برگردان به زبان ساده
داورا ای که خاک پای ترا
شاه انجم به دیدگان رفته
هوش مصنوعی: ای قاضی، تو که خاک پای تو بزرگترین ستارهها را در چشمهایم قرار داده است، به من توجه کن.
هفتهای میرودکه شاهد بخت
رخ به جلباب غصه بنهفته
هوش مصنوعی: هفتهای میگذرد که به خاطر بدشانسی، چهرهام در زیر سایهی غم پنهان شده است.
زانکه مداح خود به مثقب فکر
در مدیح تو گوهری سفته
هوش مصنوعی: چون شاعری که در مدح تو میخواند، با دقت و فکر عمیق به نکات زیبای وجود تو توجه کرده، در واقع به جواهرهایی از فضیلتها و زیباییهای تو دست یافته است.
کس بدان پایه مدح نشنیده
کس بدان مایه شعر ناگفته
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه او ستایش نشده و هیچکس به این اندازه شعر بینظیری سروده نشده است.
لیک از آن کاخ مدیح دلکش را
داور روزگار نشنفته
هوش مصنوعی: اما از آن قصر زیبا و خوشصوت، داور زمان چیزی نشنیده است.
فکرتش ازکلال پژمرده
خاطرش از ملال آشفته
هوش مصنوعی: فکرش ناراحت است و دلش از ناامیدی پریشان.
چه شودگر شود ز رحمت تو
مستفیض این روان آلفته
هوش مصنوعی: اگر به برکت و رحمت تو، این روح خسته و جوشان بهرهمند شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
باد از یمن طالع بیدار
بدسگالت به خاک و خون خفته
هوش مصنوعی: باد از سوی یمن میوزد و حالتی بیدار و خروشان را به همراه دارد. در این حال، دشمنان به خواب و خون آغشتهاند و در وضعیت بدی قرار دارند.