رباعیات
صفی علیشاه
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : هستی نبود سزای کس غیر خدا
شمارهٔ ۲ : ای آنکه خدای خویش دانیم ترا
شمارهٔ ۳ : افسوس ز گام بر غلط هشته ما
شمارهٔ ۴ : ای آنکه توئی بههستییِ خود واجب
شمارهٔ ۵ : اثنی عشری ز زادهیِ بوطالب
شمارهٔ ۶ : از معنی کنت کنز دریاب نکات
شمارهٔ ۷ : در صرف وجود فرق و تمییزی نیست
شمارهٔ ۸ : عالم چو حباب و هستییِ حق چو یَم است
شمارهٔ ۹ : از حق چون بنای ملک در تنظیم است
شمارهٔ ۱۰ : چون شاهد ما بخود نمائی برخاست
شمارهٔ ۱۱ : گوید همه چیز و هر کسی حق با ماست
شمارهٔ ۱۲ : معشوق چنانکه جاذب عشاق است
شمارهٔ ۱۳ : تا دل نشود بریده از دلخواهت
شمارهٔ ۱۴ : ای آنکه دو عالم است احیا ز دمت
شمارهٔ ۱۵ : در خُلق و خویش خُلق نکو ممتحن است
شمارهٔ ۱۶ : الله که هر شکسته را دل سوی اوست
شمارهٔ ۱۷ : هنگام سحور جلوه پیر خوش است
شمارهٔ ۱۸ : از سِرِّ علی که جز علی آگاه است
شمارهٔ ۱۹ : ای جود تو بر وجود اشیاء باعث
شمارهٔ ۲۰ : ای آنکه ز حقّی به رسالت مبعوث
شمارهٔ ۲۱ : ای آنکه به هر غمی توئی یار و مغیث
شمارهٔ ۲۲ : یک نکته بگویمت به تحقیق بسنج
شمارهٔ ۲۳ : گویم سخنی نه از ره نفس و مزاج
شمارهٔ ۲۴ : زان پیش که منهدم شود کاخ مزاج
شمارهٔ ۲۵ : صوفی که فِکَندَ از تن و سرخرقه و تاج
شمارهٔ ۲۶ : یارب به نبی خدیو ملک و معراج
شمارهٔ ۲۷ : ای آنکه منزهی ز ترکیب و ز زوج
شمارهٔ ۲۸ : ساقی قدحی که او بود صیقلِ روح
شمارهٔ ۲۹ : ای آنکه رود بقالب از امر تو روح
شمارهٔ ۳۰ : ای لعل لب تو معجز خضر و مسیح
شمارهٔ ۳۱ : بیمهر علی که هست میزان فلاح
شمارهٔ ۳۲ : ای آنکه مقلب مسائی و صباح
شمارهٔ ۳۳ : هستی یم و دین کشتی و حیدر ملاح
شمارهٔ ۳۴ : ای ماه من ای نگار شیرینپاسخ
شمارهٔ ۳۵ : یغمای نگاه بین که آن دلبر شوخ
شمارهٔ ۳۶ : از آنکه بجز توأم پناهی نبود
شمارهٔ ۳۷ : ما را سر ملک و فکر شاهی نبود
شمارهٔ ۳۸ : زین منزل جسم عاقبت نقل بود
شمارهٔ ۳۹ : بر ما اگر ابلهی بناگاه زند
شمارهٔ ۴۰ : گر کار جهان بوفق دلخواه نشد
شمارهٔ ۴۱ : آنانکه بمعرفت مسلم بودند
شمارهٔ ۴۲ : آنانکه براه عقل و برهان رفتند
شمارهٔ ۴۳ : گر کار جهان به میل ما ساز نشد
شمارهٔ ۴۴ : یارب غلطم فزون ز مقدار بود
شمارهٔ ۴۵ : کس خاطر من بیارئی شاد نکرد
شمارهٔ ۴۶ : یارب چو من ار گناهکاری باشد
شمارهٔ ۴۷ : ای آنکه بجز تو هرگزم یار نبود
شمارهٔ ۴۸ : ای آنکه بجز تو یار و همراز نبود
شمارهٔ ۴۹ : یارب همه عالم به پناهی نازند
شمارهٔ ۵۰ : ای آنکه دل شکسته جای تو بود
شمارهٔ ۵۱ : زاهد که مواعظش بجز نیش نبود
شمارهٔ ۵۲ : ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد
شمارهٔ ۵۳ : هر کس که رهی گزید رهبر نشود
شمارهٔ ۵۴ : درویش اگر فنای فی الله شود
شمارهٔ ۵۵ : رفتن بخرابات حسابی دارد
شمارهٔ ۵۶ : میخانه ما گشاده با بی دارد
شمارهٔ ۵۷ : خوش ، آنکه حدیث کفر و ایمان نشنید
شمارهٔ ۵۸ : باری ز جنون و عقل ما بار نشد
شمارهٔ ۵۹ : هر لحظه صفی حساب ره باید کرد
شمارهٔ ۶۰ : چون بود ظهور لازم ذات وجود
شمارهٔ ۶۱ : حاشا که کسی شراب را فاش خورَد
شمارهٔ ۶۲ : عاقل می پخته را به خامی نخورد
شمارهٔ ۶۳ : امید مراست ز آفرینندهیِ خود
