قطعات
قاآنی
»
قطعات
شمارهٔ ۱- در مصیبت سیدالثقلین و فخرالکونین حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام گوید : بارد! چه؟ خون! که؟ دیده! چسان؟ روز و شب! چرا؟
شمارهٔ ۲ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه میفرماید : ای ترک من ای بهار جانافزا
شمارهٔ ۳ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزا نبیخان رحمهلله فرماید : سحرگه ترک فلک تنگ بست خفتان را
شمارهٔ ۴ : ای پسر درکار دنیا تا توانی دل مبند
شمارهٔ ۵ : باش تا از ابلهی دستی بدارد پیش شمع
شمارهٔ ۶ : چون به عشق مجاز نیست نیاز
شمارهٔ ۷ : حکایتیست مرا از که از کسی که بود او
شمارهٔ ۸ : حل معمای حکمتش نتواند
شمارهٔ ۹ : در سخن گفتن چو ماه و آفتاب
شمارهٔ ۱۰ : در شب تاریک شمع ما بود پروانهسوز
شمارهٔ ۱۱ : گر بداند لذت جان باختن در راه عشق
شمارهٔ ۱۲ : مانندگربهای که خورد بچگان خویش
شمارهٔ ۱۳ : بسکه سرگرم حجت خویشند
شمارهٔ ۱۴ : مردکز عیب خویش بیخبرست
شمارهٔ ۱۵ : استرم را اگر فرستادی
شمارهٔ ۱۶ : مر آن خدای که پیمانه را نگهدارد
شمارهٔ ۱۷ : ای که از عشق و عقل میلافی
شمارهٔ ۱۸ : کلام عاقل و جاهل به گوش یکدیگر
شمارهٔ ۱۹ : چو زنی در دام شهوت شد اسیر
شمارهٔ ۲۰ : عاقل از دیدار معنی غافلست
شمارهٔ ۲۱ : ظلم ظالم ذخیرهایست نکو
شمارهٔ ۲۲ : درینکتاب پریشان نبینی از تربیتت
شمارهٔ ۲۳ : خازن میر معظم راوی اشعار من
شمارهٔ ۲۴ : رنج بیوقت و مرگ بیهنگام
شمارهٔ ۲۵ : منافق آنچنان داند ز تلبیس
شمارهٔ ۲۶ : نفس امارهٔ تو دشمن تست
شمارهٔ ۲۷ : امید عیش مدار از جهان بوقلمون
شمارهٔ ۲۸ : ز عهد مهد تا پایان پیری
شمارهٔ ۲۹ : ای دل از جویی که جز احمد کسش میراب نیست
شمارهٔ ۳۰ : زینگونه که امروز کند خواجه تغافل
شمارهٔ ۳۱ : ای کعبه به ما از ما نزدیکتری امّا
شمارهٔ ۳۲ : ذکر خیری که پیش ازین بودت
شمارهٔ ۳۳ : چو از نعمت حق شود بنده غافل
شمارهٔ ۳۴ : آه مظلوم تیر دلدوزیست
شمارهٔ ۳۵ : ای وزیری که به دهر آنچه بود دلخواهت
شمارهٔ ۳۶ : بخیل چون زر قلبست و پند چون آتش
شمارهٔ ۳۷ : نفس کافر زنی است زانیّه
شمارهٔ ۳۸ : آنکه تیز از لطیفه نشناسد
شمارهٔ ۳۹ : مست کز بول خود وضو گیرد
شمارهٔ ۴۰ : بیا به خویش به گوهر نصیحتی داری
شمارهٔ ۴۱ : ای داورگیتی که بود شهرهٔ آفاق
شمارهٔ ۴۲ : کار خود را به کردگار گذار
شمارهٔ ۴۳ : ای پسر نیست حرص را پایان
شمارهٔ ۴۴ : گر تو جانی دهی به بوسهٔ من
شمارهٔ ۴۵ : صحن فلک شد سیاه بسکه ز غبرا
شمارهٔ ۴۶ : ای خواجه هر خطا که کنی خود به خود کنی
شمارهٔ ۴۷ : بکن ای نفس هرچه میخواهی
