برگردان به زبان ساده
افراخت چو در ماریه سبط شه لولاک
خرگاه اقامت
هوش مصنوعی: چون درختی که بر افراشت، مانند ماریه، ناز و زیبایی تو، ای شاه، مانند جایی است که محل استقرار و زندگی است.
از هفت زمین تا نهمین خیمه افلاک
برخاست قیامت
هوش مصنوعی: همهچیز از عمق زمین تا بالاترین آسمانها دگرگون شد و نشانههای روز قیامت ظهور کرد.
ز اندیشه این رنج طرب کاه غم انگیخت
کز چرخ فرو ریخت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از تفکر و اندیشهام، شادی و خوشحالی کم شده و غم بر من غلبه کرده است، انگار که از دوران سختیها و مشکلات رهایی یافتهام.
سر زیر زمین ساخت نهان از زبر خاک
سامان سلامت
هوش مصنوعی: زیر زمین، به دور از چشم و از سطح خاک، ساختاری برای حفظ و نگهداری سلامت به وجود آوردهاند.
صف صف سپه از کوفه در آن دشت روان سفت
با کاوش و کین جفت
هوش مصنوعی: سربازان از کوفه صفبهصف به سمت دشت حرکت میکنند، با هدف و عزم راسخ، آماده برای نبرد و انتقام.
نز خوی خود آزرم و نه از روز جزا باک
جستند مقامت
هوش مصنوعی: نه از حقیقت خود شرم دارم و نه از روز قیامت هراسی دارم.
ممنوع ز آب آمد و دل تفته به خواری
با خیل سراری
هوش مصنوعی: به دلیل ممنوعیت ورود به آب، دل آدمی در حسرت و ناراحتی قرار گرفت و در پی چیزهای دیگر به راه افتاد.
می جست و نمی یافت به جز دیده نمناک
دریای کرامت
هوش مصنوعی: او در جستجوی چیزی بود، اما جز چشمانی پر از اشک و دریای بزرگی از مهربانی و بخشش نیافت.
زاین گل که فلک داد به آب از در پیکار
پنهان و پدیدار
هوش مصنوعی: از این گل که آسمان به ما داده، همیشه در جنگی نهان و آشکار وجود دارد.
فرسوده خاک آمد و آلوده خاشاک
گلزار امامت
هوش مصنوعی: خاک کهنه و فرسوده به همراه علفهای خشک و بیکیفیت، نشاندهنده ناهمخوانی و ناپاکی در زمینهای است که به عنوان گلزار امامت شناخته میشود.
خواهر نه برادر نه در آن دشت بلاخیز
مادر نه پدر نیز
هوش مصنوعی: در آن دشت پرخطر، هیچ کس جز من نیست؛ نه خواهری دارم، نه برادر، و نه حتی مادری یا پدری.
از خاک که بردارد و از خون که کند پاک
آن عارض و قامت
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت طبیعی اشاره دارد. از خاک و خون، که نماد زندگی و حیات هستند، چیزی زیبا و دلربا به وجود میآید. به عبارتی، زیبایی و قامت کسی که جذاب است، از زندگی و تلاشهای هستی برمیخیزد و از ناپاکیها و سختیها پاک میشود.
خود سنگدلی بین که به خونریز گشودند
صد دست و نسودند
هوش مصنوعی: خودت ببین چه سنگدلانه عمل کردند که برای به خونریزی کشاندن، صدها دست را به کار گرفتند و با این وجود هیچ سودی هم نبردند.
یک ره ز پی معذرت بازوی چالاک
انگشت ندامت
هوش مصنوعی: یک مسیر برای عذرخواهی وجود دارد و آن اینکه با دست چالاک و فعال، نشان ندامت و پشیمانی خود را به نمایش بگذاری.
آن تن که نه در پای تو بر راه رضا چست
دست از سر و جان شست
هوش مصنوعی: آن کسی که در مسیر رضایت تو قدم نمیزند و از تمام وجودش برای تو فداکاری نمیکند، باید از زندگی و استفاده از جان و اندیشهاش دست بردارد.
چون پرده بدخواه تو سر تا به قدم چاک
از تیر ملامت
هوش مصنوعی: وقتی که دشمنان تو، از سر تا پا، با تیرهای سرزنش به تو آسیب رساندهاند...
صد ره اگر ایام کشد جان دو کیهان
در معرض قربان
هوش مصنوعی: اگر هزار بار زمان بگذرد و جان من را در برابر دو جهان قربانی کند، باز هم این کار را انجام میدهم.
نرهد به ازای دیه خون تو حاشاک
از قید غرامت
هوش مصنوعی: از نظر او، گرفتن دیه یا غرامت برای خون تو قابل قبول نیست و او به خاطر تو نمیخواهد تحت هیچ شرایطی در قید پرداخت بماند.
از کوی تو صد صرصر اگر چرخ براند
بردن نتواند
هوش مصنوعی: هرچند که بادهای تند از کوی تو بوزند و آسمان به هم بریزد، نمیتواند مرا از آنجا دور کند.
روزی که نماند به جهان غیر کفی خاک
از خسته علامت
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که تنها نشانهای از زندگی در دنیا باقی نخواهد ماند و آن هم فقط مقدار کمی خاک خواهد بود که از خستگی و تنهایی بر جای مانده است.