برگردان به زبان ساده
روزی به مبارکی و شادی
بودم به نشاط کیقبادی
هوش مصنوعی: روزی در خوشی و شادی بودم و احساس سر زندگی و شوق میکردم.
ابروی هلالیام گشاده
دیوان نظامیام نهاده
هوش مصنوعی: ابروی هلالیام به زیبایی درخشانی است و به نوعی مانند یک اثر هنری از شاعر بزرگ نظامی به تصویر کشیده شده است.
آیینهٔ بخت پیش رویم
اقبال به شانه کرده مویم
هوش مصنوعی: آیینهٔ سرنوشت من در جلوی من قرار دارد و خوشبختیام موهایش را شانه کرده است.
صبح از گلِ سرخ دسته بسته
روزم به نَفَس شده خجسته
هوش مصنوعی: صبح هنگام، گلهای سرخ به هم بسته شدهاند و این بوی خوششان باعث شده که روزم با نشاط و شادابی آغاز شود.
پروانهٔ دل چراغ بر دست
من بلبل باغ و باغ سرمست
هوش مصنوعی: پروانهای که به دل من چراغی در دست دارد، بلبل شاداب باغ است.
بر اوج سخن علم کشیده
در درج هنر قلم کشیده
هوش مصنوعی: در اوج کلام، دانش را به نمایش گذاشته و هنر را با قلم خود به تصویر کشیده است.
منقار قلم به لعل سفتن
دراج زبان به نکته گفتن
هوش مصنوعی: قلمی با نوک زیبا و انگشتانی نرم میتواند به طور مؤثری چیزی را بنویسد، و زبانی که به دقت انتخاب شده باشد میتواند نکات مهم را بیان کند.
در خاطرم اینکه وقت کار است
کهاقبالْ رفیق و بخت یار است
هوش مصنوعی: به یاد دارم که زمان فعالیت و تلاش است و در این لحظه، دوستان و شانس همراه من هستند.
تا کی نفس تهی گزینم؟
وز شغل جهان تهی نشینم؟
هوش مصنوعی: چقدر دیگر باید بدون هدف و انگیزه زندگی کنم؟ چقدر میتوانم از کار و فعالیت در این دنیا دور بمانم؟
دوران که نشاط فربهی کرد
پهلو ز تهیروان، تهی کرد
هوش مصنوعی: زمانی که شادی و سرزندگی انسان را پرساخت، برای کسانی که از نظر روحی خالی و تهی هستند، موجب تهی شدن و کمرنگ شدن میشود.
سگ را که تهی بود تهیگاه
نانی نرسد تهی در این راه
هوش مصنوعی: اگر کسی چیزی نداشته باشد، در این مسیر به او کمکی نمیشود و ثمرهای نخواهد داشت.
بر ساز جهان نوا توان ساخت
کان راست جهان که با جهان ساخت
هوش مصنوعی: آدمی میتواند با آهنگ زندگی و واقعیتهای دنیا هماهنگی و همخوانی ایجاد کند، چرا که این دنیا همان چیزی است که او با آن ارتباط برقرار کرده و آن را شکل میدهد.
گردن به هوا کسی فرازد
کاو با همه چون هوا بسازد
هوش مصنوعی: کسی که سر خود را به آسمان بلند میکند و با همه چیز و هر حالتی سازگار است، نشان از روحیهای آزاد و بلندپرواز دارد.
چون آینه هر کجا که باشد
جنسی به دروغ بر تراشد
هوش مصنوعی: هر جا که آینهای باشد، جلوهای از حقیقت را به شکل نادرست نمایش میدهد.
هر طبع که او خلافجوی است
چون پردهٔ کج خلافگوی است
هوش مصنوعی: هر کسی که در رفتار و طبع خود به برخی مسائل ناپسند و خلاف برود، مانند پردهای کج و ناهموار است که زیبایی و نظم را به هم میزند.
