شمارهٔ ۱۹۳
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۹۳
این که آید یار یا خورشید تابانست این
ماه خوشرفتار یا سرو خرامانست این
این که پیشاپیش آمد با هزاران دورباش
میشناسم غمزهٔ جلّاد فتّانست این
این که صیادانه با صد پیچ و خم دارد شتاب
حلقه دام بلا زلف پریشانست این
این نگاه شوخ کز دور آشنایی میدهد
خوب میدانم همان آشوب دورانست این
این که جان را از تبسّم قوّت دل میدهد
غنچه گلزار خوبی لعل خندانست این
این که میآید به چشمم آشنا بیگانه هم
التفات آشکار و لطف پنهانست این
آن که زود از خاطرش رفت آشنا ناز است ناز
این که عاشق یادش آمد عهد و پیمانست این
شام هجران را سحر کردن مگو پرمشکل است
گر وفا و صبر باشد سخت آسانست این
بوسهها بر لعل جانان کی زند هر بیجگر
از سر جان هم کسی چون بگذرد جانست این
در دو عالم ضامن مجذوب اگر شد دور نیست
خسرو دنیا و دین شاه خراسانست این
شمارهٔ ۱۹۲: پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
شمارهٔ ۱۹۴: آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.