قطعات
سعدی
»
دیوان اشعار
»
قطعات
قطعه شمارهٔ ۱ : مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح
قطعه شمارهٔ ۲ : گر مرا بیتو در بهشت برند
قطعه شمارهٔ ۳ : گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟
قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است! : آشفتن چشمهای مستت
قطعه شمارهٔ ۵ : خوب را گو پلاس در بر کن
قطعه شمارهٔ ۶ : در قطرهٔ باران بهاری چه توان گفت؟
قطعه شمارهٔ ۷ - سعدی از معشوق به ممدوح نمیپردازد : سخن عشق حرامست بر آن بیهده گوی
قطعه شمارهٔ ۸ : من بگویم ندیدهام دهنی
قطعه شمارهٔ ۹ : کوه عنبر نشسته بر زنخش
قطعه شمارهٔ ۱۰ : تو آن نهای که به جور از تو روی برپیچند
قطعه شمارهٔ ۱۱ : بس ای غلام بدیعالجمال شیرینکار
قطعه شمارهٔ ۱۲ : آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان
قطعه شمارهٔ ۱۳ : مرا به صورت شاهد نظر حلال بود
قطعه شمارهٔ ۱۴ : شبی خواهم که پنهانت بگویم
قطعه شمارهٔ ۱۵ - تو از سنگ سختتری! : هزار بوسه دهد بتپرست بر سنگی
قطعه شمارهٔ ۱۶ - از او بپرس! : کسی ملامتم از عشق روی او میکرد
قطعه شمارهٔ ۱۷ - کاه و کهربا : چند گویی که مهر ازو بردار
قطعه شمارهٔ ۱۸ - سیه گلیم : بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید
قطعه شمارهٔ ۱۹ : گفتم به ره ببینم و دامن بگیرمش
قطعه شمارهٔ ۲۰ : وه که چه آزار بود من از مهر تو