بخش ۴۸ - فی المُفترقّات
عبدالرحیم حائری
»
مجمع الاسرار
»
بخش ۴۸ - فی المُفترقّات
دل از غم مِحنت زمانه
با من درِ شِکوه دوش بگشود
که ایّام جوانیم تَبه شد از
بارِ بلا تنم بِفَرسود
از گریه شبی نیارمیدم
از ناله دَمی دلم نیاسود
تا کی ز تو نامراد باشم
نا کام به چند بایدم بود
هیچم نبود نصیب از یار
جز آتش هجر و آهِ پردود
زان سیم عِذار بهرهای نیست
ما را بجز این رُخ زَر اندود
در مانده شدم به کار و هردَم
غم بر غمم از غمِ تو افزود
نه یار که در کنار گیرم
نه دل که دَمی قرار گیرم
بخش ۴۷ - فردیّات: ۱- پشت پا بر دنیی وعُقبی زدن سهل است، سهل
بخش ۴۹ - پیغام: رمزیا از مددِ طالع فرخندۀ تو
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
مثنوی
منبع اولیه:
مهدی غفارزاده
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.