برگردان به زبان ساده
تو راست لعل شکر بار و در میان گوهر
میان لعل چرا کرده ای نهان گوهر
هوش مصنوعی: تو به مانند لعل و شکر درخشان هستی، اما چرا این گوهر درخشان را در دل خود پنهان کردهای؟
به خنده چون لب یاقوت رنگ بگشائی
ز شرم زرد شود همچو زعفران گوهر
هوش مصنوعی: وقتی با لبخند لبهای سرخ و یاقوتیات را باز کنی، از شرم صورتت به زردی زعفران درمیآید.
رخم چو زرد شد و از جزع دیده هر ساعت
فشانم از غم آن لعل درفشان گوهر
هوش مصنوعی: وقتی چهرهام زرد میشود و از شدت ناراحتی، هر لحظه اشک میریزم، به خاطر آن دانه ارزشمند و درخشان.
چنان به چشم تو بی قیمتم ز بی درمی
که روز بزم به چشم خدایگان گوهر
هوش مصنوعی: چنان بیارزش به نظر میرسم در چشم تو که حتی در جشنها در نظر بزرگترین و ثروتمندترین افراد هم گوهری به حساب نمیآیم.
مرا به باد مده گرچه خاکسارم از آنک
به خاک تیره کند بیشتر مکان گوهر
هوش مصنوعی: مرا به باد مده یعنی من را به دست سرنوشت نسپار، هرچند که من فردی بیاهمیت و خاکی هستم. زیرا اگر به خاک تیره بیفتم، باعث میشود که جایگاه و ارزش گوهر (زیبایی یا خصیصهای نیک) بیشتر از پیش پنهان شود.
اگرچه سیم و زرم نیست هست گوهر نفس
که نزد عقل به از صد هزارگان گوهر
هوش مصنوعی: هرچند که دارایی و ثروت مادی ارزش زیادی دارند، اما حقیقت وجود انسان و نفس او از هر چیزی ارزشمندتر است، و نزد عقل و فهم، اهمیت آن به مراتب بیشتر از بهترین جواهرات است.
سزد که ننگ نیاید تورا ز صحبت من
از آنک ننگ ندارد ز ریسمان گوهر
هوش مصنوعی: شایسته است که از صحبت من شرمنده نشوی، زیرا گوهرها هیچگاه از ریسمان خود که به آنها وصل است، خجالت نمیکشند.
همین بس است که الماس طبع من دارد
چو خنجر ملک شرق در میان گوهر
هوش مصنوعی: این کافی است که طرز نوشتنم به قدری باارزش و منحصر به فرد است که همچون الماس در میان جواهرات، درخشش خاصی دارد.
خدایگان ملوک جهان طغانشه آنک
نثار می کند از جود بر جهان گوهر
هوش مصنوعی: خدایان و فرمانروایان جهان، کسی هستند که با بخشش و generosity خود، جواهرات و نعمتها را بر دنیا پخش میکنند.
ز بس که خون معاند بریخت روز مصاف
گرفت در دل کان رنگ ارغوان گوهر
هوش مصنوعی: به خاطر ریختن خون دشمنان در روز نبرد، در دل کوه، رنگ ارغوانی همچون گوهر شکل گرفته است.
به حرب دشمن بد فعل او عجبتر آن
که همچو تیغ برآورد استخوان گوهر
هوش مصنوعی: دشمن در جنگ کارهای عجیب و غریبی میکند، اما جالبتر آن که مانند تیغ، استخوانهای با ارزش را نمایان میسازد.
به یمن بخت چو گیرد قلم به دست کند
به صورت شبه از نوک او روان گوهر
هوش مصنوعی: زمانی که بخت خوب به کسی رو کند و او قلم به دست بگیرد، آنگاه از نوک قلمش همچون جواهرهایی درخشان و زیبا کلمات و افکار جاری میشود.
سپهر قدرا دست خرد نمی یابد
به قدر جود تو در گنج شایگان گوهر
هوش مصنوعی: آسمان و دنیا به اندازه بخشش و generosity تو، نمیتواند چیزی ارزشمندتر از گوهرهای باارزش را درک کند.
اگر تو دست سخاوت کشیده تر نکنی
به هیچ کان ندهد نیز کس نشان گوهر
هوش مصنوعی: اگر تو خود به بخشندگی و generosity دست نزنید، هیچ کس هم نشانی از ارزش و خوبیت به شما نخواهد داد.
خروه عدل تو تا پر زدست در عالم
به جای بیضه نهاده ست ماکیان گوهر
هوش مصنوعی: عدل تو مانند پرهای خروسان در جهان گسترده است و در این دنیای پر از آشفتگی، مرغها هم به جای تخم، گوهرهایی ارزشمند گذاشتهاند.
تویی که هرگز پیرایه دار غیب نداشت
به از وجود تو در حقۀ زمان گوهر
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که هیچ چیز زاید و بیهودهای در وجودت نیست و به راستی در دنیای زمان، به اندازه ارزش تو، چیز دیگری یافت نمیشود.
زمین ملک تو پر گوهر است و نیست عجب
که عقد جاه تو را هست آسمان گوهر
هوش مصنوعی: زمین به تملک تو پر از جواهرات است و عجیب نیست که مقام و اعتبار تو در آسمان نیز مانند گوهر میدرخشد.
زهی زمانه که بعد از هزار محنت و رنج
مرا نهاده ز مدح تو در دهان گوهر
هوش مصنوعی: ای کاش زمانهای باشد که پس از هزاران درد و رنج، نام نیک تو به عنوان ستایش، در زبانم جاری شود.
زمانه گرچه بیازاردم نیندازد
کسی نیفکند از دست رایگان گوهر
هوش مصنوعی: با اینکه زمانه مرا آزار میدهد، کسی نمیتواند مرا از خود براند و من هیچگاه گوهری را که دارم بهراحتی از دست نخواهم داد.
اگر چه موج برآورد سالها دریا
به هیچ وقت نیفکند بر کران گوهر
هوش مصنوعی: اگرچه دریا سالها به موجهای خود ادامه میدهد، اما هرگز گوهر را به سواحل نمیآورد.
قصیده ای که به مدح تو گفت بنده چو دُر
ردیف ساختش از بهر امتحان گوهر
هوش مصنوعی: بنده شعری را که به ستایش تو سروده، مانند دُر به ترتیب و نظم درآورده است تا اصل و شخصیت خود را به اثبات برساند.
درین دیار بسی شاعران باهنرند
که نور فکرت ایشان دهد به کان گوهر
هوش مصنوعی: در این سرزمین شاعران هنرمند زیادی هستند که اندیشه و فکرت آنان ارزش و گوهری باارزش تولید میکند.
سزد به نظم چنین گوهر ار کنند قیام
از آنک خوب نماید به توأمان گوهر
هوش مصنوعی: شایسته است که چنین جواهر گرانبهایی را نظم دهند، زیرا زیبایی آن باعث میشود که به طور همزمان جذابیت آن دوچندان گردد.
همیشه تا که به هنگام نو بهار سحاب
کند نثار بر اطراف بوستان گوهر
هوش مصنوعی: در فصل بهار، وقتی که باران میبارد، قطرات آن به مانند جواهراتی بر زمین و اطراف باغ میریزد.
نثار مجلست از چرخ گوهری بادا
که در حساب نیاید بهای آن گوهر
هوش مصنوعی: باشد که در مجلس شما گوهری از چرخ و آسمان نثار شود که ارزش آن را نتوان در هیچ حساب و کتابی جای داد.