شمارهٔ ۴۸ : بارخدایا ثنای همچو تویی را
شمارهٔ ۴۹ : ای دل آن کس که خویش را نشناخت
شمارهٔ ۵۰ : آنچنان افتاده شو در راه خلق
شمارهٔ ۵۱ : نفس شریر بدرگ غدار خیره را
شمارهٔ ۵۲ : کسی ندیده سیهروزی از بخیل بتر
شمارهٔ ۵۳ : خسروا ای آنکه قهرت روز رزم و گاه کین
شمارهٔ ۵۴ : کنون که دامن مقصود اوفتاد به چنگ
شمارهٔ ۵۵ : چه غم از بینوایی آن کس را
شمارهٔ ۵۶ : معرفت شایسته باشد ورنه در صد عمر نوح
شمارهٔ ۵۷ - در ستایش امیرالامراء العظام حسینخان نظامالدوله حکمران فارس گوید : ای داور آفاق که از فرط سخاوت
شمارهٔ ۵۸ : طلعت مقصود چون ز پرده درآید
شمارهٔ ۵۹ : ازین حلاوت گفتار بس عجب نبود
شمارهٔ ۶۰ : آوخ آوخ که مرگ نگذارد
شمارهٔ ۶۱ : به هر کس نعمتی گر زان فرستی
شمارهٔ ۶۲ : چو دشنامی شنیدی لب فروبند
شمارهٔ ۶۳ : گدای راهنشین گر کند تصور شاهی
شمارهٔ ۶۴ : مفتی شهر ما که آگه نیست
شمارهٔ ۶۵ : ای دل ار نور جان طمع داری
شمارهٔ ۶۶ : جور اگر کم بود اگر فزون
شمارهٔ ۶۷ : عاقلان مست حجت خویشند
شمارهٔ ۶۸ : لاف طاعت چند در پیری زنی
شمارهٔ ۶۹ : محققست که دنیا مثال مرداریست
شمارهٔ ۷۰ : مگر به خنده درآیی وگرنه هیبت تو
شمارهٔ ۷۱ : اگر خاموش بینی عارفی را
شمارهٔ ۷۲ : آدمی راکاو نباشد تجربت
شمارهٔ ۷۳ : نفس امارهٔ تو دشمن توست
شمارهٔ ۷۴ : گفت رندی با یکی در نیمروز
شمارهٔ ۷۵ : ای داور زمین و زمان کز شکوه و فر
شمارهٔ ۷۶ : عارفان را شرم امروزست مانع از گناه
شمارهٔ ۷۷ : هرگناهی که خودکند جبری
شمارهٔ ۷۸ : هزاران مکر و فن باشد زنان را
شمارهٔ ۷۹ : ابومسیلمه گر دعوی نبوت کرد
شمارهٔ ۸۰ : مگر خدای منزه نبود ای فرزند
شمارهٔ ۸۱ : شهی که پردهٔ امکان اگر براندازد
شمارهٔ ۸۲ : هرکرا حسن اعتقادی هست
شمارهٔ ۸۳ : هر وقت که خر برآورد بانگ
شمارهٔ ۸۴ : وقتی ار رحم آورد جلاد بر بیچارهای
شمارهٔ ۸۵ : ای وزیری که صدر قدر ترا
شمارهٔ ۸۶ : ای برادر گرت خطایی رفت
شمارهٔ ۸۷ : من همان رند و مست و بیباکم
شمارهٔ ۸۸ : آنکه را شمع هدی نیست به دست
شمارهٔ ۸۹ : مسلمست که گنجشک نیست چون شهباز
شمارهٔ ۹۰ : ای ستمگر ستم مکن چندان
شمارهٔ ۹۱ : ز فیض رحمت حق دمبدم فزون گردد
شمارهٔ ۹۲ : مردی که حریص آمد هرگز نشود قانع
شمارهٔ ۹۳ : چون زبانت نیست با دل آشنا
شمارهٔ ۹۴ : چنان بیغوله دشتی آدمیکش
شمارهٔ ۹۵ : جهان ز حوصلهٔ آرزو فراخترست
شمارهٔ ۹۶ : شنیدستم که بوتیمار مرغیست
شمارهٔ ۹۷ : ای داور زمانه که از وصف رای تو
شمارهٔ ۹۸ : هرچه بر من زمانه گیرد تنگ
شمارهٔ ۹۹ : توان گریخت به جایی ز دشمنان لیکن
