برگردان به زبان ساده
باغ چون مسند سلیمان شد
سبزه چون خط سبز جانان شد
هوش مصنوعی: باغ مانند تخت سلیمان زیبا و باشکوه شده است و سبزه مانند خط سبز محبوبانه و دلنشین گشته است.
بَردِ اطراف بود درد شجر
از نسیم بهار درمان شد
هوش مصنوعی: در فصل بهار، با وزش نسیم، درد و رنج درختان کاهش پیدا کرد و درمان شدند.
نفحهٔ باد روح حیوانی
چشمهٔ آب، آب حیوان شد
هوش مصنوعی: نسیم باد به روح حیوان زندگی بخشید و چشمه آب به زندگی و حیات حیوانات تبدیل شد.
جسم گلشن یحشر کافر بود
روز بعث آمد و مسلمان شد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، بدن کافر به مانند گلی زیبا خواهد بود و در آن روز به حالت مسلمان درخواهد آمد.
کار مستان که در زمستان سخت
مشکل افتاده بود آسان شد
هوش مصنوعی: کار افرادی که در روزهای سرد زمستان با مشکلات زیادی روبرو بودند، اکنون راحتتر شده است.
دشت از سبزه باز نو پوشید
کوه از برف باز عریان شد
هوش مصنوعی: دشت دوباره به رنگ سبز درآمده و کوهها از برف عریان و نمایان شدهاند.
قامت سرو چون قد طوبی
صحن گلشن چو باغ رضوان شد
هوش مصنوعی: قد سرو به زیبایی قد درخت طوبی است و باغ گلشن به وسعت باغ رضوان تبدیل شده است.
گلشن از سبزه و صبا چون خلد
با طراوت ز روح و ریحان شد
هوش مصنوعی: باغی که با سبزه و نسیم پر از زندگی و شادابی شده، همچون بهشت سرشار از طراوت و بوی خوش گلهاست.
چشم بگشود نرگس شهلا
صنع یزدان بدید و حیران شد
هوش مصنوعی: نرگسی زیبا و دلربا چشمش را گشود و وقتی زیبایی آفرینش خدا را دید، حیرتزده شد.
دفتر زاهدان پریشان گشت
کار ساغرکشان به سامان شد
هوش مصنوعی: کار زاهدان به هم ریخت و بینظمی پیدا کرد، اما حال ساغرکشها به راه افتاد و منظم شد.
فصل گل باز با مه روزه
روز و شب دست در گریبان شد
هوش مصنوعی: فصل بهار دوباره فرا رسیده و ماه روزه در روز و شب، به طور مداوم در حال درگیری و چالش است.
هم به میخانه جام بادهٔ ناب
هم به مسجد ریا فراوان شد
هوش مصنوعی: در میخانه، نوشیدنی دلپذیر و خالص وجود دارد و در مسجد نیز نمایش و ریاکاری زیاد شده است.
سخن زاهد از عذاب و عقاب
بحث رند از رحیم و رحمن شد
هوش مصنوعی: زاهد درباره عذاب و مجازات سخن میگوید، در حالی که رند به رحمت و بزرگواری خدا اشاره میکند.
در میان، صد هزار بحث و جدال
از مقامات کفر و ایمان شد
هوش مصنوعی: در میان تعداد زیادی از گفتگوها و نزاعها در مورد مسایل اعتقادی و مذهبی، در نهایت به موضوعهای مربوط به کفر و ایمان پرداخته شد.
گفتگوهای مبهم مشکل
از مقام صراط و میزان شد
هوش مصنوعی: گفتوگوهای نامشخص و پیچیده باعث شد که فهم درست از راه راست و تراز و اندازهگیری دشوار شود.
نیز از واردات خوف و رجا
بحث بیمنتها و پایان شد
هوش مصنوعی: بحث درباره واردات و جنبههای امیدوارکننده و ترسناک آن به پایان رسید و به نتیجهگیری رسیدیم.
حرف تکفیر در میان آمد
داوریها به شرع و دیوان شد
هوش مصنوعی: موضوع بحث دربارهی تکفیر، یعنی نداشتن ایمان یا کافر دانستن کسی، در میان انسانها به وقوع پیوسته و قضاوتها بر اساس قوانین شرعی و دادگاهها انجام شده است.
