برگردان به زبان ساده
نهی زلفین عنبر بار بر دوش
حدیث ما نیاری هیچ در گوش
هوش مصنوعی: موهای مشکی و خوشبو بر دوش تو یادآور داستان ما هستند، اما هیچکس از آنچه که در دل ما میگذرد خبر ندارد.
خروش ما زخواری ناشنیده
چرا خیره نهی زلفین بر گوش؟
هوش مصنوعی: چرا وقتی صدای ما از زخم و رنجها به گوش نمیرسد، به موهایت که به گوشهایت نزدیک است، توجه میکنی؟
چو تا با من سخن گویی ز شادی
چو مرزنگوش گردم سر به سر گوش
هوش مصنوعی: وقتی با من صحبت میکنی، از شادی به مانند مرزنگوش (گوشفیل) میشوم و تمامی حواسم را به تو معطوف میکنم.
چو من با تو غمی خواهم که گویم
نداری ای عجب گویی مگر گوش؟
هوش مصنوعی: من میخواهم غم خود را با تو در میان بگذارم، ولی تو انگار توجهی نداری و فقط میگویی که مگر باید به حرفهایت گوش دهم؟
به احوال من سرگشته شاید
کز این به بازداری ای پسر گوش
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که احوال من آشفته و در هم ریخته است؛ شاید تو پسر، از این وضعیت نگران شوی و به فکر چاره باشی.
مرا کز جور تو نالان چو نایم
چه مالی چون ربابی سیم بر گوش
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلم و ستم تو مانند نی دردمند هستم، چه فایدهای دارد وقتی که مانند ربابی، سیمهایی بر گوش دارم؟
رسید از تو به گوشم مژده وصل
اگر ممکن بود جای بصر گوش
هوش مصنوعی: خبر وصالی از تو به گوشم رسید، اگر ممکن بود به جای دیدن، با گوش بشنوم.
سگ کوی تو باشم گرچه ندهی
به روبه بازیم چون خواب خرگوش
هوش مصنوعی: من آمادهام تا حتی به عنوان سگ کوی تو زندگی کنم، هرچند که تو به من توجهی نکنید. این حالت به اندازهی آرامش خواب یک خرگوش برایم رضایتبخش است.
تو فارغ پنبه اندر گوش کن شو
خروش من فلک را گو بدر گوش
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که در کنار کارهای روزمرهات، گاهی از زندگی لذت ببری و به نداها و صداهای اطرافت توجه کنی. هرچند که در زندگی مشغولیتها و سختیها وجود دارد، اما همواره باید به صداهایی که واقعاً مهم هستند، گوش سپاری.
مرا بی طلعت تو باد تر چشم
مرا بی نعمت تو باد کر گوش
هوش مصنوعی: با نبودن زیبایی تو، چشمانم را بیفایده میدانم و بدون نعمت تو، گوشهایم را کر احساس میکنم.
به خنده آن زمانم لب شود باز
که از آواز تو یابد خبر گوش
هوش مصنوعی: من تنها زمانی لبخند میزنم که صدای تو به گوشم برسد و خبر از تو را به من بدهد.
ز دیدار تو گردد پر قمر چشم
ز گفتار تو گردد پر شکر گوش
هوش مصنوعی: از ملاقات تو چشمانم پر از نور و زیبایی میشود و از سخنان تو گوشهایم پر از شیرینی و لذت خواهد شد.
کنی در گوش حلقه مهر و مه را
چو آرایی به مروارید و زر گوش
هوش مصنوعی: اگر در گوش خود، حلقهای زیبا از مهر و مه قرار دهی، شبیه آن است که آن را به مروارید و طلا آراستهای.
ز گوشت حلقه یابد زینت و حسن
تو را از حلقه یابد زیب و فر گوش
هوش مصنوعی: از جسم تو زینت و زیبایی تو به دست میآید و خوشی و زیبایی چهرهات به دنیای بیرون نمایان میشود.
مگر چشم تو با گوشت به جنگ است؟
که دارد چشم تو تیر و سپر گوش؟
هوش مصنوعی: آیا چشمان تو با گوشت به دشمنی پرداختند؟ که چشمت به همراه تیر و سپر گوش شما آمده است؟
زره پوشد ز زلفت زانک باشد
ز تیر غمزه تو بر حذر گوش
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کسی که دل در گرو عشق تو دارد، برای جلوگیری از آسیب تیرهای غمزه و نگاه هوسآلود تو، خود را به زرهای از زلفهای تو مجهز میکند. در واقع، این ابراز عشق و حساسیت به زیبایی و جذابیت تو را نشان میدهد.
