شمارهٔ ۲۴۰
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۴۰
تا شدم آشنای تنهایی
فارغم از جفای تنهایی
سازگار است همچو آب حیات
با مزاجم هوای تنهایی
خلق در تنگنای کثرت خلق
ایمن است از بلای تنهایی
بگریز از مصاحب ناباب
این بود این دوای تنهایی
تنگی جا نمیکشد هرگز
هیچ کس در فضایی تنهایی
هر چه گویی از آن گشادهتر است
مرحبا تنگنای تنهایی
چه نشانها که از بهشت نداد
گوشه دلگشای تنهایی
بهتر از ترک آشنایی نیست
چارهای از برای تنهایی
هر که شد بینفاق چون مجذوب
فارغ است از جفای تنهایی
شمارهٔ ۲۳۹: نیست با ادافهمان حاجت درافشانی
شمارهٔ ۲۴۱: در دلم خون جهان جهان کردی
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.