قطعات
وحشی بافقی
»
دیوان اشعار
»
قطعات
شمارهٔ ۱ - در ستایش یکی از حاکمان شرع : ای داده سپهر شرع را نور
شمارهٔ ۲ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل : جمشید فلک سریر شاه اسمعیل
شمارهٔ ۳ - حروف شراب : بر درخانه قدح نوشی
شمارهٔ ۴ - پناه جهان : زهی پایه چتر اقبال تو
شمارهٔ ۵ - لطف کردید : ای مخادیم که از راه شرف
شمارهٔ ۶ - وحشی بیخانمان : ای پیش همت تو متاع سرای دهر
شمارهٔ ۷ - چیستان : مدعا زین سه چار بیتک سهل
شمارهٔ ۸ - ده بافق : ایا آفتاب معلا جناب
شمارهٔ ۹ - ستور فقیر : ز بی کاهی امشب ستور فقیر
شمارهٔ ۱۰ - هجو هم خوب میتوانم گفت : ای صبا خواجه را ز بنده بگو
شمارهٔ ۱۱ - در خیال تو : چو وحشی سر به زانو دوش بودم در خیال تو
شمارهٔ ۱۲ - خر گدا : چند ای خر گدا توان گفتن
شمارهٔ ۱۳ - تب شاهزاده : هاتف غیبم سحرگه مژدهای آورده است
شمارهٔ ۱۴ - سپهر مرتبه، بکتاش بیگ : زهی ارادهٔ تو نایب قضا و قدر
شمارهٔ ۱۵ - موضع پاکان : غیاث الدین محمد منبع فیض
شمارهٔ ۱۶ - وجه برات : خواجه وجه برات خود بدهد
شمارهٔ ۱۷ - استر گرسنه : میرسم از راه و دارم استری کز باب جوع
شمارهٔ ۱۸ - سرتاس : ای که هر خلعتی که در بر توست
شمارهٔ ۱۹ - مطبخ خواجه : خواجهٔ کم کاسهٔ ما آنکه از بهر طعام
شمارهٔ ۲۰ - نشان بخردی : صبر در کارها چه نیک و چه بد
شمارهٔ ۲۱ - استر بیعلف : ای خداوند که چون مرکب آهو تک تو
شمارهٔ ۲۲ - در خیمهٔ سوداگردان : درون خیمه سوداگران نیست
شمارهٔ ۲۳ - عباس بیگ گردون قدر : یگانهٔ دو جهان زبده و خلاصه عهد
شمارهٔ ۲۴ - به مفت نیز نیرزد : زری که میطلبم دوش لطف فرمودی
شمارهٔ ۲۵ - ماه نا تمام : مهی که از افق طبع بنده طالع شد
شمارهٔ ۲۶ - یعنی کشک : نام جویا کنون که دیده ابر
شمارهٔ ۲۷ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل : شاه تهماسب خسرو عادل
شمارهٔ ۲۸ - داروی کاری : زن جلبی رفته و در همچو من
شمارهٔ ۲۹ - وجه برات : نوشته حضرت آصف برات من به کسی
شمارهٔ ۳۰ - هجو شما میکنم : به ما خواجه تا چند خواهید گفت
شمارهٔ ۳۱ - فغان از ابروی پرچین : سرورا از حاجب و دربان عالی حضرتت
شمارهٔ ۳۲ - سر کل : نشستم دوش در کنجی که سازم
شمارهٔ ۳۳ - بزم تاریک : شرفا ساقی عنایت تو
شمارهٔ ۳۴ - غضنفر گله جاری : غضنفر کلجاری به طبع همچو پلنگ
شمارهٔ ۳۵ - مبارک باد : مبارک باد میگویند شه را
شمارهٔ ۳۶ - هجو شراب : از من مرنج ای ز تو شادی جان من
شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا : زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو
شمارهٔ ۳۸ - دریغ : دریغ از شمسهٔ ایوان عصمت
شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی : دریغ از جان قلی کز جور گردون
شمارهٔ ۴۰ - وفا داری : رفت محیا شبی به خانه و دید
شمارهٔ ۴۱ - بنای بخت بنیاد : اساس این بنای بخت بنیاد
شمارهٔ ۴۲ - هجو خواجه : ای خواجه هجو ریشه فرو میبرد، بترس
شمارهٔ ۴۳ - تاریخ علم : زیب عالم علم شاه خلیل الله است