برگردان به زبان ساده
ای آفتاب مشرق دین کز فروغ صدق
روی تو همچو صبح، دم از نور میزند
هوش مصنوعی: ای خورشید که روشنیات حقیقت دین را میتاباند و چهرهات مانند صبح، نور را به جهان میآورد.
نازم به همت تو که در خرقهٔ نمد
ساغر ز کاسهٔ سر فغفور میزند
هوش مصنوعی: من به تلاش و ارادهٔ تو علاقهمندم، زیرا تو در حالی که لباس پشمی پوشیدهای، از سر خود شراب میریزی و مینوشی.
جام تو از شراب تجلی لبالب است
شوق تو می ز خمکدهٔ طور میزند
هوش مصنوعی: جام تو پر از شراب روشنایی است و شوق تو از خمرهٔ راز و معرفت به عرصه میزند.
دعوی درد با تو کند گر به راه عشق
دلتنگی تو بر کمر مور میزند
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق و دلتنگی به تو مراجعه کند، از شدت احساساتش چنان فشاری احساس میکند که مانند نگهبان دور کمر مور در حال ناله و شکایت است.
بر خاک درگه تو ز پاس ادب سلیم
چون آفتاب، بوسهای از دور میزند
هوش مصنوعی: به خاطر احترام و ادب، من از دور به خاک محل تو مانند آفتاب یک بوسه میزنم.