لیلی و مجنون
نظامی
»
خمسه
»
لیلی و مجنون
بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده : ای نام تو بهترین سرآغاز
بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص) : ای شاهسوار ملک هستی
بخش ۳ - برهان قاطع در حدوث آفرینش : در نوبت بار عام دادن
بخش ۴ - سبب نظم کتاب : روزی به مبارکی و شادی
بخش ۵ - در مدح شروانشاه اخستان بن منوچهر : سر خیل سپاه تاجداران
بخش ۶ - خطاب زمین بوس : ای عالم جان و جان عالم
بخش ۷ - سپردن فرزند خویش به فرزند شروانشاه : چون گوهر سرخ صبحگاهی
بخش ۸ - در شکایت حسودان و منکران : برجوش دلا که وقت جوش است
بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی : ای چارده ساله قرةالعین
بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش : ساقی به کجا که می پرستم
بخش ۱۱ - آغاز داستان : گویندهٔ داستان چنین گفت
بخش ۱۲ - عاشق شدن لیلی و مجنون به یکدیگر : هر روز که صبح بردمیدی
بخش ۱۳ - در صفت عشق مجنون : سلطان سریر صبحخیزان
بخش ۱۴ - رفتن پدر مجنون به خواستاری لیلی : چون راه دیار دوست بستند
بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی : مجنون چو شنید پند خویشان
بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه : چون رایت عشق آن جهانگیر
بخش ۱۷ - پند دادن پدر مجنون را : چون دید پدر به حال فرزند
بخش ۱۸ - حکایت : کبکی به دهن گرفت موری
بخش ۱۹ - در احوال لیلی : سر دفتر آیت نکویی
بخش ۲۰ - خواستاری ابنسلام لیلی را : فهرستکش نشاط این باغ
بخش ۲۱ - رسیدن نوفل به مجنون : لیلی پسِ پردهٔ عماری
بخش ۲۲ - جنگ کردن نوفل با قبیلهٔ لیلی : نوفل ز چنین عتاب دلکش
بخش ۲۳ - عتاب کردن مجنون با نوفل : مجنون چو شنید بوی آزرم
بخش ۲۴ - مصاف کردن نوفل بار دوم : گنجینهگشای این خزینه
بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را : سازندهٔ ارغنون این ساز
بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغ : شبگیر که چرخ لاجوردی
بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلی : چون نور چراغ آسمانگرد
بخش ۲۸ - دادن پدر لیلی را به ابنسلام : غواص جواهر معانی
بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلی : فرزانه سخنسرای بغداد
بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند : دهقان فصیح پارسی زاد
بخش ۳۱ - وداع کردن پدر مجنون را : چون دید پدر که دردمند است
بخش ۳۲ - آگاهی مجنون از مرگ پدر : روزی ز قضا به وقت شبگیر
بخش ۳۳ - انس مجنون با وحوش و سباع : صاحبخبرِ فسانهپرداز
بخش ۳۴ - نیایش کردن مجنون به درگاه خدای تعالی : رخشنده شبی چو روز روشن
بخش ۳۵ - رسیدن نامهٔ لیلی به مجنون : روزی و چه روز؟ عالم افروز
بخش ۳۶ - نامهٔ مجنون در پاسخ لیلی : بود اول آن خجسته پرگار
بخش ۳۷ - آمدن سلیم عامری خال مجنون به دیدن او : صراف سخن به لفظ چون زر
بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را : مادر چو ز دور در، پسر دید
بخش ۳۹ - آگاهی مجنون از وفات مادر : چون شاهسوار چرخ گردان
بخش ۴۰ - خواندن لیلی مجنون را : لیلی نه که لعبتِ حصاری
بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی : آیا تو کجا و ما کجاییم
بخش ۴۲ - آشنا شدن سلام بغدادی با مجنون : دانای سخن چنین کند یاد
بخش ۴۳ - وفات یافتن ابن سلام شوهر لیلی : هر نکته که بر نشان کاریست
بخش ۴۴ - صفت رسیدن خزان و در گذشتن لیلی : شرط است که وقت برگریزان
بخش ۴۵ - وفات مجنون بر روضه لیلی : انگشتکشِ سخنسرایان
بخش ۴۶ - ختم کتاب به نام شروانشاه : شاها ملکا جهان پناها