هان دولت اگر بزرگواری
کردی ز من التماس کاری
هوش مصنوعی: اگر تو لطف و بزرگواری به من کنی، از تو خواهش دارم که کاری برای من انجام بده.
من قرعهزنان به آنچنان فال
واختر به گذشتن اندران حال
هوش مصنوعی: من با شوق و دلمشغولی فراوان به سراغ سرنوشت و تقدیر میروم و امیدوارم که لحظات مطلوبی را تجربه کنم.
مقبل که برد چنان برد رنج
دولت که دهد چنان دهد گنج
هوش مصنوعی: زمانی که از سختیها و دردها عبور کنی و آنها را تحمل کنی، در نهایت میتوانی به موفقیت و ثروت دست یابی.
در حال رسید قاصد از راه
آورد مثال حضرت شاه
هوش مصنوعی: قاصدی از راه رسید و خبری را آورد که شبیه به داستان یا ویژگیهای یک پادشاه بزرگ و محترم بود.
بنوشته به خط خوب خویشم
ده پانزده سطر نغز بیشم
هوش مصنوعی: با دستخط زیبا و خوب خود، برایم پانزده خط زیبا بنویس.
هر حرفی از او شکفته باغی
افروختهتر ز شبچراغی
هوش مصنوعی: هر کلمهای که او بیان میکند، مانند گلی است که باز شده و باغی را روشنتر از نور چراغ شب میکند.
کای محرم حلقهٔ غلامی
جادو سخنِ جهان، نظامی
هوش مصنوعی: ای کسی که به دایرهٔ محبت غلامی آشنا هستی، سخنان جهان را به خوبی میفهمی و میشنوی.
از چاشنی دم سحر خیز
سحری دگر از سخن برانگیز
هوش مصنوعی: با شروع روز و دمیدن صبح، دوباره صحبتها و گفتگوهای تازهای آغاز میشود.
در لافگه شگفتکاری
بنمای فصاحتی که داری
هوش مصنوعی: در جایی که خود را نشان میدهی، توانایی زبانی و eloquence خود را به نمایش بگذار.
خواهم که به یاد عشق مجنون
رانی سخنی چو دُر مکنون
هوش مصنوعی: میخواهم که به یاد عشق مجنون، سخنی بگویی که مانند مروارید گرانبها باشد.
چون لیلی بکر اگر توانی
بکری دو سه در سخن نشانی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند لیلی بیگناه و پاک باشی، باید در دو یا سه جمله نشانههایی از این پاکی و معصومیتات را بیان کنی.
تا خوانم و گویم این شکر بین
جنبانم سر که تاج سر بین
هوش مصنوعی: تا زمانی که میخوانم و میگویم، این شکر را در دستانم حرکت میدهم و سرم را به نشانهی احترام بالا میبرم، زیرا این شکر برای من مانند تاجی بر سر است.
بالای هزار عشق نامه
آراسته کن به نوک خامه
هوش مصنوعی: بالای هزار عشق، نامهای زیبا و شاعرانه بنویس.
شاه همه حرفهاست این حرف
شاید که در او کنی سخن صرف
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این حرف، مهمترین و اصلیترین نکته در میان همه صحبتهاست و شاید با آن بتوانی هر نوع گفتوگویی بکنی.
در زیور پارسی و تازی
این تازه عروس را طرازی
هوش مصنوعی: در زینتهای ایرانی و عربی، این عروس تازه به زیبایی زینت داده شده است.
دانی که من آن سخن شناسم
کهابیات نو از کهن شناسم
هوش مصنوعی: میدانی که من با اشعار قدیمی آشنا هستم و میتوانم اشعار جدید را نیز بشناسم.
تا دَهدَهیِ غرایبت هست
دَهپنج زنی رها کن از دست
هوش مصنوعی: تا زمانی که گرایشها و عادتهای غیرمعمول وجود دارد، خود را از دست آنها رها کن و به سمت چیزهای مثبت و سازنده برو.
