برگردان به زبان ساده
هر که را دانش و کنش شد یار
گردد از عمر خویش برخوردار
هوش مصنوعی: هر کسی که علم و عمل را با هم داشته باشد، از زندگی خود بهرهمند خواهد شد.
دانش بی کنش پیمبر گفت
چون درختی است کش نباشد بار
هوش مصنوعی: دانش بدون عمل همانند درختی است که میوه ندارد و نمیتوان از آن بهرهبرداری کرد.
دانش بی کنش ندارد سود
سر چو نبود چه سود از دستار
هوش مصنوعی: علمی که بدون عمل باشد، تفاوتی نخواهد داشت؛ مانند این که اگر سر بدون مغز باشد، هیچ سودی از آن حاصل نمیشود.
دانش بی کنش بدان ماند
که بود نقش علم بر دیوار
هوش مصنوعی: دانش بدون عمل و تلاش، مانند تصویری است که تنها روی دیوار نقش بسته و هیچ تاثیری در زندگی ندارد.
دانش بی کنش چنان باشد
که فتد تیغ بر کف عیار
هوش مصنوعی: دانش بدون عمل و اقدام، مانند این است که شمشیری در دست مردی رزمنده بیفتد و او نتواند از آن استفاده کند.
تیغ کاندر بدست دزد افتاد
دستش از تن بریده شد ناچار
هوش مصنوعی: دزد که تیغی در دست داشت، به طرز ناخواستهای دستش از بدنش جدا شد.
پند یاران نگنجد اندر گوش
تا دماغت پر است از پندار
هوش مصنوعی: پند و نصیحت دوستان وقتی به ذهنت نمیرسد که پر از افکار و خیالهای خودت هستی.
سر ز پندار چون تهی کردی
گوش خویش آنگهی سوی پندار
هوش مصنوعی: وقتی که ذهن خود را از افکار بیهوده پاک کردی، آنگاه میتوانی به اندیشههای درست و مفید توجه کنی.
چیست پندار؟ خود پرستی کو
نشود با خدا پرستی یار
هوش مصنوعی: پندار چیست؟ خودخواهی نمیتواند با پرستش خداوند همزمان باشد.
سرفرا برده ات ز دوش بگوش
همچو ضحاک مار دوش دو مار
هوش مصنوعی: سری بلند کردهای که به گوش تو میرسد، مانند ضحاک که دو مار بر دوش دارد.
گر نهی سوی این دو مار دو گوش
می بر آرندت از وجود دمار
هوش مصنوعی: اگر به این دو مار نزدیک شوی، گوشهایت را میگیرند و تو را از هستیات بینصیب میکنند.
قوت این هر دو مغز خلق بود
که جهان دشمنند و جان او بار
هوش مصنوعی: قدرت و نیروی این دو مغز (عقل و احساس) در دست مردم است، زیرا جهان و شرایط آن به نوعی با هم دشمنی میکنند و جان انسان مانند باری است که بر دوش اوست.
این دو مار تو شهوت است و غضب
که دو مردم کشند و جان آزار
هوش مصنوعی: این دو حس، یکی تمایلات شدید و دیگری خشم، مانند دو موجود خطرناک هستند که میتوانند انسان را به خطر بیندازند و جان او را آزار دهند.