مقطعات
کمال خجندی
»
مقطعات
شمارهٔ ۱ : الا ای صوفی مکشوف باطن
شمارهٔ ۲ : ای آنکه دفتر ما دیدی پر از حواشی
شمارهٔ ۳ : چو آید بر دلم اندوه بی وقت
شمارهٔ ۴ : ز بنده خسرو فخار اجازتی میخواست
شمارهٔ ۵ : چو بیتی به بیت خود نمدی
شمارهٔ ۶ : حافظ بربط نواز چنگ ساز
شمارهٔ ۷ : حمیدک همی گفت با دوستان
شمارهٔ ۸ : خادمی نااهل خوارزمی که باد
شمارهٔ ۹ : دی بمن شیرین لبی گفت این لغت
شمارهٔ ۱۰ : دهقان فضل عالم بردان هلال دین
شمارهٔ ۱۱ : ذاکر حق که دل روشنت از بیداریست
شمارهٔ ۱۲ : زر طلبان همچو در حلقه بگوش آمدند
شمارهٔ ۱۳ : ز ما ای صبا با محمد رسان
شمارهٔ ۱۴ : سوال کرد یکی از علای دین گلکار
شمارهٔ ۱۵ : سلیهائی کز سهند آمد من و یاران ز کوشک
شمارهٔ ۱۶ : صاحبا شوکت دی ماه بان پایه رسید
شمارهٔ ۱۷ : گفت صاحبدلی به من که چراست
شمارهٔ ۱۸ : مکن خواجه اصلاح شعر کمال
شمارهٔ ۱۹ : معایبی که در اشعار خواجه عصار است
شمارهٔ ۲۰ : میزند بنگ صاف/صرف مرشد خواف
شمارهٔ ۲۱ : یکی شعر سلمان زمن بنده خواست
شمارهٔ ۲۲ : آن میرکه در سماع سوزی دارد
شمارهٔ ۲۳ : اگر زهره شنیدی بانگ چنگت
شمارهٔ ۲۴ : از جناب رفیع داودی
شمارهٔ ۲۵ : ای بلبل خوش نغمه ز ما باد سلامت
شمارهٔ ۲۶ : بر سر بیمو حسام خلوتی را هرکه زد
شمارهٔ ۲۷ : بما آن صوفی ببریده بینی
شمارهٔ ۲۸ : به مجمعی که دف از قول خویش میزند لاف
شمارهٔ ۲۹ : پنج بیت قطعه ات کز گنج آمد فزون
شمارهٔ ۳۰ : ترک دنیای دون بگیر کمال
شمارهٔ ۳۱ : جز آه و ناله ندارم به عاشقی هنری
شمارهٔ ۳۲ : چون علاالدین ما بوقوت سماع
شمارهٔ ۳۳ : چوحاجی احمد کل از در شیخ
شمارهٔ ۳۴ : چو همدمی و مصاحب بجای چنگ ای نی
شمارهٔ ۳۵ : خواستم از صاحب مطبخ حساب
شمارهٔ ۳۶ : درسخنم کزو زنم لاف
شمارهٔ ۳۷ : گفت فرهاد آقا به میر ولی
شمارهٔ ۳۸ : مرا هست اکثر غزل هفت بیت
شمارهٔ ۳۹ : مرا یار از شکارستان مشگین
شمارهٔ ۴۰ : وقت است که استان زمان زرگر منی
شمارهٔ ۴۱ : آواز حزین سوزنی را
شمارهٔ ۴۲ : دو کمالند در جهان مشهور
شمارهٔ ۴۳ : دوش مهمان لب جانان شدم
شمارهٔ ۴۴ : ز شعر خویش جز وی و کلاهی
شمارهٔ ۴۵ : ز ضعف و صحت تن یار صرف خواندن از من
شمارهٔ ۴۶ : قطعه مدح تو گردید ترک شد مکتوب
شمارهٔ ۴۷ : طبع من هر چه بسازد بسر خوان سخن
شمارهٔ ۴۸ : طبع تو کمال کیمیایی است
شمارهٔ ۴۹ : باغی است پر از گل معانی
شمارهٔ ۵۰ : صوفیی علم لغت میکرد بحث
شمارهٔ ۵۱ : کردم از سید راگوی سوالی که ترا
