمارهٔ ۲۸ : زلف سرمستش چو در مجلس پریشانی کند
شمارهٔ ۲۹ : نوبت ملکت شها بر هفت گردون می زنند
شمارهٔ ۳۰ : سپیده دم که صبا مژده بهار دهد
شمارهٔ ۳۱ : شرح غم تو لذت شادی به جان دهد
شمارهٔ ۳۲ : به حلقه ای که سر زلف یار بگشاید
شمارهٔ ۳۳ : چون شد از دریای مینا زورق زر ناپدید
شمارهٔ ۳۴ : سپیده دم که زند ابر خیمه در گلزار
شمارهٔ ۳۵ : در ابتدای کون جهان آفریدگار
شمارهٔ ۳۶ : ای جهان را به تیغ داده قرار
شمارهٔ ۳۷ : چون بر زمین طلیعۀ شب گشت آشکار
شمارهٔ ۳۸ : ای زسعی تو برافراخته سر
شمارهٔ ۳۹ : کراست زهره که با این دل ز صبر نفور
شمارهٔ ۴۰ : سپیده دم که شدم محرم سرای سرور
شمارهٔ ۴۱ : گهی که بار دهد شاه بر سریر سرور
شمارهٔ ۴۲ : تو راست لعل شکر بار و در میان گوهر
شمارهٔ ۴۳ : ز خواب خوش چو برانگیخت عزم میدانش
شمارهٔ ۴۴ : هزار توبه شکسته ست زلف پر شکنش
شمارهٔ ۴۵ : دادیم دل به دست تو در پای مفکنش
شمارهٔ ۴۶ : نهی زلفین عنبر بار بر دوش
شمارهٔ ۴۷ : نشست خسرو روی زمین به استحقاق
شمارهٔ ۴۸ : چو زهره وقت صبوح از افق بسازد چنگ
شمارهٔ ۴۹ : اَهذِهِ رَوزَةُ مِن ذاتِ اَحجالِ
شمارهٔ ۵۰ : قدوم ماه مبارک مبارک است به فال
شمارهٔ ۵۱ : نماز خفتن بیگاه،مست لا یعقل
شمارهٔ ۵۲ : سپهر و مهر چو حجاج کعبه اسلام
شمارهٔ ۵۳ : هوالعید یسقی بکاس المدام
شمارهٔ ۵۴ : چو ماه یکشبه بنهفت چهره از نظرم
شمارهٔ ۵۵ : ای حکم تو چون قضای مبرم
شمارهٔ ۵۶ : چون برفَراخت خسرو سیارگان علم
شمارهٔ ۵۷ : منم امروز و دلی زانده گیتی به دو نیم
شمارهٔ ۵۸ : ای نوشته دولتت منشور ملک جاودان
شمارهٔ ۵۹ : گیتی ز فرّ دولت فرمانده جهان
شمارهٔ ۶۰ : زهی گشوده ز طبع تو چشمه سار سخن
شمارهٔ ۶۱ : ای کرده گرد ماه ز شب خرمن
شمارهٔ ۶۲ : شبی به خیمه ابداعیان کن فیکون
شمارهٔ ۶۳ : ای بر زده به تقویت ملک آستین
شمارهٔ ۶۴ : سر برافراخت بر سپهر برین
شمارهٔ ۶۵ : دوش در وقت آنک ضلّ زمین
شمارهٔ ۶۶ : شهی که ملک تفاخر کند به گوهر او
شمارهٔ ۶۷ : ای مهر و مه نتیجه رای منیر تو
شمارهٔ ۶۸ : هرچه فرّ و جاه قدرست ای همایون بارگاه
شمارهٔ ۶۹ : مرا مبَشر اقبال بامداد پگاه
شمارهٔ ۷۰ : زهی نظیر تو چشم زمانه نادیده
شمارهٔ ۷۱ : ای قصر ملک را ز معالیت کنگره
شمارهٔ ۷۲ : زان زلف عنبرین که به گل بر نهاده ای
شمارهٔ ۷۳ : نباشدت نفسی در سر آن کله داری
شمارهٔ ۷۴ : زهی چو عقل علم گشته در نکو کاری
شمارهٔ ۷۵ : هر کجا تازه بخندید گل رخساری
شمارهٔ ۷۶ : دوش آوازه درافکند نسیم سحری
شمارهٔ ۷۷ : سریر سلطنت اکنون کند سرافرازی
شمارهٔ ۷۸ : ای ظفر موکب تو را بر پی
شمارهٔ ۷۹ : در این هوس که من افتاده ام به نادانی
شمارهٔ ۸۰ : ای ماه سروقامت و ای سرو ماه روی
شمارهٔ ۸۱ : زهی مسخّر حُکمت ز ماه تا ماهی