برگردان به زبان ساده
دلم که در همه عالم غم تو کرده مراد
امید ده که ز وصل تو کی رسد به مراد؟
هوش مصنوعی: دل من در تمام دنیا فقط به یاد تو غمگین است. ای امید، به من مژده بده که چه زمانی به وصال تو خواهم رسید؟
منم که می سپرم سال و ماه راه غمت
جز اشک دیده و خون جگر نه آب،نه زاد
هوش مصنوعی: من تنها کسی هستم که برای تو سالها و ماهها را میگذرانم و جز اشک چشم و خون دل چیزی نمیگذارم؛ نه آب خوشی، نه چیزی برای زندگی.
گرفته نقش هوایت دو رویه تخته دل
بر آن مثال که بر پشت دست وَشمِ سواد
هوش مصنوعی: در دل من تصویری از تو نقش بسته است، مانند اثری که روی دست میماند و قابل پاک شدن نیست.
هر آن خبر که بود در جهان ز رنج و عنا
زبان راوی عشقت بدو کند اِسناد
هوش مصنوعی: هر خبری که در جهان از رنج و زحمت وجود دارد، زبان راوی عشق تو را به آن متصل میکند.
چه خواهم از دل بیچاره ستمکش اگر
شده ست حکم هوای تو را به جان منقاد ؟
هوش مصنوعی: چه میتوانم از دل بیچاره و رنجور خود بخواهم، اگر که دل من تحتسلطه خواستههای تو شده است؟
کسی که صورت خوب تو دید و فتنه نشد
به نزد عقل نباشد جز از حساب جماد
هوش مصنوعی: اگر کسی زیبایی تو را دیده و تحت تأثیر قرار نگرفته باشد، نشاندهنده این است که او از عقل و درک انسانی بیبهره است و هیچ چیزی جز یک جسم بیجان نیست.
مرا به ششدر غم بسته در هزاره عشق
زیاده می کنی از جور یک یکم چو زیاد
هوش مصنوعی: من در دنیای عشق گرفتار غم هستم و تو با سختیهایی که به من میکنی، تحمل این وضعیت را برایم سختتر میکنی.
مده ز آتش عشق آب روی من بر باد
اگر چه پیش تو هستم چو خاک کوی کساد
هوش مصنوعی: آتش عشق مرا به حالت گریه و گدایی نرسان، حتی اگر در کنار تو هستم، احساس من همچون خاکی بیفایده است.
به خون من چه دهی رخصه زلف و عارض را
چو خواست غمزه ات این شغل را به استبداد
هوش مصنوعی: به من چه مربوط است که با زیباییها و زلف و چهرهات چطور برخورد میکنی، وقتی که نگاه پر از ناز و غمزهات به من میگوید که میخواهی به طور مطلق بر من حکمفرما باشی؟
زنوک ناوکش آن دیده ام که در جنبش
به مرهمی شمرم زخم نشتر فصاد
هوش مصنوعی: از لبهی تیز تیرش دیدهام که در حرکت، زخمهای دل را مانند مرهمی تسکین میدهد.
زپیکرش که نشاید نگاشتن به قلم
در آرزوش منم تیره روزتر ز مداد
هوش مصنوعی: از جسد او نمیتوان نوشت، چون آرزوی من این است که در غم و اندوه او غرق شوم، بدتر از محو شدن در جوهر مداد.
به دلفروزی و خوبی توراست چون شه را
به تاج بخشی وکشور ستانی استعداد
هوش مصنوعی: شما به زیبایی و شگفتی مانند دلفروزید و قدرتی دارید که مانند پادشاه تاج و حکمرانی را در دست میگیرد.
حسام دولت و دین کز پی صلاحش کرد
خدای عزّوجلّ حافظ بلاد و عیاد
هوش مصنوعی: خداوند متعال، حافظ سرزمینها و مردم، برای حفظ نیکی و صلاح دوستی به حسام (سرداری یا شخصیتی) از دین و دولت کمک کرده است.