شمارهٔ ۶۴ : گویند گناه چونکه پیوسته شود
شمارهٔ ۶۵ : ای لطف تو از حوادث دهر ملاذ
شمارهٔ ۶۶ : نیکی کنی ار بخلق منت مگذار
شمارهٔ ۶۷ : ای نار خدای پاک و بیمثل و نظیر
شمارهٔ ۶۸ : گرباده خوری با صنمی زیبا خور
شمارهٔ ۶۹ : می را بیقین بدست انجام مخور
شمارهٔ ۷۰ : یارب نشود بلاکشی محرم هجر
شمارهٔ ۷۱ : شد عمر و به طبع خواهشم هست هنوز
شمارهٔ ۷۲ : ای باب هدایتت بخلقان همه باز
شمارهٔ ۷۳ : ای آنکه بذات خود عظیمی و عزیز
شمارهٔ ۷۴ : عمرت رود ارتمام برجرم و هوس
شمارهٔ ۷۵ : گر سالک عارفی و بیعیب و عبوس
شمارهٔ ۷۶ : ای آنکه مکمل عقولی و نفوس
شمارهٔ ۷۷ : بر بنده رو سیاه یارب تو ببخش
شمارهٔ ۷۸ : گویم سخنی ترا از الهام سروش
شمارهٔ ۷۹ : مائیم قلندران وارسته ز خویش
شمارهٔ ۸۰ : جز پوست خود صفی به تن خرقه مپوش
شمارهٔ ۸۱ : در خانه و شهر و خلوت و انجمنش
شمارهٔ ۸۲ : شئیی بنظر نمایدت تا ناقص
شمارهٔ ۸۳ : ای ذات تو بر جمیع ذرات مفیض
شمارهٔ ۸۴ : یارب من اگرچه رفت عمرم به غلط
شمارهٔ ۸۵ : گر راه روی تجاوز از خط صراط
شمارهٔ ۸۶ : لفظی که نباشد آگه از وی لافظ
شمارهٔ ۸۷ : ای کون و مکان ز خوان جودت محفوظ
شمارهٔ ۸۸ : گر میری و مرتراست اقلیم وسیع
شمارهٔ ۸۹ : گر حق طلبی بحق خود شو قانع
شمارهٔ ۹۰ : باشد گرت از وجود درویش سراغ
شمارهٔ ۹۱ : یکرنگ بخم کن فکان زد صباغ
شمارهٔ ۹۲ : صوفی نشود کسی به پوشیدن صوف
شمارهٔ ۹۳ : ای خسرو مُلک و دین شهنشاه نجف
شمارهٔ ۹۴ : دیدیم در این جهان بچشم تحقیق
شمارهٔ ۹۵ : تا بر نکنی با صطفای دل و دلق
شمارهٔ ۹۶ : گر مَردی و نیست پای اکرامت لنگ
شمارهٔ ۹۷ : ای هستیت از تمیز خلقان همه پاک
شمارهٔ ۹۸ : ای آنکه منزهی تو از شبه و شریک
شمارهٔ ۹۹ : ای آنکه توئی بذات خود عین کمال
شمارهٔ ۱۰۰ : گر طالب ره شدی ز مردان سبل
شمارهٔ ۱۰۱ : ای آنکه بذات تست ذات تو دلیل
شمارهٔ ۱۰۲ : یارب بتو عرض ناتوانی چکنم
شمارهٔ ۱۰۳ : یارب ز گناه خویش شرمنده منم
شمارهٔ ۱۰۴ : ای شیر خدا ولی حق مالک دین
شمارهٔ ۱۰۵ : یارب تو ببخشای بناداری من
شمارهٔ ۱۰۶ : ای شیر خدا ولی حق مالک دین
شمارهٔ ۱۰۷ : یارب تو مرا بیار من مقرون کن
شمارهٔ ۱۰۸ : ای آنکه تو خالقی و ما بنده تو
شمارهٔ ۱۰۹ : با نیک و بد زمانه نزدیک مشو
شمارهٔ ۱۱۰ : دام است جهان صفی پیدانه مرو
شمارهٔ ۱۱۱ : عالم بمثال چون سرابست همه
شمارهٔ ۱۱۲ : ای آنکه تو واقفی ز احوال صفی
شمارهٔ ۱۱۳ : گر بگذری ای صفی ز هر دلخواهی
شمارهٔ ۱۱۴ : گر جز بخدای حاجت خویش بری
شمارهٔ ۱۱۵ : حاجت بخدا اگر بری خوانده شوی
شمارهٔ ۱۱۶ : ای آنکه بروز محنتم یار توئی
شمارهٔ ۱۱۷ : ای شیر خدا که سِرِّ ایجاد توئی
شمارهٔ ۱۱۸ : ای آنکه عیان کننده روز و شبی
شمارهٔ ۱۱۹ : ای آنکه نظر بجرم آدم نکنی
شمارهٔ ۱۲۰ : حاشا که شراب پخته را خام خوری
شمارهٔ ۱۲۱ : ای آنکه بهیکتائییِ خود یکتائی
شمارهٔ ۱۲۲ : روزی که نبود ساغر و صهبائی
شمارهٔ ۱۲۳ : ای آنکه به ذات خویش فرد و اَحَدی
شمارهٔ ۱۲۴ : ای آنکه فروزندهیِ خورشید و مهی
شمارهٔ ۱۲۵ : سبحانالله بذات پاینده توئی
شمارهٔ ۱۲۶ : الله که کافی المهمات توئی
شمارهٔ ۱۲۷ : ای آنکه به بنده بهترین دوست توئی
شمارهٔ ۱۲۸ : زنهار صفی هزار زنهار صفی