برگردان به زبان ساده
میکند وقت را پراکنده
خواجه تا گنج گردد آکنده
هوش مصنوعی: قدرتمند، زمان را به طور مؤثر و منظم مصرف میکند تا بتواند در آینده از آن بهرهمند شده و به ثروت و داراییهای بیشتری دست یابد.
میبرد خواجه رنج بی پایان
بهر گنجی که نیست پاینده
هوش مصنوعی: آدمی برای به دست آوردن ثروتی که ماندگار نیست، زحمت فراوانی را تحمل میکند.
میکند بخت او بر او گریه
میزند وقت او بر او خنده
هوش مصنوعی: سرنوشت او بر او اشک میریزد و زمانش بر او میخندد.
تا بود خواجه بنده شهوت
بنده خویشرا بود بنده
هوش مصنوعی: هر زمان که آقا وجود داشته باشد، بندگان هم به خواهشها و تمایلات خود وابسته خواهند بود.
میرود روز و شب بخواهش نفس
عقل از این کار گشته شرمنده
هوش مصنوعی: روز و شب به خاطر خواستههای نفس میگذرد و عقل از این وضعیت شرمنده و خجالتزده شده است.
خود خر و بندگی کند خر را
خر بدیدی که گشته خر بنده
هوش مصنوعی: خر، خودش را به کار میگیرد و در حالت بندگی قرار میگیرد. آیا تو ندیدی که خر، چگونه به بنده و خدمتکار تبدیل شده است؟
رفته بی معرفت گذشته عمر
میرود چون گذشته آینده
هوش مصنوعی: فرد بیوفا و بیمعرفت میرود و در حال گذر است، مانند گذشتهای که دیگر برنمیگردد و آیندهای که هنوز نیامده است.
ما بدانشوری همی نازیم
خواجه از زر و سیم نازنده
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و هوش خود افتخار میکنیم، حال آنکه دیگران به زر و سیم خود میبالند.
گنج او سیم و گنج ما تعلیم
گنج او مرده گنج ما زنده
هوش مصنوعی: ثروت او در سکه و پول است، اما ثروت ما در آموزش و دانش. در حالی که ثروت او از بین رفته و بی ارزش است، ثروت ما زنده و پاینده است.
گنج ما روز و شب بطعنه و طنز
میزند بر بگنج او خنده
هوش مصنوعی: ثروت ما به طور مداوم به وسیله کنایه و شوخی بر ثروت او میخندد.
ای خوش آن نیکبخت دانشور
که دل از مال و جاه برکنده
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که باهوش و دانشمند است و دلبسته مال و مقام نیست.
نکند بر امید کار جهان
وقت مجموع خود پراکنده
هوش مصنوعی: در پی امیدهای خود نباش، زیرا که دنیا با مشکلات و ناپایداریها در هم آمیخته است و وقت گرانبهای تو را به بیهودگی میسپارد.
میکند در کمال آسایش
روز را شب ببخت فرخنده
هوش مصنوعی: به راحتی و بدون هیچ دغدغهای، روز را به شب تبدیل میکند و زندگی خوشبختی را تجربه میکند.
نوشدار صاف باشد و گر درد
پوشد ار نو بود و گر ژنده
هوش مصنوعی: نوشدار باید کاملاً خالص و شفاف باشد، حتی اگر بر اثر درد پنهان باشد. چه نو باشد و چه کهنه، تفاوتی ندارد.
نه چو سنبل بود پریشان حال
نه چو نرگس بود سرافکنده
هوش مصنوعی: این دو بیتی بیانگر حالتی از آرامش و وقار است. شخصی که در اینجا توصیف شده، نه در حالتی بیقرار و آشفته مانند سنبل است و نه در حالتی غمگین و افسرده چون نرگس. او در یک وضعیت متعادل و با بزرگواری قرار دارد.
بلکه مانند راد سرو بلند
در همه حال سبز و بالنده
هوش مصنوعی: هرگز ناامید نشوید و همیشه مثل یک درخت سرو بلند و سرسبز باقی بمانید و در زندگی به رشد و بالندگی ادامه دهید.
در خموشی بسان بحر عمیق
در سخن همچو ابر بارنده
هوش مصنوعی: در سکوت مانند دریای عمیق و در گفتگو همچون ابر بارانزا هستی.
بندگی کرده خواجه خود را
خواجگان گشته بر درش بنده
هوش مصنوعی: بندهگان درگاه خداوند، به خاطر بندگی و خدمت به او، خود تبدیل به بزرگوارانی میشوند که دیگران آنها را میشناسند و به احترام مینوازند.
رخ فروزنده آفتاب صفت
نیز دل همچو رخ فروزنده
هوش مصنوعی: چهره درخشان و جذاب مانند آفتاب، دل انسان نیز همانند آن چهره روشن و درخشان است.
لب فزاینده چشمه دانش
نیز جان همچو لب فزاینده
هوش مصنوعی: زبان سرشار از دانش مانند چشمهای است که پر از آب و سرزندگی است، و جان انسان نیز همچون آن زبان، میتواند سرشار و زنده باشد.