جم عجم ملک اعظم اردشیر دوم
که اوست افسر اسلاف ومفخر اجداد
هوش مصنوعی: جم عجم، پادشاه بزرگ اردشیر دوم است که او افتخارات و نشانی از نیاکانش را به دوش دارد و نماد افتخار و بزرگی برای اجدادش به شمار میآید.
شهی که روشنی چشم کاینات آمد
برای رغم اعادی و کوری حساد
هوش مصنوعی: پادشاهی که روشنایی چشم جهان به خاطر او به وجود آمده، بر دشمنانش پیروز شده و حسادتها را نابود کرده است.
رسید مایه بذلش به هر غنی و فقیر
کشید سایه عدلش به هر دیار و بلاد
هوش مصنوعی: نعمت و بزرگواری او به هر ثروتمند و بیپول میرسد، و سایه عدالتش در هر سرزمین و دیاری گسترده شده است.
به جنب رای درفشان و درفشان دستش
نه مهر و ماه منیر و نه ابر و بحر جواد
هوش مصنوعی: به حرکت بیا و با نوری که ساطع میکنی، به دنیا روشنایی ببخش. این نور نه به اندازه ماه و ستارههاست و نه به وسعت دریا و ابر، بلکه از خودت سرچشمه میگیرد.
زهی رسیده زتیغ تو بر مخلاف دین
عقوبتی چو در ایام هود بر سر عاد
هوش مصنوعی: چه خوب که عقوبت تو به وسیله شمشیرت بر مخالفان دین نازل شده، مانند آنچه در زمان هود بر قوم عاد نازل شد.
حریم ملک تو آمد مصون ز رَیب مَنون
چنانکه نسرسپهر از تعرض صیاد
هوش مصنوعی: حریم و محدودهی پُر ارزش و سلطنت تو از آسیب و خطر در امان است، همانطور که پرندهی بزرگ آسمان از حملهی شکارچی محفوظ میماند.
به هر مکان که رسد نور روز و ظلمت شب
گرفته است بر او صیت جاه تو مرصاد
هوش مصنوعی: هر جایی که نور روز میتابد و شب ظلمانی است، نام و آوازه تو آنجا در کمین است.
اگر ز ملک سلیمان کسی سوال کند
فلک نفاذ تو را آورد به استشهاد
هوش مصنوعی: اگر کسی از ملک سلیمان بپرسد، آسمان و ستارهها شاهدی را به او میآورند.
وجود خصم تو جز کثرت سوادی نیست
چنانک هیبت صفر از میانه اعداد
هوش مصنوعی: وجود دشمن تو تنها به دلیل داشتن کثرت و فراوانی است، همچنان که عدد صفر در میان سایر اعداد هیچ تأثیری ندارد و فقط یک نوع حضور بیمعناست.
مراد و کام تو خواهد سپهر در دوران
ثنا و حمد تو خواند فرشته در اوراد
هوش مصنوعی: آسمان به خواستهها و آرزوهای تو توجه خواهد کرد و فرشتگان در ستایش و یاد تو، مدح و ثنای تو را خواهند خواند.
به نور پر نشدی زآفتاب کیل هلال
گر از ضمیر منیرت نکردی استمداد
هوش مصنوعی: اگر به نور و روشنی آفتاب دست نیافتی، دلیلش این است که از عمق وجود و آگاهی خود کمک نگرفتی.
بدان خدای که از روی کبریا و جلال
منزه است ز اکفا مقدس از اندا د
هوش مصنوعی: بدان خدایی که از روی بزرگی و عظمتش پاak و خالی از هرگونه عیب و نقص است، از سایر موجودات نیز مقدستر و والاتر است.
نه ذات بی بدلش راست تهمت از اشباه
نه ملک لم یزلش راست و صمت از اضداد
هوش مصنوعی: این متن به ویژگیهای خاص یکی از موجودات بینظیر اشاره دارد. او نه میتواند از ویژگیهای مشابه خود تهمت ببیند، و نه میتواند خاموشی و سکوت را از مخالفان و دشمنانش بپذیرد. این بیان نشاندهندهی یگانگی و تمایز آن موجود از دیگران است و به نوعی به قدرت و شگفتی او اشاره میکند.
