قصاید
میرزا حبیب خراسانی
»
دیوان اشعار
»
بخش یک
»
قصاید
شمارهٔ ۱ : به گیتی بهتر از دانشوری نیست
شمارهٔ ۲ : زلف سنبل مگر امروز به تابی دگر است
شمارهٔ ۳ : شیخ و سالوسم ولی ساغرکشی کار من است
شمارهٔ ۴ : خواجه را گنج اگر درست زر است
شمارهٔ ۵ : گفت زاهد ز عمر و عمار است
شمارهٔ ۶ : عمرت ای خواجه گرچه بر گذر است
شمارهٔ ۷ : واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است
شمارهٔ ۸ : نرگس مست تو را باز خماری دگر است
شمارهٔ ۹ : باده سرجوش و جام لب به لب است
شمارهٔ ۱۰ - دربارهٔ بیبی عالم، همسر شاعر : شکستهزلف بتی مست در سرای من است
شمارهٔ ۱۱ : باغ چون مسند سلیمان شد
شمارهٔ ۱۲ - خطاب به ملایوسف متخلص به محوی : در این تن هردم آید جان دیگر
شمارهٔ ۱۳ : هر که را دانش و کنش شد یار
شمارهٔ ۱۴ : سخن از گردش قضا و قدر
شمارهٔ ۱۵ : خواهم از پرده ناموس بر آیم یکبار
شمارهٔ ۱۶ : نیمه از خاک و نیمه از فلکم
شمارهٔ ۱۷ : آمدی وقت سحر یارب تو خود ناگه بسویم
شمارهٔ ۱۸ - اقتفای غزل ملک الشعراء صبوری : ملکالشعرا سروده:
شمارهٔ ۱۹ : مگر برادر دیرین بنده خواجه کمالی
شمارهٔ ۲۰ : میکند وقت را پراکنده
شمارهٔ ۲۱ - خطاب به جناب میرزا ابراهیم بقراط : از این ره هردم آید کاروانی
شمارهٔ ۲۲ : وقت تو است ای پسر که کار کنی
شمارهٔ ۲۳ : ای پسر گر کنی مرا پسری
شمارهٔ ۲۴ : نبود ره بیرون شدن امروز ز مشکوی