شمارهٔ ۱۰۰ : ای که جویی جمال شاهد جان
شمارهٔ ۱۰۱ : درویش قناعتگر و سلطان توانگر
شمارهٔ ۱۰۲ : کمخور ای نادان و بر این گفته کمجو اعتراض
شمارهٔ ۱۰۳ : هزار سال که ضحاک پادشاهی کرد
شمارهٔ ۱۰۴ : دوستی گفت عیب من با غیر
شمارهٔ ۱۰۵ : قاآنیا ز گفتهٔ بیهوده لب ببند
شمارهٔ ۱۰۶ : پیرکی لال سحرگاه به طفلی الکن
شمارهٔ ۱۰۷ : گل عزیزست هرکجا روید
شمارهٔ ۱۰۸ : جنبش مژگان دلیل جنبش جانست
شمارهٔ ۱۰۹ : دل و جان مرد عاشق دوست دارد
شمارهٔ ۱۱۰ : وزیر عصر و مجیر جهان مشیرالملک
شمارهٔ ۱۱۱ : ای دزد ز کوی اهل توحید
شمارهٔ ۱۱۲ : یک جهان تسلیم در یک پیرهن
شمارهٔ ۱۱۳ : بسا مزور و صوفینمای ازرقپوش
شمارهٔ ۱۱۴ : ای برادر جامهٔ عوری طلب
شمارهٔ ۱۱۵ : به سوی بحر خدا بگذر ای نسیم صبا
شمارهٔ ۱۱۶ : ای دل ار عشق یار میطلبی
شمارهٔ ۱۱۷ : دو سال تلخ نشاند شراب را در خم
شمارهٔ ۱۱۸ : ای امید ناامیدان ای پناه بیکسان
شمارهٔ ۱۱۹ : میر زمانهای که نگردد مرا زبان
شمارهٔ ۱۲۰ : صاحبا ای که در مدایح تو
شمارهٔ ۱۲۱ : داورا ای که خاک پای ترا
شمارهٔ ۱۲۲ : درین کتاب پریشان نگر به خاطر جمع
شمارهٔ ۱۲۳ : گلستانی که هر برگ گلش را
شمارهٔ ۱۲۴ : در کمندی اوفتادستیم صعب
شمارهٔ ۱۲۵ : هر که را نیم جو قناعت هست
شمارهٔ ۱۲۶ : تویی چرخ و بس بد ترا فخر رفعت
شمارهٔ ۱۲۷ : گر نشدی ابر تیره پردهٔ خورشید
شمارهٔ ۱۲۸ : اکنون که در رزق گشادست خداوند
شمارهٔ ۱۲۹ : دایماً چون دو دست اهل دعا
شمارهٔ ۱۳۰ : ای نفس خیره ملک دو عالم از آن تست
شمارهٔ ۱۳۱ : عاقلا همنشین ساده مشو
شمارهٔ ۱۳۲ : قاآنیا اگر ادب اینست و بندگی
شمارهٔ ۱۳۳ : گر هزار آستین برافشانی
شمارهٔ ۱۳۴ : دلاکنون چو نداری به عرش وکرسی راه
شمارهٔ ۱۳۵ : جوانمردی نه این باشدکه چون برق
شمارهٔ ۱۳۶ : نفس با عقل آشنا نشود
شمارهٔ ۱۳۷ : چون زبان راز دل نمیداند
شمارهٔ ۱۳۸ : باادب باش ای برادر خاصه با دیوانگان
شمارهٔ ۱۳۹ : چون کاسه و کیسه گشت هر دو
شمارهٔ ۱۴۰ : آن راکه گنج معرفت کردگار هست
شمارهٔ ۱۴۱ - در تاریخ وفات شاهزادهٔ مبرور کامران میرزا طابالله ثراه : داد از سپهر غدّار آه از جهان فانی
شمارهٔ ۱۴۲ : دلا از خویشتن چون درگذشتی
شمارهٔ ۱۴۳ : یکی به چشم تامل نگر بدین تمثال
شمارهٔ ۱۴۴ : چو کفر و دین حجاب رهست ای رفیق راه
شمارهٔ ۱۴۵ : ای آنکه گشاد کار خواهی
شمارهٔ ۱۴۶ : شرح خاموشیت باید از زبان دل شنو
شمارهٔ ۱۴۷ : ای خواجه به نزد شحنه امروز
شمارهٔ ۱۴۸ : هر آن دیار که باشد ز اهل دل خالی
شمارهٔ ۱۴۹ : یکی را دیدم اندر ری که دایم
شمارهٔ ۱۵۰ : ای دریغا خلق عالم بیشتر طفلند طفل