مجمع الاسرار
عبدالرحیم حائری
»
مجمع الاسرار
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین : اول دفتر سپاس حضرت دادار را
بخش ۲ - نَعت رسول (ص) : ساقیا باز از کَرَم برخیز و پرکن جام را
بخش ۳ - قصائد و غزلیات : شعر اول
بخش ۴ - شعر دوم : دل از غم یار، بی قرار است
بخش ۵ - شعر سوم : این دوبیت از غزلی به خاطر آمد بقیه آن فراموش شده است.
بخش ۶ - شعر چهارم : صبا به لطف بگو از دو زلف یار، حدیث
بخش ۷ - شعر پنجم : تا مُسَّلم در وجودم عشق را شد تخت و تاج
بخش ۸ - شعر ششم : خاصّان خدا اسیر دام دگرند
بخش ۹ - شعرهفتم : دل اسیر خطت ای تَرک پسر باید کرد
بخش ۱۰ - شعر هشتم : بویِ جانان یافت جان، از نَکهَتِ صبح وصال
بخش ۱۱ - شعر نهم : معشوق اگر به عاشق مسکین جفا کند
بخش ۱۲ - شعر دهم : دست طلب ز دامن مردان ره مگیر
بخش ۱۳ - شعر یازدهم : این ابیات در جواب و اِعتذار از اشعار عارف و شاعر مغربی تبریزی، که گفته است:
بخش ۱۴ - شعر دوازدهم : در برِ یاری و به خود مشغولی
بخش ۱۵ - شعر سیزدهم : جان به لب آمده عمریست بکار دل خویش
بخش ۱۶ - شعر چهاردهم : هزار شُکر خدا را که دست تو نرسید
بخش ۱۷ - شعر پانزدهم : ازعَدم آمده را راحله و زاد عدم
بخش ۱۸ - شعر شانزدهم : بسی اندیشهها بر صفحۀ خاطر، رقم کردم
بخش ۱۹ - شعر هفدهم : تا آنکه پریشانِ خیالِ تو شُدستم
بخش ۲۰ - شعر هیجدهم : تا به دامِ غمِ عشق تو گرفتار شدم
بخش ۲۱ - شعر نوزدهم : تا عَزم کوی آن بُت طَنّاز کردهایم
بخش ۲۲ - شعر بیستم : تَرک سر گفتم و پا در ره جانانه زدم
بخش ۲۳ - شعر بیست و یکم : دو اسبه پیک اجل میکشاندت به عدم
بخش ۲۴ - شعر بیست و دوّم : ما شیشۀ نام و ننگ برسنگ زدیم
بخش ۲۵ - شعر بیست و سوّم : ما سر به رضای دوست دادیم
بخش ۲۶ - شعر بیست و چهارم : سر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهادهایم
بخش ۲۷ - شعر بیست و پنجم : دین و دنیا بباد، یعنی من
بخش ۲۸ - شعر بیست و ششم : ای نالۀ افکار من، با هِجر او مَربوق شو
بخش ۲۹ - شعر بیست و هفتم : ای که از ناز به ما هیچ نگاهی نکنی
بخش ۳۰ - شعر بیست هشتم : تا تو دو زلف را چنین، پیچش و تاب میدهی
بخش ۳۱ - شعر بیست و نهم : یا رب از رحمت نظر فرما به سوی حائری
بخش ۳۲ - رباعیّات : رباعی اول
بخش ۳۳ - رباعی دوم : ای بی خبر از خویش، خبر نیست ترا
بخش ۳۴ - رباعی سوم : گر راهروئی براستی این، راه است
بخش ۳۵ - رباعی چهارم : یا رب همه عمرم به خطا گر بگذشت
بخش ۳۶ - رباعی پنجم : بُستانِ شباب و عمرم بی بر گردید
بخش ۳۷ - رباعی ششم : در بستر وصلِ یار، باید آسود
بخش ۳۸ - رباعی هفتم : نیم رخِ خود، یار پریچهره نمود
بخش ۳۹ - رباعی هشتم : ای دل به درست بودن خویش، مکوش
بخش ۴۰ - رباعی نهم : گر مست شدی ناله کن، امّا مَخروش
بخش ۴۱ - رباعی دهم : از هستیِ خویش بی تو من بیزارم
بخش ۴۲ - رباعی یازدهم : با مِهر توتا مُهرۀ دل باختهام
بخش ۴۳ - رباعی دوازدهم : گر دست دهد، رو به کنارش بنشین
بخش ۴۴ - رباعی سیزدهم : با او اگرت سِرّ است وعهدِ یاری
بخش ۴۵ - رباعی چهاردهم : تا آنکه تو از هستی خود با خبری
بخش ۴۶ - رباعی پانزدهم : بطاعت کوش اگر خواهی در توحید بگشائی
بخش ۴۷ - فردیّات : ۱- پشت پا بر دنیی وعُقبی زدن سهل است، سهل
بخش ۴۸ - فی المُفترقّات : دل از غم مِحنت زمانه
بخش ۴۹ - پیغام : رمزیا از مددِ طالع فرخندۀ تو
بخش ۵۰ - در تعیین طالع وقت : شمس در هر خانهای شد از بروج
بخش ۵۱ - تاریخ وفات والدی المبرور، الحاج شیخ عبدالحسین قُدّس سِرُّه : عَبدُالحُسَینِ الحَبرُ هَیَّنَالَهُ
بخش ۵۲ - مثنوی (معراج نامه) : دوش پیری، زِیت فکر افروز شد
بخش ۵۳ - فراق نامه : دلم چون شد به دام تو گرفتار
بخش ۵۴ - قَاعِدَةٌ حَائِرِیَّةٌ فِی جَفرِ الجَامِعِ : (جَعَلَ اللهُ عَلَیهَا سِترًا وَ حِجَابًا عَنِ الجُهَّالِ «وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ») ترجمه: «این یک قاعده و روش «حائری» در کتاب جَفر جامع است. خداوند بر این قاعده، پوشش و پردهای قرار دهد تا از دسترسی نادانان و نااهلان پنهان بماند.[همانطور که در قرآن سوره یس آیه ۹ فرمود:] و ما در برابر آنها سدی و در پشت سرشان سدی قرار دادیم، و چشمانشان را پوشاندیم؛ بنابراین آنها چیزی را نمیبینند.»
بخش ۵۵ - مقدمه (بر علوم جفر) : تمام عوالم ز بالا و پست
بخش ۵۶ - مقصود (بر علوم جفر) : فلک چون اساس و نظیره زمین
بخش ۵۷ - انجام کلام و اِعتذار از کِرام : قطعه
بخش ۵۸ - تاریخ وفات الوالد المَرحوم الحاج شیخ عبدالحسین (رَوَّحَاللّه ُروحَهُ الشَریف) : عَبدُالحُسینِ الحِبرُ، یا طوبَی لَهُ
بخش ۵۹ - احکام حج : فَازَ مَنْ فِی ثَانِی الْأَیَّامِ إِذَا وَافَی الْغُرُوبَا
بخش ۶۰ - بهارّیه : مگو که بار گرانست بر طبیعت دین
بخش ۶۱ - گلزار اسرار حائری : هُوَ اللهُ تَعَالَی شَأْنُهُ، اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَالصَّلَاةُ عَلَی نَبِیِّهِ وَ آلِهِ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
بخش ۶۲ - ادامه گلزار اسرار حائری : سؤال اوّل: