برگردان به زبان ساده
نوری که در لطافت از سایه تن بتابش
کوکب فکند عریان پیکر در آفتابش
هوش مصنوعی: نوری که به لطافت خاصی از سایهی وجود او میتابد، باعث میشود که ستارهها از زیبایی او خجالت بکشند و در برابر تابش آفتابش، خود را بیپوشش نشان دهند.
در پهنه بعد کشتن بر نی پس از بریدن
سر رفت بر سپهرش تن سود بر ترابش
هوش مصنوعی: پس از کشتن، سر را روی نیزه میزنند و بدن را به آسمان میبرند تا از خاکش بهرهای ببرند.
آن تن که خاک او عرش پامال بی حسابان
بر فرق آسمان خاک و این طرفه احتسابش
هوش مصنوعی: بدن او به قدری عظیم و با ارزش است که خاکش بر روی عرش خداوند قرار گرفته و در برابر آسمان قرار دارد. این افراد به قدری قابل توجه و مهم هستند که هیچ حساب و کتابی نمیتواند ارزش واقعی آنها را بیان کند.
در تاب تشنه کامی و از اشک تشنه کامان
چون پا نهاد در خون از سر گذشت آبش
هوش مصنوعی: در گرما و عطش، وقتی که شیرینی و لذت زندگی را جستجو میکرد، با پا گذاشتن روی زمین خونین، خود را از مشکلات و گرفتاریها عبور داد.
از خون حلق ابطال بحری روان که در وی
افلاک کمترین موج انجم کمین حبابش
هوش مصنوعی: از خون حلقههای باطل، دریاهایی در حال جاری است که در آن، آسمانها کمترین موج ستارهها را در حباب خود پنهان میکنند.
از برق آه اطفال شیب و فراز کیهان
چون جان تشنه کامان پیکر در التهابش
هوش مصنوعی: از صدای ناله و آه کودکان، جغرافیای آسمان و زمین به شور و هیجان میآید، مانند جانهایی که از تشنگی در التهاب هستند.
در حجله گر عروسی دامادی ار به تختی
خاکش به دیده سرمه دستان به خون خضابش
هوش مصنوعی: اگر در اتاق عروسی، دامادی بر تختی خاکی بخوابد، دستانش که به خون خضاب شده، در چشمها همچون سرمه نمایان خواهد شد.
آن کش ز مزرع سور نامد نصیب مشتی
از خرمن مصیبت خروارها نصابش
هوش مصنوعی: کسی که از زمین سوخته چیزی نصیبش نمیشود، به همان اندازه که در سختیها و مصیبتها با او روبرو میشود.
گردون کینه پرورد در مهر این درنگش
بدخواه مهر پرداخت بر کین آن شتابش
هوش مصنوعی: آسمان در حال پرورش کینه است و در برابر عشق، این تأخیر او باعث ایجاد دشمنی میشود و عجله او در کینه و دشمنی، نتیجهای ناخوشایند به همراه دارد.
آن سیل اشک بر خاک جاری تر از فراتش
این تیر آه بر چرخ پران تر از شهابش
هوش مصنوعی: آن اشکها بهقدری زیاد و روان است که از آب فرات هم بیشتر است و این آه به قدری شدید و پرقدرت است که از پرتاب شهابسنگها هم سریعتر و قویتر بهنظر میرسد.
گر محملی شکستند در یکدگر ستونش
ور خیمه ای گسستند بر یکدگر طنابش
هوش مصنوعی: اگر باربری در هم بشکند، پایهاش از هم جدا میشود و اگر چادر یا خیمهای پاره شود، طنابهایش از هم میافتند.
گر دختری به زنجیر گیسو حفاظ گردن
ور مادری به چنبر کف ها به رخ نقابش
هوش مصنوعی: اگر دختری با گیسوانش به زنجیر کشیده شود و یا مادری با دستانش چهرهاش را بپوشاند، این وضعیت نشاندهندهی محدودیتها و تحفظهایی است که در جامعه وجود دارد.
گر بسته ای سواره ور خسته ای پیاده
آن لطمه عنانش و این صدمه رکابش
هوش مصنوعی: اگر سوار بر اسبی هستی و خستهای، یا پیادهروی و در حال راه رفتن، هر دو آسیبهایی دارند. یکی به خاطر سهولت و سرعت ممکن است به زین آسیب برسد و دیگری، به خاطر پیادهروی، ممکن است به پاهایش فشار بیفتد.
آن آه شعله خیزش در سینه آتش صرف
این اشک دجله انگیز در دیده خون نابش
هوش مصنوعی: آن آهی که از دل برمیخیزد، چون شعلهای آتشین است و آن اشکی که از چشمان به دلیل دلتنگی و اندوه میریزد، گویی سرچشمهای از خون و درد است.
آن کآشناش از دور چشم مشاهدت کور
نزدیک دید و روشن بیگانه بی حجابش
هوش مصنوعی: آن کسی که آشنایش را از دور نمیتواند ببیند و وقتی نزدیک میشود، با چشم دل روشن او را میبیند؛ اما بیگانه را بدون حجاب و پوشش میبیند.
گر بسته ای بلاسنج از رنج رحلت آزاد
بار اقامت افتاد چون گنج در خرابش
هوش مصنوعی: اگر از رنج مرگ به آرامش رسیدهای، آزادی و آسایش تو در این دنیا مانند گنجی در ویرانههاست.
در آن خرابه محتاج بیماری ار به درمان
از پاره جگر قوت وز خون دل شرابش
هوش مصنوعی: در آن ویرانه، اگر کسی بیمار باشد و به درمان نیاز داشته باشد، میتواند از قوت جگر پاره و خون دل به او نوشیدنی قوی و دلنشینی بدهند.
از خواب و خورد گوید گر بینوا یتیمی
بر خاک و خون فراهم سامان خورد و خوابش
هوش مصنوعی: اگر یتیمی بیچاره در وضعیت سختی روی زمین و در میان خون و خاک به سر میبرد، حتی خواب و خوراکش نیز تحت تاثیر همین شرایط نامناسب است.
یغما به حشر نارد هیچ از محاسبت باک
چون محتسب تو باشی چه اندیشه از حسابش
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر تو خود قاضی باشی، نگران محاسبه اعمال دیگران نخواهی بود.