رسید آوازه عشق من و تو
چو مدح خسرو غازی به هر گوش
هوش مصنوعی: خبر عشق من و تو به گونهای گسترش یافته است که مانند ستایش یک پادشاه به هر گوشهای میرسد.
شه آفاق سلطانشه که دارند
به امر او ملوک بحر و بر گوش
هوش مصنوعی: سلطان آسمانها و زمین، که به فرمان او، پادشاهان دریا و خشکی وجود دارند.
جهانگیری کز اخبار فتوحش
شهانراهست دایم پر سمر گوش
هوش مصنوعی: جهانی که خبرهای پیروزیاش در میان پادشاهان معروف است، همیشه پر از شگفتی و ماجراست و گوشها در انتظار شنیدن داستانهای آن هستند.
نه چون او دیده هرگز پادشا چشم
نه مثل او شنیده دادگر گوش
هوش مصنوعی: هیچ کسی مانند او را با چشم ندیده و هیچ گوش شنوا هم مانند او را نشنیده است.
سمندش چون کند جولان بگیرد
ز بیم شیهه او شیر نر گوش
هوش مصنوعی: وقتی که اسبش با شجاعت و قدرت فعالیت میکند، از ترس صدای بلند او، شیر نر هم گوشش را میگیرد.
بیارایند چون خوبان به حلقه
زنعل مرکبش هر تاجور گوش
هوش مصنوعی: آنها مانند زیبارویان، جلوهای زیبا به زین و زینتی که بر گردن مرکب است میبخشند و در کنار آن، هر تاجری گوش به فرمان است.
نیابد بی لقای او ضیا چشم
ندارد بی ثنای او خطر گوش
هوش مصنوعی: انسان بدون دیدار او نمیتواند روشنایی داشته باشد و گوشش بدون شنیدن ستایش او احساس خطر میکند.
درِ او شه ره آمد خسروان را
چنان کآواز را شد رهگذر گوش
هوش مصنوعی: در آنجا که پادشاهان و بزرگمنشها وارد میشوند، صدای قشنگ و دلنشینی به گوش میرسد که مسیر را روشن میکند.
روانش آلت الهام و وحی است
چو لحن وصوت را جای ممر گوش
هوش مصنوعی: روح او منبع الهام و وحی است، همانطور که لحن و صدا برای گوش شنیدنی است.
ایا نشنیده هرگز در دو عالم
شهی مانند تو نیکو سیر گوش
هوش مصنوعی: آیا تا به حال در دو جهان کسی را مانند تو دیدهای که اینچنین به زیبایی و نیکویی رفتار کند؟
خلاصه از چهار ارکان تو گشتی
چنان کز پنج حس شد معتبر گوش
هوش مصنوعی: خلاصه این است که از چهار عنصر اصلی وجود تو، به گونهای شدهای که در اعتبار و ارزش، از پنج حس و ادراکات دیگر بالاتر هستی.
ز الفاظ تو ای دریای افضال
صدف کردار گردم پُر دُرر گوش
هوش مصنوعی: ای دریای رحمت و فضائل، من میخواهم از واژههای تو مانند صدفی باشم که درونش پر از مروارید است.
جهان دانشی زان بازداری
به اهل فضل و ارباب هنر گوش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از علم و دانش جهان بهرهمند شوی، به کسانی که فضلیت و هنر دارند گوش بده.
از آن شادی که مرغ نظم را صید
کند سمعت برآوردست پر گوش
هوش مصنوعی: از شادیای که باعث میشود که پرنده نظم گرفتار شود، صدای خوشی به گوش میرسد.
ز بهر خدمت صورت مدیحت
گشاده دیده و بسته کمر گوش
هوش مصنوعی: به خاطر خدمت به تو، چشمانم را باز و کمرم را بسته نگه داشتهام.
الا تا دیده بان تن بود چشم
الا تا حجره سور است در گوش
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که تا زمانی که چشمان ما قادر به دیدن هستند، باید مراقب آنچه در اطرافمان میگذرد باشیم. همچنین اشاره دارد که تا زمانی که محیط امنی وجود دارد، باید به آن توجه کرده و از آن استفاده کنیم. به عبارت دیگر، تا زمانیکه شرایط فراهم است، باید از فرصتها بهره برد.
به فرمان تو بادا خسروانرا
ز حد قیروان تا باختر گوش
هوش مصنوعی: به دستور تو، ای شاه، سلطنتها از دوردستها به سمت خاور پیش روی میکنند.