رباعیات
محتشم کاشانی
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱ : نواب کز و نیم مه و سال جدا
رباعی شمارهٔ ۲ : ای کرده قدوم تو سرافراز مرا
رباعی شمارهٔ ۳ : ای نورده آیینهٔ احساس مرا
رباعی شمارهٔ ۴ : گفتند ز حادثات این دیر خراب
رباعی شمارهٔ ۵ : بنیاد دو بینی چو شد از عشق خراب
رباعی شمارهٔ ۶ : آن شوخ که تکیهگاه او چشم ترست
رباعی شمارهٔ ۷ : روزی که دلم خیال ابروی تو بست
رباعی شمارهٔ ۸ : ای قصرِ بلندِ آسمان پیشِ تو پست
رباعی شمارهٔ ۹ : آصف که مهین سوادِ اقلیمِ بقاست
رباعی شمارهٔ ۱۰ : طراح که طرح این بنا ریخته است
رباعی شمارهٔ ۱۱ : این آب که خضر ازو بقا خواسته است
رباعی شمارهٔ ۱۲ : خانی که سپهرش به سجود آمده است
رباعی شمارهٔ ۱۳ : آن طره چو دارم من بدنام ز دست
رباعی شمارهٔ ۱۴ : این عید حضور خان چو ملک افروزست
رباعی شمارهٔ ۱۵ : سلاخ که آدمی کشی شیوهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۶ : اسلام که صید اهل ایمان فن اوست
رباعی شمارهٔ ۱۷ : این حوض که دل هلاک نظارهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۸ : گردون که به امر کن فکان چاکرتست
رباعی شمارهٔ ۱۹ : آن فتنه که در سربلند افسرتوست
رباعی شمارهٔ ۲۰ : سلطان جهان که ماه تا ماهی ازوست
رباعی شمارهٔ ۲۱ : چیزی که به گل داده خدا زیبائیست
رباعی شمارهٔ ۲۲ : ای گشته وثاق کمترین مولایت
رباعی شمارهٔ ۲۳ : خسرومنشی که دور خواندش فرهاد
رباعی شمارهٔ ۲۴ : فرهاد ز کوه کندن بیبنیاد
رباعی شمارهٔ ۲۵ : خورشید سپهر سر بلندی بهزاد
رباعی شمارهٔ ۲۶ : آزار تو دور از تن زیبای تو باد
رباعی شمارهٔ ۲۷ : بیتحفه نبرد اگرچه زین خسته نهاد
رباعی شمارهٔ ۲۸ : در عهد تو کامرانی خواهم کرد
رباعی شمارهٔ ۲۹ : یاری که به نیش غم دلی ریش نکرد
رباعی شمارهٔ ۳۰ : خواهمچو جزا طرح عقاب اندازد
رباعی شمارهٔ ۳۱ : این آب که شعلهٔوش ز جا میخیزد
رباعی شمارهٔ ۳۲ : آن دست که نخل قد آدم ریزد
رباعی شمارهٔ ۳۳ : گاه از همه وجه طامعم میدانند
رباعی شمارهٔ ۳۴ : ای بی تو چو هم دم به من خسته نموده
رباعی شمارهٔ ۳۵ : آن خسرو فرهاد لقب کز ره جود
رباعی شمارهٔ ۳۶ : عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۳۷ : این بنده که ملک نظم پیوستش بود
رباعی شمارهٔ ۳۸ : آن ابر عطا که حاتمش کرده سجود
رباعی شمارهٔ ۳۹ : چون داد قضا صیقل مرآت وجود
رباعی شمارهٔ ۴۰ : چادر شب بستر خود ای طرفهنگار
رباعی شمارهٔ ۴۱ : در بزم حکیمان ز می شورانگیز
