شمارهٔ ۶۰
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۶۰
کی وعدههای لعل تو از یاد میرود
کی ذوق شادی از دل ناشاد میرود
حسن تو از خط تو یکی در هزار شد
کی آب و رنگ حسن خداداد میرود
سودای عشق فایدهها دارد از زیان
این جا شکار از پی صیاد میرود
سررشته شمار نفس را نگاه دار
عمر عزیز توست که بر باد میرود
ناچار میروند اگر شاه اگر گداست
درویش بیعلاقه یقین شاد میرود
اندیشه نیست ناله شب را ز راه دور
بیدار شو که فرصت فریاد میرود
هر چند در کفت قلم اختیار هست
حرفی ز نقطهریزی استاد میرود
یک جوی شیر تا بر شیرین کند روان
صد دجله خون ز دیده فرهاد میرود
صد سال اگر جفا و مشقت کشیدهای
زور شکفتگی همه از یاد میرود
مجذوب خود سر از پی حافظ نمیرود
این حرف در شفقت استاد میرود
شمارهٔ ۵۹: ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود
شمارهٔ ۶۱: ناله مستانهام بخت مرا هشیار کرد
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.