بخش ۴۷ - فردیّات
عبدالرحیم حائری
»
مجمع الاسرار
»
بخش ۴۷ - فردیّات
۱- پشت پا بر دنیی وعُقبی زدن سهل است، سهل
دل دمی زآن یار جانی برگرفتن مشکل است
۲ - بجز آن آستان، ما را سری نیست
جز آن حضرت هوای دیگری نیست
۳ - در وصالش نیست آرام و نه در هجرش قرار
پس مراد عاشق زار از چه حاصل میشود
۴ - گر به میخانه سری بود، مکوبش با پای
تو چه دانی که در این خانه چه سودا دارد
۵ - گوشه گیریّ من از بی حالتی است
بیبی از بی چادری مستور شد
۶ - گر بود دربانی از بهر کریم
پس چه فضلی هست او را بر لئیم
۷ - من از همه محرومترم بوالعجب این است
با اینهمه قربی که به درگاه تو دارم
۸ - پاسبانیّ رقیبان به چه ماند، دانی؟
گلّه موشی اگرش گربه کند، چوپانی
۹ - دیگر این فتنه نخواهد خوابید
مگر از خواب، تو بیدار شوی
۱۰ فراقت با منِ زار آنچنان کرد
که آتش میکند با مومیائی
۱۱- تو که یک قافلۀ دل، بدرقه در پی داری
به منِ زارِ دل افسرده، نظر کی داری
بخش ۴۶ - رباعی پانزدهم: بطاعت کوش اگر خواهی در توحید بگشائی
بخش ۴۸ - فی المُفترقّات: دل از غم مِحنت زمانه
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
مثنوی
منبع اولیه:
مهدی غفارزاده
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.