قطعات
ادیب صابر
»
دیوان اشعار
»
ملحقات
»
قطعات
شمارهٔ ۱ : فلک بدعهد و بس نااستوار است
شمارهٔ ۲ : همه شراب به یاد بنفشه خواهم خورد
شمارهٔ ۳ : نظم راوان چو آب روان سینه را به است
شمارهٔ ۴ : او شد جوان و آه جوانی من برفت
شمارهٔ ۵ : بگردان روی دل از فکرت بد
شمارهٔ ۶ : زهی یافته دین و دولت زتو
شمارهٔ ۷ : روز می خوردن به دوزخ رفتی ای اخطی ز بزم
شمارهٔ ۸ : به معالجت تن من زتو جز الم ندارد
شمارهٔ ۹ : نیست ممکن که به وصل تو رسد کس به شتاب
شمارهٔ ۱۰ : ز روزگار حذر کن ز کردگار بترس
شمارهٔ ۱۱ : گیرد قدر عنانش و بوسد قضا رکاب
شمارهٔ ۱۲ : شعر است و بس که خواندن او نام مرد را
شمارهٔ ۱۳ : کهتر و مهتر از وضیع و شریف
شمارهٔ ۱۴ : سخنوران که تو را درسخا سحاب نهند
شمارهٔ ۱۵ : گر مرا سودای عشق آن دهن کمتر شود
شمارهٔ ۱۶ : ز صد هزار محمد که در جهان آید
شمارهٔ ۱۷ : به هیچ وقتی اگر نام کهتران شمری
شمارهٔ ۱۸ : فلک همی نکند در جفای من تقصیر
شمارهٔ ۱۹ : زمن به قهر جدا کرد روزگار سه چیز
شمارهٔ ۲۰ : به قمر فروغ بخشد رخ همچو گلستانش
شمارهٔ ۲۱ : شگفت نیست چو با تیغ در مصاف آید
شمارهٔ ۲۲ : خداوندا زدوران زمانه
شمارهٔ ۲۳ : ثنا به نام تو رغبت همی کند همه وقت
شمارهٔ ۲۴ : نه وعده و نه پیام و نه نامه و نه رسول
شمارهٔ ۲۵ : حسامش را لقب داده ست نصرت
شمارهٔ ۲۶ : چو تو هرگز نبوده ست و نباشد
شمارهٔ ۲۷ : تیرت به گاه زخم چوپوید به سوی خصم
شمارهٔ ۲۸ : اگر به شعر روا باشدی نبوت شعر
شمارهٔ ۲۹ : باد سحر که سوی من آرد پیام او
شمارهٔ ۳۰ : تا بشنیدم که ناتوانی
شمارهٔ ۳۱ : پیری ز وجود من برون برد
شمارهٔ ۳۲ : مرا هوای سحرگه پیام آورد
شمارهٔ ۳۳ : چهره کآن ماه جبین می سازد
شمارهٔ ۳۴ : بی دوست مانده ام چو تو را دوست خوانده ام
شمارهٔ ۳۵ : ای روی تو چو خلد و لبانت چو سلسبیل
شمارهٔ ۳۶ : ای زلف تو چون وعده وصلت به درازی
شمارهٔ ۳۷ : ای طره های خوبان از نافه تو بویی