بنگر که ز حقهٔ تفکر
در مرسلهٔ که میکشی دُر
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن که از چالاکی و قدرت فکر در موضوعاتی که به آنها میپردازی، چه نتایج ارزشمندی به دست میآوری.
ترکی صفتِ وفای ما نیست
ترکانه سخن سزای ما نیست
هوش مصنوعی: وفای ما به ویژگیهای گروهی خاص تعلق ندارد و سخن ناپسند ما نیز سزاوار نیست.
آن کز نسب بلند زاید
او را سخن بلند باید
هوش مصنوعی: کسی که از نژاد و نسب شایستهای برمیخیزد، باید سخنانی بزرگ و ارزشمند داشته باشد.
چون حلقهٔ شاه یافت گوشم
از دل به دماغ رفت هوشم
هوش مصنوعی: وقتی که گوشم به صدای حلقهٔ شاه توجه کرد، دلم به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و حواسم کاملاً پرت شد.
نه زهره که سر ز خط بتابم
نه دیده که ره به گنج یابم
هوش مصنوعی: نه آنقدر قدرت دارم که از خط زیبایی شخصی فرار کنم و نه آنچنان بینایی دارم که به گنجی دست یابم.
سرگشته شدم در آن خجالت
از سستی عمر و ضعف حالت
هوش مصنوعی: در زندگیام دچار حیرت و سردرگمی شدهام به خاطر شرم و خجالت از کوتاهی عمر و ناتوانیهایم.
کس محرم نه که راز گویم
وین قصه به شرح باز گویم
هوش مصنوعی: هیچکس را نمیشناسم که بتوانم برایش رازهایم را بگویم و این داستان را با جزئیات توضیح دهم.
فرزند محمد نظامی
آن بر دل من چو جان گرامی
هوش مصنوعی: فرزند محمد نظامی برای من به اندازه جان عزیز و گرانبهاست.
این نسخه چو دل نهاد بر دست
در پهلوی من چو سایه بنشست
هوش مصنوعی: این نسخه زمانی که دلش را بر دست گذاشت، در کنار من مانند سایه نشسته است.
داد از سر مهر پای من بوس
کی آنکه زدی بر آسمان کوس
هوش مصنوعی: با عشق و محبت، پای من را بوسه زدی؛ کیست که مانند تو بر آسمان ندا سر داد؟
خسرو شیرین چو یاد کردی
چندین دل خلق شاد کردی
هوش مصنوعی: وقتی نام خسرو و شیرین را به یاد میآوری، بارها دلهای مردم را شاد کردهای.
لیلی مجنون ببایدت گفت
تا گوهر قیمتی شود جفت
هوش مصنوعی: لیلی باید به مجنون بگوید تا ارزش و زیبایی واقعی او نمایان شود و به اوج خود برسد.
این نامهٔ نغز گفته بهتر
طاووس جوانه، جفته بهتر
هوش مصنوعی: این نامه زیبا مانند طاووس جوانی است که بهتر از هر چیز دیگری خود را نشان میدهد.
خاصه ملکی چو شاه شروان
شروان چه که شهریار ایران
هوش مصنوعی: ویژگیهای بارز و ممتاز ملک، مانند شاه شروان، در مقایسه با سایر پادشاهان کشور ایران نمایان است.
نعمت ده و پایگاه ساز است
سرسبز کن و سخن نواز است
هوش مصنوعی: نعمت و بخشش موجب ایجاد جایگاه و مقام میشود. با فراهم کردن فضایی سرسبز و دلنشین، به سخنان شیرین و خوشایند پرداخته میشود.
این نامه به نامه از تو درخواست
بنشین و طراز نامه کن راست
هوش مصنوعی: این نامه از تو خواهش میکند که با آرامش نشستی داشته باشی و آن را به شکل درست و مرتب بنویسی.
گفتم سخن تو هست بر جای
ای آینهروی آهنینرای
هوش مصنوعی: گفتم حرف تو همیشه در دل من جا دارد ای کسی که چهرهات چون آینه است و فکر و اندیشهات محکم و استوار.
