درد زندگی [۲۵-۱۶]
خیام
»
ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت
»
درد زندگی [۲۵-۱۶]
رباعی ۱۶ : امروز که نوبت جوانی من است
رباعی ۱۷ : گر آمدنم به من بُدی، نامَدَمی
رباعی ۱۸ : از آمدن و رفتنِ ما سودی کو؟
رباعی ۱۹ : افسوس که بیفایده فرسوده شدیم
رباعی ۲۰ : * با یار چو آرمیده باشی همه عمر
رباعی ۲۱ : اکنون که ز خوشدلی بهجز نام نمانْد
رباعی ۲۲ : ایکاش که جای آرمیدن بودی
رباعی ۲۳ : چون حاصلِ آدمی درین جایِ دودَر
رباعی ۲۴ : * آنکس که زمین و چرخِ اَفلاک نهاد،
رباعی ۲۵ : گر بر فَلَکَم دست بُدی چون یزدان