شمارهٔ ۲۱۰
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۱۰
ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده
ز لطف آمده یا ذرهای شراب زده
گشوده دست و فلک را به چرخ آورده
فکنده برقع و آتش به آفتاب زده
بهانهجو شده هر دم برای دیدن خویش
هزار بار بر آئینه انتخاب زده
بنا بر آئینهٔ آب بسته عالم را
برای دیدن خود نقشها بر آب زده
چه عشوهها که نه در غنچه یاد داده به گل
چه طعنهها که نه در پرده بر گلاب زده
چگونه عرض تمنّای دل تواند کرد
لبی که بوسه بر این در به صد حجاب زده
عروج ناله مستان سینهصاف نگر
که پا به دوش دعاهای مستجاب زده
سری به جیب تفکر همیشه دارد عقل
مگر جنون به سرش تخته یا کتاب زده
نشان گنج در این خاکدان گرفته سپهر
که خیمه بر سر این منزل خراب زده
به همّت از دم عیسی گذشته چون مجذوب
به صدق هر که دم از مهر بوتراب زده
شمارهٔ ۲۰۹: ای روشن از خاک درت چشم جهانبین همه
شمارهٔ ۲۱۱: نه سروت میتوانم گفت نه ماه
اطلاعات
وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.