لیکن چه کنم هوا دو رنگ است
اندیشه فراخ و سینه تنگ است
هوش مصنوعی: اما چه کار میتوانم بکنم که این دنیا دو رنگ است؛ ذهنم بسیار وسیع است، اما قلبم تنگ و محدود.
دهلیز فسانه چون بود تنگ
گردد سخن از شد آمدن لنگ
هوش مصنوعی: وقتی داستانی به تنگنا میرسد و دچار مشکلات میشود، بیان آن دشوار و ناقص میشود.
میدان سخن فراخ باید
تا طبع سوارییی نماید
هوش مصنوعی: برای بیان کردن افکار و احساسات، باید فضای کافی وجود داشته باشد تا خلاقیت و ذهن بتوانند به راحتی فعالیت کنند.
این آیت اگرچه هست مشهور
تفسیر نشاط هست ازو دور
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگرچه این آیه به طور گسترده شناخته شده است، اما تفسیر آن به نوعی نشانهای از نشاط و شادابی است که از آن دور است. به عبارت دیگر، درک عمیق و واقعی از این آیه ممکن است فراتر از آنچه عموم مردم میدانند باشد و ممکن است به نوعی مرتبط با حالتی از سرزندگی باشد که در تفسیر آن کمتر به چشم میخورد.
افزار سخن نشاط و ناز است
زین هردو سخن بهانه ساز است
هوش مصنوعی: وسیلهی گفتگو، شادابی و دلربایی است و به همین دلیل، سخن بهانهای برای ابراز این دو حالت است.
بر شیفتگی و بند و زنجیر
باشد سخن برهنه دلگیر
هوش مصنوعی: سخن به شیفتگی و محدودیت اشاره دارد و حالتی غمانگیز و عریان را به تصویر میکشد.
در مرحلهای که ره ندانم
پیداست که نکته چند رانم
هوش مصنوعی: در زمانی که نمیدانم باید به کجا بروم، روشن است که نمیتوانم نکات زیادی را درک کنم.
نه باغ و نه بزم ِ شهریاری
نه رود و نه می، نه کامگاری
هوش مصنوعی: نه باغ و نه مجالس پادشاهی، نه رود و نه شراب، نه لذتی برای زیستن.
بر خشکی ریگ و سختی کوه
تا چند سخن رود در اندوه؟
هوش مصنوعی: چقدر باید در مشکلات و سختیهای زندگی غصه خورد و ناله کرد؟
باید سخن از نشاط سازی
تا بیت کند به قصه بازی
هوش مصنوعی: باید درباره شادی و نشاط صحبت کرد تا داستان به سرگرمی تبدیل شود.
این بود کز ابتدای حالت
کس گِرد نگشتش از ملالت
هوش مصنوعی: از ابتدای حالا، هیچ کس به دور و بر او نرفته و از غم و اندوه او خبر ندارد.
گوینده ز نظم او پر افشاند
تا این غایت نگفته زان ماند
هوش مصنوعی: گوینده با هنرمندی و مهارت خود، سخنانی زیبا و پرمغز بیان کرده است، اما به خاطر این عظمت و زیبایی آن، نتوانسته تمام معنا و عمق پیام را به وضوح بیان کند.
چون شاه جهان به من کند باز
کاین نامه به نام من بپرداز
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه جهان به من توجه کند و این نامه را به نام من بفرستد، من احساس خوشحالی و افتخار میکنم.
با اینهمه تنگی مسافت
آنجاش رسانم از لطافت
هوش مصنوعی: با وجود اینکه راه دور و سخت است، اما به خاطر نرمی و لطافتی که وجود دارد، به آنجا میرسم.
کز خواندن او به حضرت شاه
ریزد گهر نسفته بر راه
هوش مصنوعی: از شنیدن و مطالعه آثار او، گنجینهای از دانش و زیبایی به سوی حضرت شاه میریزد و پنهان نمیماند.