که خسروی چو تو بیدار بخت عالیقدر
به خواب نیز نبیند سرای کون وفساد
هوش مصنوعی: خسروانی مثل تو که بختی بلند و با ارزش دارد، حتی در خواب هم به فکر دنیا و فساد نمیافتد.
شها چه موسم نوروز فراخ آمده است
که تا به لهو و طرب عقل را کند ارشاد
هوش مصنوعی: ای نوروز چه زمانی خوش و فرخندهای است که تا این حد عقل را به شادی و خوشی دعوت میکند و به نشاط و سرگرمی میکشاند.
به خواه باده نوشین و داد وقت بده
که روز رفته نگردد به هیچ حال معاد
هوش مصنوعی: از می خوشمزه بنوش و زمانی را به خود اختصاص بده، زیرا که روزی که گذشت هرگز بازنمیگردد و هیچ چیز نمیتواند آن را دوباره برگرداند.
بهشت وار یکی بزم ساز نوروزی
چنانک هست ز آیین خسروان معتاد
هوش مصنوعی: بهشتی مانند یک جشن نوروزی برگزار کن، همانطور که سنتهای شاهانه را به خوبی رعایت میکنند.
که تا به تهنیه در پای بزمت افشانم
طویلهای دُر،از بحر خاطر و قاد
هوش مصنوعی: من میخواهم با شادی و افتخار، زیورهای گرانبها و درخشانی را به پای میهمانیات بریزم که از عمق دل و افکارم برآمده است.
منم که یافته ام چیرگی و پیروزی
زبندگی تو بر جمله مطلب و مرتاد
هوش مصنوعی: من به این نتیجه رسیدهام که بر همه چیزهایی که به زندگیام مربوط میشود، تسلط و پیروزی تو را تجربه کردهام.
به خدمت تو امان یا فته ز صرف زمان
چنانکه از اثر سعی مرتضی مقداد
هوش مصنوعی: به خاطر خدمت به تو، زمان به خوبی صرف شده است، همانطور که تلاشهای مرتضی مقداد هم به نتایج مثبتی منجر شده است.
به ابر مرحمت و افتاب عاطفتت
رسید خوشه امّید من به وقت حصاد
هوش مصنوعی: به لطف و محبت تو، خوشههای امید من در زمان برداشت به ثمر نشستهاند.
میان زمره اقرانم از عنایت محض
تو کردی او حد از آن پس که بودم از آحاد
هوش مصنوعی: در میان گروه همسالان و همردیفانم، تو به لطف و محبت خود به من توجه کردی و مرا از سایرین ممتاز ساختی، بهطوری که قبل از آن، تنها یکی از افراد دیگر بودم.
ز تربیت چو کنی بیشتر نیایم کم
به نظم ونثر ز صابی و صاحب عباد
هوش مصنوعی: اگر بیشتر بر تربیت خود بکوشی، در نظم و نثر به اندازه صابی و صاحب عباد نخواهم رسید.
همیشه تا که به تقدیر صنع بی علت
بود فراخته این چهار طاق سیع شداد
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که تقدیر بدون هیچ دلیلی بود، این چهارطاقی بزرگ شیداد ساخته و پرداخته شد.
سرادقات جلالت کشیده باد چنان
که از بقاش طناب آید از دوام اوتاد
هوش مصنوعی: برجستگی و عظمت تو به قدری زیاد است که همچون طنابی از دوام و ثبات تو به وجود میآید.
قبای مدت دوران تو بدان قد باد
که دامنش ز درازی رسد به روز معاد
هوش مصنوعی: زمانهای که تو در آن زندگی میکنی، به قدری دراز و گسترده است که میتواند به روز حساب و رسیدگی نیز برسد.