شمارهٔ ۵۲ : کیسه مکن پر زر و سیم ای پسر
شمارهٔ ۵۳ : گفتم از مصر معانی بفرستم بتو باز
شمارهٔ ۵۴ : هفت بیت آمد غزلهای کمال
شمارهٔ ۵۵ : با فقاعی گفتم از روی مزاح
شمارهٔ ۵۶ : به نی گفت در خانقه صوفیی
شمارهٔ ۵۷ : پهلوان فقاعی ار ناگاه
شمارهٔ ۵۸ : از کتابت مشو جلال ملول
شمارهٔ ۵۹ : بهر بریان امیر زاده ما
شمارهٔ ۶۰ : جستم از یاری نشان آن پسر
شمارهٔ ۶۱ : حافظ نیکخوان نیک نویس
شمارهٔ ۶۲ : کسی کز عشق دولتمند گردد
شمارهٔ ۶۳ : دوش گفتم خلیل اچکو را
شمارهٔ ۶۴ : ای پاره ز چنگت به تن صوفی دلق
شمارهٔ ۶۵ : به سمع شیخ محمد ایا صبا برسان
شمارهٔ ۶۶ : دی عزیزی بعلاالدین گفت
شمارهٔ ۶۷ : مطبخ بی برگ مرا در سفر
شمارهٔ ۶۸ : ای حافظ عندلیب آهنگ
شمارهٔ ۶۹ : حاجی احمد گله میکرد که در خانه مرا
شمارهٔ ۷۰ : ای زه نم کلک شکر بار تو
شمارهٔ ۷۱ : بجز معنی حسام ملت و دین
شمارهٔ ۷۲ : زفاقه ره پر محنت و عذاب سفر
شمارهٔ ۷۳ : شاه را از فضل و رحمت پادشاه ذوالجلال
شمارهٔ ۷۴ : موریئی کان علا دین سازد
شمارهٔ ۷۵ : جوانی گفت با محبوب خوشگوی
شمارهٔ ۷۶ : جیم آقا گفت بهر قبر میر
شمارهٔ ۷۷ : حاجی کل از بر ما گرچه سوی قبله رفت
شمارهٔ ۷۸ : کرد حکیمی ز نظامی سوال
شمارهٔ ۷۹ : کمال اشعار اقرانت ز اعجاز
شمارهٔ ۸۰ : ما بتدریج در مقام سلوک
شمارهٔ ۸۱ : ما ز تشریف میر عبدالله
شمارهٔ ۸۲ : نشسته بر دم حمام دیدم آن مه را
شمارهٔ ۸۳ : با اکبر مسگر به دکان گفتم من
شمارهٔ ۸۴ : بود وقتی کمال اسماعیل
شمارهٔ ۸۵ : پیش چنگ دلخراشت صوفیانرا حافظا
شمارهٔ ۸۶ : گله کردی که زرنجور نکردی پرسش
شمارهٔ ۸۷ : این خیمه سرداق کمال است
شمارهٔ ۸۸ : جواب گفته های ما به تبریز
شمارهٔ ۸۹ : حسام کچل را یکی پیر راه
شمارهٔ ۹۰ : نکهت پیراهنت آمد بمن
شمارهٔ ۹۱ : آن خوش پسر که بردند در مکتب نظامش
شمارهٔ ۹۲ : ای طالب معانی در شاعری ز هر در
شمارهٔ ۹۳ : براه گرم بغداد این سلمان
شمارهٔ ۹۴ : دعای من این است در هر نمازی
شمارهٔ ۹۵ : به سمع معجری ای پیک عاشقان برسان
شمارهٔ ۹۶ : چو دیوان کمال افتد بدستت
شمارهٔ ۹۷ : دریاب کمال این سخن نازک و باریک
شمارهٔ ۹۸ : شیر مردانه بگفتم پندیت
شمارهٔ ۹۹ : طاس بازی بدیدم از بغداد
شمارهٔ ۱۰۰ : عمارت چرا میکند چیم آقا
شمارهٔ ۱۰۱ : گر گوشه بسازد سلطان حسین ما را
شمارهٔ ۱۰۲ : گفتههای لطیف بندهٔ خویش
شمارهٔ ۱۰۳ : محبت تو اماما فریضه چون روزه است
شمارهٔ ۱۰۴ : منشی چرخ را وترا ای فرید عصر
شمارهٔ ۱۰۵ : نی به آواز عود گفت نهفت