خوانندهاش ار فسرده باشد
عاشق شود ار نمرده باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی در حال گوش دادن به این شعر احساس غم و ناراحتی کند، ممکن است عاشق شود حتی اگر هنوز از زندگی نگذشته باشد.
باز آن خلف خلیفهزاده
کاین گنج به دوست در گشاده
هوش مصنوعی: دوباره آن فرزند خلیفه به دوست خود این گنج را هدیه داده است.
یکدانهٔ اولین فتوحم
یک لالهٔ آخرین صبوحم
هوش مصنوعی: من تنها یک لالهام که در آغاز عشق شکوفا شدم و به نوعی نماد آخرین فرصتهای سرخوشی و شیداییام.
گفت ای سخن تو همسر من
یعنی لقبش برادر من
هوش مصنوعی: گفت: ای کلام تو همچون همسر من است، یعنی اینكه تو به عنوان برادر من شناخته میشوی.
در گفتن قصهای چنین چست
اندیشهٔ نظم را مکن سست
هوش مصنوعی: در بیان داستانی چنین، سطح فکر و نظم را ضعیف نکن.
هرجا که بهدست عشق خوانیست
این قصه بر او نمک فشانیست
هوش مصنوعی: هر جایی که عشق حضور دارد، داستانی دلچسب و شیرین خواهد بود.
گرچه نمک تمام دارد
بر سفره کباب خام دارد
هوش مصنوعی: اگرچه سفرهی ما پر از نمک و چاشنی است، اما کبابی که روی آن هست هنوز خام و نپخته باقی مانده است.
چون سفتهٔ خارِش تو گردد
پخته به گزارش تو گردد
هوش مصنوعی: وقتی سختیها و مشکلات تو به نتیجه برسد، آنگاه خبر آن به همه میرسد.
زیبارویی بدین نکویی
وآنگاه بدین برهنهرویی
هوش مصنوعی: زیبایی تو به این زیبایی و در کنار آن معصومیت تو بسیار چشمنواز است.
کس دُر نه به قدر او فشاندهست
زین روی برهنهروی ماندهست
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه او (زیبایی یا ارزش) را در دنیای خود پخش نکرده است و به همین دلیل، دیگران در برابر او با چهرهای عریان و بدون زیبایی باقی ماندهاند.
جان است و چو کس به جان نکوشد
پیراهن عاریت نپوشد
هوش مصنوعی: انسانی که به زندگی اهمیت نمیدهد، مانند کسی است که پیراهنی قرضی را به تن کرده و هیچ تلاشی برای داشتن زندگی خود نمیکند.
پیرایهٔ جان ز جان توان ساخت
کس جان عزیز را نینداخت
هوش مصنوعی: میتوان با زیبایی بخشیدن به روح و جان، زندگی را دلپذیرتر کرد، اما هرگز نباید جان گرامی و ارزشمند را قربانی کرد.
جان بخش جهانیان دم تست
وین جان عزیز محرم تست
هوش مصنوعی: روح بخشنده تمام جهانیان، دم توست و این جان عزیز، در دست توست که فقط برای محرمهاست.
از تو عمل سخن گزاری
از بنده دعا ز بخت یاری
هوش مصنوعی: از تو انتظار دارم که اعمال و رفتار حسنت را بیان کنی، و من از طرف خودم دعا میکنم که بخت و اقبال به یاری من بیاید.
چون دل دهی جگر شنیدم
دل دوختم و جگر دریدم
هوش مصنوعی: زمانی که دل خود را به کسی میسپاری، احساسات و دردهای عمیقی به همراه دارد. من نیز با قبول این احساسات، قلب خود را برای او آماده کردم، اما در عوض، زخمهایی نیز بر قلبم نشسته است.
در جستن گوهر ایستادم
کان کندم و کیمیا گشادم
هوش مصنوعی: من در جستجوی گوهری ایستادم که آن را از دل زمین بیرون آوردم و به چیزی ارزشمند و گران بها تبدیل کردم.
