شمارهٔ ۲۴۱
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۴۱
در دلم خون جهان جهان کردی
آن چه دل داشت آن چنان کردی
شکر لله که در وفا ما را
آزمودی و امتحان کردی
آسمان کیست تا از او ترسم
آسمان را تو آسمان کردی
از که جویم دوای درد تو را
که برابر تواش به جان کردی
از تو جویم که مشت خاکی را
چشم و گوش و لب و زبان کردی
کار جان در دلت کند غم یار
همچو جانش اگر نهان کردی
چشم بگشا که طرفه بازاریست
تا که غافل شدی زیان کردی
گریه روشن کند سواد تو را
کی تو این درس را روان کردی
عاشقی پیشه کن که چون مجذوب
هر چه کردی جز این زیان کردی
شمارهٔ ۲۴۰: تا شدم آشنای تنهایی
شمارهٔ ۲۴۲: عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن مفاعلن فعلن
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.