برگردان به زبان ساده
ای کرده گرد ماه ز شب خرمن
گریان ز حسرت تو چو باران من
هوش مصنوعی: ای که مانند ماه، دور و غمگین از شبهای تار من به دور هستی، من از شدت حسرت تو مانند بارانی که بر خرمن میریزد، در حال گریهام.
آری دلیل قوت بارانست
آنجا که گرد ماه بود خرمن
هوش مصنوعی: بله، نشانهی قدرت باران آنجاست که در کنار ماه، مزرعهای پربار وجود دارد.
ای هندوان زلف تو ترک آیین
وی آهوان مهر تو شیر اوژن
هوش مصنوعی: ای هندوان زلف تو، زیبایی چشمان تلخ تو، مانند آهوانی است که در دشت میدوند و شیر اوژن را به یاد میآورند.
تشویر خورده لب تو لاله
و آزاد کرده رخ تو سوسن
هوش مصنوعی: لبهای تو به زیبایی لالههاست و چهرهات مانند سوسن درخشانی دارد.
بنمای روی و عقل به غارت ده
بگشای زلف و شهر به هم بر زن
هوش مصنوعی: ظاهر خود را نشان بده و دلها را تسخیر کن، زلفهایت را باز کن و در شهر غوغا راه بنداز.
من پیش عشق سینه سپر کردم
تا دل بود ز حادثه در مامن
هوش مصنوعی: من برای عشق خودم را در برابر مشکلات و سختیها قرار دادم تا دل بتواند در آرامش و امنیت بماند.
لیکن به پیش ناوک مژگانت
مانع نمی شود سپر و جوشن
هوش مصنوعی: اما سپر و زره نمیتواند مانع تیرهای چشمهای تو شود.
ای با زمانه حکم تو آن کرده
کاسیب مهرگان به گل و گلشن
هوش مصنوعی: تو که به خواست زمانه، چنین تقدیری پیداکردهای، مانند کاسبی که در مهرگان در گل و باغ خوش میگذرانید.
وی دوستان زمهر تو آن دیده
کزکین مقتدای جهان نشمن
هوش مصنوعی: دوستان تو از مهر تو آن چشمی دارند که از آن به مانند سرمشق جهانیان زندگی میکنند.
فرزانه صدر دین که همی سازند
بر درگهش صدور زَمن مسکن
هوش مصنوعی: فرزانهای که در صدر دین قرار دارد و مردم برای دستیابی به او و علم و آگاهیاش به سمت او میآیند، مسکن و جایگاهی برای من شده است.
آن سروری که طوق مرادش را
گردون سر گرفته نهد گردن
هوش مصنوعی: آن رهبری که بهخاطر خواستههایش، آسمان و زمین را تحت فرمان دارد، با افتخار گردنفرازی میکند.
در سایه تحکم او کرده
خورشید پای زان سوتر از روزن
هوش مصنوعی: در سایه قدرت او، خورشید درخشش کمتری دارد و از نور روز هم کمتر دیده میشود.
وز امتلای نعمتش آتش را
چون آب به فرق آمده از روغن
هوش مصنوعی: از فراوانی نعمت او، آتش مانند آبی است که از روغن جدا شده.
زین پیش بی ریاضت حکم او
ایام تند بود و فلک توسن
هوش مصنوعی: تا پیش از این، با تلاش و زحمت، سرنوشت انسان سخت و پرمشقت بود و آسمان نیز مانند اسبی سرکش و ناهنجار میتاخت.
امروز سرو با همه آزادی
در می دهد به بندگیش گردن
هوش مصنوعی: امروز سرو با وجود تمام زیبایی و آزادیاش، گردن به بندگی میدهد.
ای آستان قدر تورا هرگز
ناگشته هیچ وهم به پیرامن
هوش مصنوعی: ای آستان مقدس تو، هیچ تصوری هرگز نتوانسته به دور تو بپردازد.
ای جان جن وانس به تو خرم
وای چشم ماه ومهر به تو روشن
هوش مصنوعی: ای جان، مانند جن و انس به وجود تو شادابم و ای چشمان ماه و خورشید، روشنی تو برایم دلنشین است.
در گوش دشمن تو قضای بد
کرده نفیر حزن که لاتامن
هوش مصنوعی: در گوش دشمن تو، حزن و اندوهی به آواز درآمده که بر او اعتماد نکن.
وامال در دماغ مطیع تو
داده ندای امن که لا تحزن
هوش مصنوعی: در حالی که تو سر تسلیم به فرمان الهی فرود آوردهای، پیامی از جانب او به تو رسیده که نگران نباش و غمگین نباش.
گشتند نیک نام به عهد تو
گردون سفله و فلک ریمن
هوش مصنوعی: در زمان تو، آسمان و زمین به نیکی و خوبی شناخته شدند.
قهرت چنان بکوفت مخالف را
در هر طریق و هر سخن و هر فن
هوش مصنوعی: خشم تو به قدری قوی است که دشمنان را در هر راه و هر کلام و هر شیوهای شکست میدهد.
کامروز اگرچه بر سر غربال ست
صدره توانش بیخت به پرویزن
هوش مصنوعی: امروز اگرچه در چالشها و سختیها قرار دارم، اما به یاد پرویز میتوانم قدرت و استقامت خود را به نمایش بگذارم و از پس این مشکلات برآیم.
لعل از نشاط خدمت انگشتت
رخساره برفروخته از معدن
هوش مصنوعی: یاقوت به خاطر شوق و نشاط خدمت تو، رنگ رخسارهات مانند آتش میدرخشد و از عمق وجودت بیرون میزند.
وز شرم باد سرد بد اندیشت
کرده عرق جبین دی و بهمن
هوش مصنوعی: از شرمی که باد سرد به وجود آورد، فکر من را مشغول کرده و عرق عرق بر پیشانیام نشسته در دی و بهمن.
جز مدح تو نزاد درین دوران
طبعی که شد ز نابغه آبستن
هوش مصنوعی: در این زمان، هیچ چیزی جز ستایش تو توسط این روح خلاق زاده نمیشود که از استعداد و نبوغ پرورش یافته است.
ز آسیب سنگ و آهن اگر گفتم
کاتش جهد صواب بود این ظن
هوش مصنوعی: اگر از آسیب سنگ و آهن سخن گفتم، و گفتم که آتش بر آن تأثیر میگذارد، این خیال درستی است.
از صدمت شکوه تو می ریزد
خون از عروق سنگ و دل آهن
هوش مصنوعی: از آسیب و تاثیر وجود تو، سنگها خون میریزند و دلهای آهنی هم تحت تأثیر قرار میگیرند.
تا در کف زمانه کند خرقه
ایام از مُشَهَّره پیراهن
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که زندگی به سرعت میگذرد و ما باید از لحظات و فرصتها به خوبی بهرهبرداری کنیم. دنیا به گونهای عمل میکند که پوست زندگیمان را به لباسهایی با نشانههای مختلف تبدیل میکند. به عبارت دیگر، رویدادها و تجربیات زندگی ما را تغییر میدهند و ما باید حواسمان به این تغییرات باشد.
پیراهن بقای تورا بادا
بر فرق روزگارکشان دامن
هوش مصنوعی: باد پیراهنی برای تو باشد که بر قله روزگار پهن شده است.
عیدت خجسته باد که شد دایم
عید عدوی تو ز عنا شیون
هوش مصنوعی: عید تو مبارک باد که همیشه جشن و سرور بر دشمنان تو گشته است.