رباعیات
ابوالفرج رونی
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : ارزانی عشوه تو هستم صنما
شمارهٔ ۲ : ای محتشمان حضرت آنید شما
شمارهٔ ۳ : گه نیک به گفتار برافروخت مرا
شمارهٔ ۴ : از درد فراقت ای به لب شکر ناب
شمارهٔ ۵ : ای رأی سفر کرده فغان از رایت
شمارهٔ ۶ : چون چرخ برافکند ردای زربفت
شمارهٔ ۷ : با روی تو آبله بسی کوشیدست
شمارهٔ ۸ : روی تو ز مشک زلف قارون گشته ست
شمارهٔ ۹ : از عقل نگر تا نبرد نام دلت
شمارهٔ ۱۰ : ای دل چو به تو چشم تو بهتر نگرد
شمارهٔ ۱۱ : چون است که عشق اول از تن خیزد
شمارهٔ ۱۲ : ای معطی دولت ای سرافراز عمید
شمارهٔ ۱۳ : یارب تو کنی عید که گرداند عید
شمارهٔ ۱۴ : با هجر من ضعیف را تاب نماند
شمارهٔ ۱۵ : مسکین تن بی خواب مرا تاب نماند
شمارهٔ ۱۶ : ای جوی فراق در تو پایاب نماند
شمارهٔ ۱۷ : بر یاد جمال ملک چشمم به غنود
شمارهٔ ۱۸ : چون دیده من به سوی جانان نگرد
شمارهٔ ۱۹ : گفتم که ز خردی دل من نیست پدید
شمارهٔ ۲۰ : چون باز به صید یاوه باز تو شود
شمارهٔ ۲۱ : تا جزع هوات را دلم حرز افتاد
شمارهٔ ۲۲ : پیوسته مرا دل به هوای تو کشد
شمارهٔ ۲۳ : از هر که دهد پند شنودن باید
شمارهٔ ۲۴ : ای مایه اعتصام خلق ای منصور
شمارهٔ ۲۵ : در ظلمت شبهای فراق ای دلبر
شمارهٔ ۲۶ : از بهر چرا مرا نداری معذور
شمارهٔ ۲۷ : گر عاشق دلسوخته بی تدبیر
شمارهٔ ۲۸ : ز آن عهد پر از نفاقت ای شمع سرور
شمارهٔ ۲۹ : شبهای دراز تو به آرام و به ناز
شمارهٔ ۳۰ : بادی که درآیی به تنم همچو نفس
شمارهٔ ۳۱ : ای دل به سفر چرا نبندی مفرش
شمارهٔ ۳۲ : سرمست به کوی دوست بگذشتم دوش
شمارهٔ ۳۳ : آن را که چو ما سرشت باشد از گل
شمارهٔ ۳۴ : ای عشق به خویشتن بلا خواسته ام
شمارهٔ ۳۵ : ای رایت شه گرفته از نام تو نام
شمارهٔ ۳۶ : تا چون گل لعل گونه بفروخته ام
شمارهٔ ۳۷ : در عشق چو نار کَفته شد رخسارم
شمارهٔ ۳۸ : تا باز ترا به دیده ام زارترم
شمارهٔ ۳۹ : این پند نگاه دار هموار ای تن
شمارهٔ ۴۰ : برخاسته ام دوش به دبابی من
شمارهٔ ۴۱ : از گرمی خورشید رخ روشن او
شمارهٔ ۴۲ : ای جود و جمال ملک رام آمده ای
شمارهٔ ۴۳ : ای بنده دولت تو هر آزادی
شمارهٔ ۴۴ : ای دل مخور اندیشه فردا بیشی
شمارهٔ ۴۵ : ای خدمت تو بر رهی آمال رهی