مراثی و نوحهها
یغمای جندقی
»
دیوان اشعار
»
مراثی و نوحهها
شمارهٔ ۱ : از ماریه رفتی اگر اخبار رسیدن
شمارهٔ ۲ : قصد هلاک کردند مقصود کن فکان را
شمارهٔ ۳ : ماه مدینه از حرم کرد چو راه کربلا
شمارهٔ ۴ : کمر بستی به خون ای پیر گردون نوجوانی را
شمارهٔ ۵ : زهی از دست سوگت چاک تا دامن گریبانها
شمارهٔ ۶ : حریم عصمت آنگه ناقه عریان سواریها
شمارهٔ ۷ : درفش افتاد عباس جوان را
شمارهٔ ۸ : آشوب بهم برزده ذرات جهان را
شمارهٔ ۹ : مقرون به هدف خواهی اگر تیر دعا را
شمارهٔ ۱۰ : در شبت پوشیده بینم روز محشر آفتاب
شمارهٔ ۱۱ : نی همین در چار ارکان شش جهت ماتم بپاست
شمارهٔ ۱۲ : زین مصیبت نه همین از خاکیان ماتم بپاست
شمارهٔ ۱۳ : سلخ ماه طرب و غره شهر الم است
شمارهٔ ۱۴ : هفته کین مه شر سال دغل قرن دغاست
شمارهٔ ۱۵ : خود کجا آن جسم نغز آن جان پاک ای ذوالجناح
شمارهٔ ۱۶ : خود ندانم تا چه خواهد کرد یزدان با یزید
شمارهٔ ۱۷ : زین عجب نشگفت اگر آمد شگفتی ها پدید
شمارهٔ ۱۸ : رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
شمارهٔ ۱۹ : شد چو گرد ذوالجناح از عرصه هیجا بلند
شمارهٔ ۲۰ : آن خدیو چار بالش صدر هفت ایوان چه شد
شمارهٔ ۲۱ : آن که با موکب او قافله ها دل برود
شمارهٔ ۲۲ : بیش از این در غم هجران تو خون خورد نشاید
شمارهٔ ۲۳ : ای ز بی آب لبت چشمی و هفتاد شمر
شمارهٔ ۲۴ : در عزایت چکنم گر نکنم خاک به سر
شمارهٔ ۲۵ : سرو و مه اگر نیست رخ و قامت اکبر
شمارهٔ ۲۶ : از مه نو باز در دست فلک خنجر نگر
شمارهٔ ۲۷ : اوفتد یوسف دیگر ز تو در چاه دگر
شمارهٔ ۲۸ : زاده زهرا به کام زاده مروان نگر
شمارهٔ ۲۹ : شهنشاهی که بودی گوی گردون گوی چوگانش
شمارهٔ ۳۰ : ای شمر شرمی از خدا خنجر مکش خنجر مکش
شمارهٔ ۳۱ : نوری که در لطافت از سایه تن بتابش
شمارهٔ ۳۲ : آسمان سا علم لشکر کفار دریغ
شمارهٔ ۳۳ : کوه و صحرا خصم و شاه کم سپه تنها دریغ
شمارهٔ ۳۴ : افراخت چو در ماریه سبط شه لولاک
شمارهٔ ۳۵ : همه زانداز توام بهره غم افتاد فلک
شمارهٔ ۳۶ : شکوه از چرخ ستمگر چکنم گر نکنم
شمارهٔ ۳۷ : درین ماتم خلیل از دیده خون بارید آذر هم
شمارهٔ ۳۸ : ای تشنه لبان را سر و سردار حسینم
شمارهٔ ۳۹ : تا بخاطر دری ای هیچ طرب دامادم
شمارهٔ ۴۰ : نه به آزادی ویران نه به بند آزادم
شمارهٔ ۴۱ : بر تو آن دیده و دل کو که به قانون گریم
شمارهٔ ۴۲ : آه که شد شکسته دل خسته جگر برادرم
شمارهٔ ۴۳ : می رسد خشک لب از شط فرات اکبر من
شمارهٔ ۴۴ : شهسوار دین فکندی از تکاور آسمان
شمارهٔ ۴۵ : شهسوار ملک دین از زین فتاد ای آسمان