رباعی شمارهٔ ۴۲ : آن طبع که چون آینهٔ پاکست زغش
رباعی شمارهٔ ۴۳ : سلاخ که ساختی به پردانی خویش
رباعی شمارهٔ ۴۴ : آن ماه که در خوبی او نیست خلاف
رباعی شمارهٔ ۴۵ : ای جلوهات از قامت چابک نازک
رباعی شمارهٔ ۴۶ : ای صید سگ شیر شکار تو پلنگ
رباعی شمارهٔ ۴۷ : ای کوی تو قبلهگاه ارباب قبول
رباعی شمارهٔ ۴۸ : میکرد چو سکه حی صاحب تنزیل
رباعی شمارهٔ ۴۹ : در تکیهگه واسع این بزم جلیل
رباعی شمارهٔ ۵۰ : از ملک ملوک ما درین بیت جلیل
رباعی شمارهٔ ۵۱ : این ساعی اگرچه باشد از حسن قلیل
رباعی شمارهٔ ۵۲ : آن راه که از حال سهیلی است جمیل
رباعی شمارهٔ ۵۳ : المنة لله که از سعی جمیل
رباعی شمارهٔ ۵۴ : اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم
رباعی شمارهٔ ۵۵ : بر پیکر آن سرور خورشید علم
رباعی شمارهٔ ۵۶ : ای نام تو در هر لغتی ذکر انام
رباعی شمارهٔ ۵۷ : ای درگه خاصت از شرف کعبه عام
رباعی شمارهٔ ۵۸ : سقا پسرا خسته دل از دست توام
رباعی شمارهٔ ۵۹ : این بستر خستگی که انداختهام
رباعی شمارهٔ ۶۰ : دی از کرم داور دوران کردم
رباعی شمارهٔ ۶۱ : اسلام که گم کرده ز دل آرامم
رباعی شمارهٔ ۶۲ : زان پیش که هجر تو برد آرامم
رباعی شمارهٔ ۶۳ : خواهم که شبی محو جمال تو شوم
رباعی شمارهٔ ۶۴ : دارد ز خدا خواهش جنات نعیم
رباعی شمارهٔ ۶۵ : گیرم که به چشم خلق پوید دشمن
رباعی شمارهٔ ۶۶ : چون مهر تو میتوان نهان ورزیدن
رباعی شمارهٔ ۶۷ : از لطف تو سهل است کرم ورزیدن
رباعی شمارهٔ ۶۸ : در کعبه قدم نهادهام وای به من
رباعی شمارهٔ ۶۹ : گوئی ز ته بستر آن حجله نشین
رباعی شمارهٔ ۷۰ : اسلام مگو آفت ایام است این
رباعی شمارهٔ ۷۱ : اسلام مرا ای دل دیندار ببین
رباعی شمارهٔ ۷۲ : ای شیخ که هست دایم از نخوت تو
رباعی شمارهٔ ۷۳ : گفتم چو رسد کوکبهٔ دولت تو
رباعی شمارهٔ ۷۴ : هرچند که بهر پاس جمیعت تو
رباعی شمارهٔ ۷۵ : لی شیر فلک اسیر صیادی تو
رباعی شمارهٔ ۷۶ : این کوثر فیض بخش کز خجلت او
رباعی شمارهٔ ۷۷ : آن شوخ که چشم مردمی دارم ازو
رباعی شمارهٔ ۷۸ : ای خامه ورق چون به مداد آرائی
رباعی شمارهٔ ۷۹ : در راه دگر اگرچه چست آمدهای
رباعی شمارهٔ ۸۰ : با آن که به مهر آزمونم کردی
رباعی شمارهٔ ۸۱ : از الفت درد اگرچه کلفت داری
رباعی شمارهٔ ۸۲ : این حوض که در دیده هر نکته رسی
رباعی شمارهٔ ۸۳ : عید آمد و بانگ نوبت سلطانی
رباعی شمارهٔ ۸۴ : هر نجم که بر فلک رود ز آیت وی
رباعی شمارهٔ ۸۵ : ای شمع سرا پردهٔ شاهنشاهی