برگردان به زبان ساده
دریغ از شمسهٔ ایوان عصمت
که تا جاوید رخ پنهان نموده
هوش مصنوعی: متأسفانه، از درخشش و نورانی بودن چهرهٔ زهره، که تا همیشه، در پس پردهای پنهان مانده، افسوس میخورم.
چراغ دودمان نعمت الله
که شمعش مهر بود و ماه دوده
هوش مصنوعی: چراغ خانواده نعمت الله که روشناییاش از محبت و زیبایی مانند شمع و ماه است.
صبا کو کز حریم عفت او
به جای گرد بر وی مشک سوده
هوش مصنوعی: وزش نسیم، کجا است که از حریم پاکی او به خاطر عطر مشک بر سرش بریزد؟
که تابر جای خرمن خرمن مشک
ز خاکستر ببیند توده توده
هوش مصنوعی: تا زمانی که از خاکستر، تودههای بسیاری از مشک را ببیند، به یاد خرمنهای انباشته میافتد.
فلک گو خاک بر سر کن که دورش
ز تارک افسر دولت ربوده
هوش مصنوعی: ای آسمان، بر سر خود خاک بریز، چرا که دوری از تاج و مقام حکومتی را از ما گرفتهای.
زمان بر باد ده گو خرمنش را
که گیتی کشت اقبالش دروده
هوش مصنوعی: بهتر است که شخص بیاهمیت به زمان و فرصتهای خود بیتوجهی نکند، زیرا زندگی بر اساس شانس و سرنوشت پیش میرود.
یکی آیینه بود از جوهر روح
ولیک از رنگ سودا نا زدوده
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که یک فرد به مانند آینهای است که جوهر روح او را نشان میدهد؛ اما تحت تأثیر رنگ سودا و غم، نتوانسته به طور کامل خود را پاک کند و از این تاثیرات رها شود.
به قصد او چو سودا خصم جانی
ز پاسش دیدهٔ حکمت غنوده
هوش مصنوعی: به خاطر او، وقتی که سخت دلم پر درد و اندوه است، چشم خیالم به حکمت و نیکی بسته شده است.
به هر زهری که ره میبرده سودا
مزاجش را به آن میآزموده
هوش مصنوعی: هر زمان که به نوعی از سموم مبتلا میشده، مزاج و وضعیت جسمانیاش را با آن آزمایش میکرده است.
چو میدیده که تیغش کارگر نیست
به آن شغل اهتمامش میفزوده
هوش مصنوعی: وقتی میدید که شمشیرش کارایی ندارد، بیشتر به آن فعالیت توجه میکرد و تلاشش را افزایش میداد.
به کارش کرده زهری آخر کار
که جز جان دادنش درمان نبوده
هوش مصنوعی: او در نهایت کارش به جایی رسید که تنها راه نجاتش، فدا کردن جانش بود و هیچ درمان دیگری نداشت.
اگر میبست بر خود راه سودا
در این فتنه کی میشد گشوده
هوش مصنوعی: اگر در این شرایط پیچیده و پر از آشفتگی، به خودم اجازه میدادم که به دنبال خواستههای دل بگردم، آیا باز هم راهی به سوی روشنایی و حل مشکلات پیدا میشد؟
نکرده هیچ کس با دشمن خویش
چنین بی وجه کار ناستوده
هوش مصنوعی: هیچکس تا به حال با دشمن خود به این بیدلیل و ناپسند عمل نکرده است.
به هر جا گوش کرده بهر تاریخ
زمانه این دو مصرع را شنوده:
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، برای تاریخ زندگی، این دو خط را شنیدهام.
چه داده بی سبب سودا به خود راه
چه بیجا قصد جان خود نموده
هوش مصنوعی: چرا بدون دلیل به خود ناراحتی دادهای و بیمورد تصمیم به آسیب رساندن به جان خود گرفتهای؟