شمارهٔ ۴۶ : دل کان آتش رخ رود جیحون
شمارهٔ ۴۷ : چون به مصیبت از ازل رفت همی قضای من
شمارهٔ ۴۸ : خشک لب دل سوختی دریای دین را دهر دون
شمارهٔ ۴۹ : خود چگویم ای دل اندر این رزیت چون شوی چون
شمارهٔ ۵۰ : ناوک کینه در کمان لشکر فتنه در کمین
شمارهٔ ۵۱ : تفریق جسم و جان است بدرود دوستداران
شمارهٔ ۵۲ : سوی مدینه ای صبا افتد اگر عبور تو
شمارهٔ ۵۳ : دلم از زندگانی سخت سیره
شمارهٔ ۵۴ : چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردی
شمارهٔ ۵۵ : بر آفتاب یثرب افکند سایه شامی
شمارهٔ ۵۶ : پس از مرگ تو گیتی جاودانی
شمارهٔ ۵۷ : خون بود دل ز هجرم نیمی کباب نیمی
شمارهٔ ۵۸ : نه ز آسمان توجه نه زاختر اعتنائی
شمارهٔ ۵۹ : از توام با همه حسرت نه سراغی نه صفائی
شمارهٔ ۶۰ : قاسم ای جشن طرب بر تو تباه
شمارهٔ ۶۱ : قاسم ای خانه صبر از تو خراب
شمارهٔ ۶۲ - نوحه سینه زنی به شکل رباعی : تا ماریه شد حریر پوش از دم تو
شمارهٔ ۶۳ : چو از گردش چرخ زینت عرش برین
شمارهٔ ۶۴ : از خیل بشر آه به گردون خیزد
شمارهٔ ۶۵ : ای بر تن تو جامه جان چاک دریغ
شمارهٔ ۶۶ : خم پشت سپهر از قد موزون حسین
شمارهٔ ۶۷ : ماند آه بهین گوهر دریای حیات
شمارهٔ ۶۸ : در سوگ تو آسمان زمین زیر و زبر
شمارهٔ ۶۹ : از هفت سپهر اگر چه افزون گریم
شمارهٔ ۷۰ - نویافته ها : شاه دین گفت به رحمت همه اصحاب صفا را
شمارهٔ ۷۱ : ای دل به عزا راست کن آهنگ فغان را
شمارهٔ ۷۲ : پا منه بر طاق این فیروزه منظر آفتاب
شمارهٔ ۷۳ : تا زچمن خانه زین بر زمین
شمارهٔ ۷۴ : باز چرخ سفله پرور طرح دیگر می کشد
شمارهٔ ۷۵ : به دشت کربلا سلطان دین را چون گذار آمد
شمارهٔ ۷۶ : شاهنشهی که برتر از عرش آستانش
شمارهٔ ۷۷ : چشم و دل از جمال تو گشت چو داد ایمنم
شمارهٔ ۷۸ : عباس عمو جان تو مرو جانب میدان
شمارهٔ ۷۹ : افق از عکس شفق باز به خون شسته جبین
شمارهٔ ۸۰ : خم شد از باد مخالف قد رعنای حسین
شمارهٔ ۸۱ : شد نگون رایت عباس علم دار حسین
شمارهٔ ۸۲ : می کشد دیگر سپه سلطان کین
شمارهٔ ۸۳ : از کید اختر از جور گردون علی
شمارهٔ ۸۴ : این نوحه از سیف الله میرزا فرزندفتحعلیشاه است که یغما جرح و تعدیلی در آن کرده. لیکن در برخی از نسخه های خطی به نام یغما درج شده و نوحه خوانان و مرثیه گویان ولایت جندق و بیابانک نیز آنرا از وی می دانند:
شمارهٔ ۸۵ : نوحه زیر نیز از آثار سیف الله میرزا است که به نام یغما شهرت یافته و مرحوم اسمعیل هنر درحاشیه نسخه خطی خود توضیح داده که مرحوم یغما فقط حک و اصلاحی در آن نموده است: