بخش ۴ - شعر دوم
عبدالرحیم حائری
»
مجمع الاسرار
»
بخش ۴ - شعر دوم
دل از غم یار، بی قرار است
و زآتش هِجر، پر شرار است
بیچاره دلم اسیر یاری است
کَش کُشته و مرده صد هزار است
بلبل همه نالد از غم گل
گل را چه غم از، غمِ هَزار است
تا بسته دلم به تار زُلفش
در سر هوس نوای تار است
این مَردم دیدۀ فِکارم
پیوسته براه، انتظار است
در راهِ طلب سرِ ارادت
بنهاده به خاک رهگذار است
دوشینه زدیم جامی و چَشم
ز آن باده هنوز، در خمار است
ای دل چه کنی دراز دستی
با طُرّۀ او ترا چه کار است
در پرده سخن بگو که منصور
از پرده دری به روی دار است
دائم دل حائری ازاین درد
افسرده وخسته و فِکار است
بخش ۳ - قصائد و غزلیات: شعر اول
بخش ۵ - شعر سوم: این دوبیت از غزلی به خاطر آمد بقیه آن فراموش شده است.
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه:
مهدی غفارزاده
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.