قطعات
سلیم تهرانی
»
دیوان اشعار
»
قطعات
شمارهٔ ۱ - در تهنیت وزارت یافتن اسلام خان : ای سواد هند از کلکت نگارستان چین
شمارهٔ ۲ - خطاب به بزرگی سروده : ای به دست تو قلم گشته کلید در فیض
شمارهٔ ۳ - در تقاضا : ای شکنج آستینت موج دریابار جود
شمارهٔ ۴ - هجو کاسهٔ چینی : یکی پیالهٔ چینی برای خوردن آب
شمارهٔ ۵ - در مذمت پوستین خود و حسن طلب برای پوستینی دیگر : صاحبا! سرورا! خداوندا!
شمارهٔ ۶ - تعریف دختر برهمن : برهمن دختری دیدم به دیری
شمارهٔ ۷ - در مدح : ای آفتاب مشرق دین کز فروغ صدق
شمارهٔ ۸ - راه گم کردن در نجف معلی : یک شبی هنگام برگردیدن از طوف نجف
شمارهٔ ۹ - اظهار افلاس خود و طلب تدارک : ای سروری که بر در دولتسرای تو
شمارهٔ ۱۰ - تعریف خانه ی اسلام خان و تاریخ بنای آن : در زمان خلافت شه دین
شمارهٔ ۱۱ - در توصیف خانه ی اسلام خان : این نگارین خانه را دیوار و در آیینه است
شمارهٔ ۱۲ - تاریخ و توصیف بنای اسلام خان : ای خجسته بنا، ز رونق تو
شمارهٔ ۱۳ - ستایش و تاریخ بنای اسلام خان : بهار گل دولت اسلام خان
شمارهٔ ۱۴ - مذمت جمعی حساد : در اقلیم معنی سلیم آن مسیحم
شمارهٔ ۱۵ - گرفتن طلب خود از خواجه ی ممسک : شکر کز خواجه گرفتم طلب خویش سلیم
شمارهٔ ۱۶ - در آزار دمل خود : آه ازین دمل که شد از سینهٔ من آشکار
شمارهٔ ۱۷ - هجو ملا وفا : منزل اهل سخن، ملا وفا کز شرم او
شمارهٔ ۱۸ - در هجو : ای آن که عیبجویی من پیشه کردهای
شمارهٔ ۱۹ - باز فرستادن خربزه : کام بخشا! ز تو شد خربزه ای لطف مرا
شمارهٔ ۲۰ - بس که می ترسم میان ما و او : بس که میترسم میان ما و او
شمارهٔ ۲۱ - سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در تو : سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در تو
شمارهٔ ۲۲ - زان دشمن نزدیک که دورش نتوان کرد : زان دشمن نزدیک که دورش نتوان کرد
شمارهٔ ۲۳ : فراوان تاجداران را که از مرگ
شمارهٔ ۲۴ - درین دریا که از آشوب طوفان : درین دریا که از آشوب طوفان
شمارهٔ ۲۵ - طلب شراب : ای سحاب حدیقه ی احسان
شمارهٔ ۲۶ - تعریف امینای مطرب : امینا طوطی بلبل ترانه
شمارهٔ ۲۷ - در هجو شخصی : خواجه بشنو حدیث راست ز من
شمارهٔ ۲۸ - تعریف شخصی : ای که خورشید چو آیینه ز خجلت رو ساخت
شمارهٔ ۲۹ - مذمت امساک شاهان : هرچه شاهان عصر ما دیدند
شمارهٔ ۳۰ - هر که نخل بلند طبع مرا : هر که نخل بلند طبع مرا
شمارهٔ ۳۱ - چو سامان عشرت مهیا شود : چو سامان عشرت مهیا شود
شمارهٔ ۳۲ : چو سرنوشت کسی گشت در جهان کاری
شمارهٔ ۳۳ : در مجلس وصل یار ای دل
شمارهٔ ۳۴ - هجو شخصی که به ضیافت رفته بود : ای گلبن باغ حسن، آخر
شمارهٔ ۳۵ - هجو خواجه حسن : با هرکه نشنید نفسی، خواجه حسن را
شمارهٔ ۳۶ - هزل : امشب شده دلبری دچارم
شمارهٔ ۳۷ - هجو پسر تریاکی : چشم بد دور، خواجه را پسری ست
شمارهٔ ۳۸ - هست کارم به مجلسی که درو : هست کارم به مجلسی که درو
شمارهٔ ۳۹ - هجو کاتب : کاتبی دارم که چون بر دست گیرد خامه را
شمارهٔ ۴۰ - در نرسیدن صله : ای آن که به مدح تو ز من آنچه سزا بود
شمارهٔ ۴۱ : کار با جمعی مرا افتاده در بحث سخن
شمارهٔ ۴۲ - هجو حساد شعر : سلیم اعدای تو حیوان چندند
شمارهٔ ۴۳ - صاحب مال و جاه را ز جهان : صاحب مال و جاه را ز جهان
شمارهٔ ۴۴ - هرچند که تاجریم ای غیر : هرچند که تاجریم ای غیر
شمارهٔ ۴۵ - هجو کسی : خواجه از بس ممسک و رذل و خسیس افتاده است
شمارهٔ ۴۶ - طلب کلاه : شب خرد دید سربرهنه مرا
شمارهٔ ۴۷ - در باب منع بواب که اجازهٔ آمدن نداد : صاحبا! مقصود صاحب دولتان از پرده دار
شمارهٔ ۴۸ - بی سواری در سواد هند بودن مشکل است : بی سواری در سواد هند بودن مشکل است
شمارهٔ ۴۹ - موسم عیش، طفلی و پیری ست : موسم عیش، طفلی و پیری ست