راهی طلبید طبع کوتاه
کهاندیشه بد از درازی راه
هوش مصنوعی: طبع انسان به دنبال راهی کوتاه است، زیرا اندیشههای ناپسند و منفی معمولاً از طولانی شدن مسیر ناشی میشود.
کوتهتر از این نبود راهی
چابکتر از این میانهگاهی
هوش مصنوعی: مسیر نمیتوانست کوتاهتر باشد و هیچ راهی سریعتر از این در میان نیست.
بحری است سبک ولی رونده
ماهیش نه مرده بلکه زنده
هوش مصنوعی: این دریا سبک و روان است، اما ماهیهایش نه مردهاند و نه بیحرکت، بلکه زنده و فعال هستند.
بسیار سخن بدین حلاوت
گویند و ندارد این طراوت
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که با شیرینی سخن میگویند، اما حرفهایشان هیچ تازگی و نشاطی ندارد.
زین بحر ضمیر هیچ غواص
بر نارد گوهری چنین خاص
هوش مصنوعی: در این دریاى عواطف، هیچ غواصى نمیتواند جواهرى اینچنین منحصر به فرد پیدا کند.
هر بیتی از او چو رستهٔ دُر
از عیب تهی و از هنر پر
هوش مصنوعی: هر شعر او مانند دُرّی است که خالص و بدون عیب و نقص بوده و پر از هنر و زیبایی است.
در جستن این متاع نغزم
یک موی نبود پایلغزم
هوش مصنوعی: در جستجوی این گنج ارزشمند، حتی یک مو هم مانع پیشرفتم نمیشود.
میگفتم و دل جواب میداد
خاریدم و چشمه آب میداد
هوش مصنوعی: من صحبت میکردم و قلبم پاسخ میداد، زخم میزدم و چشمهی آب برایم بیرون میزد.
دخلی که ز عقل درج کردم
در زیور او به خرج کردم
هوش مصنوعی: من سرمایهای که از عقل و فکر به دست آورده بودم را برای زیور و زینت او خرج کردم.
این چار هزار بیت اکثر
شد گفته به چار ماه کمتر
هوش مصنوعی: این چهار هزار بیت شعر بیشتر در عرض چهار ماه گفته شده است.
گر شغل دگر حرام بودی
در چارده شب تمام بودی
هوش مصنوعی: اگر شغل دیگری غیر از این که در حال حاضر داری ممنوع بود، در مدت چهارده شب به پایان میرسید.
بر جلوهٔ این عروس آزاد
آبادتر آنکه گوید آباد
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و شکوه عروسی اشاره دارد. شاعر معتقد است که اگر کسی بگوید این عروس آزاد و زیبا است، به طرز ناشیانهای به نظر میرسد، زیرا خود زیبایی او نشاندهندهٔ آبادانی و جذابیتش است. به عبارت دیگر، زیبایی و جذابیت عروس به قدری زیاد است که نیازی به توصیف اضافی ندارد.
آراسته شد به بهترین حال
در سلخ رجب به ثی و فی دال
هوش مصنوعی: در ماه رجب، در پایان آن، او به بهترین وضعیت و زیبایی دست یافت.
تاریخ عیان که داشت با خَود
هشتاد و چهار بعد پانصد
هوش مصنوعی: تاریخ به وضوح نشان میدهد که پس از گذشت پانصد سال، هشتاد و چهار سال دیگر نیز به وقوع پیوسته است.
پرداختمش به نغز کاری
و انداختمش بدین عماری
هوش مصنوعی: من به او توجهی ویژه کردم و او را در این مکان قرار دادم.
تا کس نبرد به سوی او راه
الا نظر مبارک شاه
هوش مصنوعی: تنها نگاهی از طرف شاه است که میتواند کسی را به سوی او وارد کند و هیچ کس نمیتواند بدون این نگاه به او دسترسی پیدا کند.