ذرات گردنده [۷۳-۵۷]
خیام
»
ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت
»
ذرات گردنده [۷۳-۵۷]
رباعی ۵۷ : از تن چو برفت جان پاک من و تو
رباعی ۵۸ : * هر ذره که بر روی زمینی بوده است
رباعی ۵۹ : ای پیرِ خردمند پِگَهْتر برخیز
رباعی ۶۰ : بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
رباعی ۶۱ : ابر آمد و زار بر سرِ سبزه گریست
رباعی ۶۲ : چون ابر به نوروز رخِ لاله بشست،
رباعی ۶۳ : هر سبزه که بر کنار جویی رُستهاست،
رباعی ۶۴ : مِی خور که فلک بهر هلاک من و تو
رباعی ۶۵ : دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد
رباعی ۶۶ : بردار پیاله و سبو ای دلجو
رباعی ۶۷ : بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی
رباعی ۶۸ : زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرری
رباعی ۶۹ : * بر کوزهگری پریر کردم گذری
رباعی ۷۰ : * هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری
رباعی ۷۱ : در کارگه کوزهگری کردم رای
رباعی ۷۲ : این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
رباعی ۷۳ : در کارگهِ کوزهگری بودم دوش