کار از گفتگو به حرب کشید
وز نزاع و جدال طوفان شد
هوش مصنوعی: کار به جایی رسید که بحث و گفتگو فایدهای نداشت و بر اثر مشاجره و درگیری، اوضاع به طوفانی تبدیل شد.
نهی منکر کشید تا همه جا
شیخ مانند شیر غژمان شد
هوش مصنوعی: نهی از منکر به راه افتاد و به همین دلیل، همه جا روحانیون مانند شیر در عرصه قدرت و نفوذ ظاهر شدند.
شیخ با زاهدان به میخانه
حملهور همچو پور دستان شد
هوش مصنوعی: شیخ با زاهدان به میخانه حملهور شد و همچون پسر دستان، چالاک و با شور و حال وارد شد.
شیخ از پیش و زاهدان از پی
جمله را سنگها به دامان شد
هوش مصنوعی: شیخ و زاهدان به دنبال هم به راه میافتند و در مسیرشان سنگهای زیادی بر دامنشان میافتد.
کار مستان و تار طرهٔ چنگ
همچو زلف بتان پریشان شد
هوش مصنوعی: کار نوازندگان و نواختن چنگ به قدری زیبا و دلنشین شده که مانند زلفهای پریشان و گیسوان معشوقان به نظر میرسد.
مشت زهاد همچو پتک گران
سر رندان چو سطح سندان شد
هوش مصنوعی: دست زاهدان مانند پتکی سنگین است و باعث شده که سر رندان به سطح سندان چسبیده شود. در واقع، فشار و سختگیری زاهدان بر رندان باعث تحت فشار قرار گرفتن آنها شده است.
جنگ بگذشت هم ز سیلی و مشت
گه به ناخن گهی به دندان شد
هوش مصنوعی: جنگ به پایان رسید و در خلال آن، آسیبها و ضربات متعددی از سیلی، مشت، ناخن و دندان به یکدیگر وارد شد.
خم می در درون میخانه
ناگهان سخت سنگ باران شد
هوش مصنوعی: در میخانه، ناگهان باران سنگینی شروع به باریدن کرد.
پیر میخانه نیز بهر دفاع
با حریفان به جنگ ایشان شد
هوش مصنوعی: پیر میخانه به خاطر دفاع از خود، به جنگ با رقیبانش پرداخت.
چوب انگورکوب در دستش
چون عصا بود همچو ثعبان شد
هوش مصنوعی: چوب انگور که در دستش بود مانند عصا به نظر میرسید و به شکل ماری در آمده بود.
خشتهای سر خم باده
بر سر شیخ شهر پاشان شد
هوش مصنوعی: همه با هم به شیخ شهر نوشیدنی میپاشند و او را در این حال غافلگیر میکنند.
از دو سو ریختند بر سر هم
خم می در میانه قربان شد
هوش مصنوعی: از دو طرف، به سمت هم، خم می، در میانه، آسیب دید و قربانی شد.
از شکسته خم شرابآلود
صحن میخانه نقش ایوان شد
هوش مصنوعی: از ظرف شکستهای که پر از شراب است، نقشی در ایوان میخانه به وجود آمده است.
بس که گل گل شراب گلگون ریخت
غیرت ساحت گلستان شد
هوش مصنوعی: به خاطر زیادی گل و شراب قرمز که در باغ ریخته میشود، حس غیرت و حساسیت به زیباییهای گلستان بیشتر شده است.
شد در میفروش کانِ یمن
بس عقیق اندر او درخشان شد
هوش مصنوعی: در میفروشی که در یمن قرار دارد، به خاطر انبوهی از عقیقها، نور و درخشندگی زیادی به وجود آمده است.
خم جزع کرد و حمل ششماهه
خون دگر بارهاش به زهدان شد
هوش مصنوعی: خم، به حالت ناآرامی و ناراحتی درآمد و دوباره بر اثر فشار و تلاش، شش ماهه را به رحم خود بازگرداند.
شیخ با پیر و دیگران هر یک
با هماورد خود به میدان شد
هوش مصنوعی: راهدار با همگنان خود در میدان مبارزه حاضر شد و هرکسی با حریف و رقیب خود به میدان رفت.
هر قرین با قرین خود در رزم
چون اجل دست در گریبان شد
هوش مصنوعی: هر همرا های در نبرد مثل سرنوشت، زمانی که دست به گریبان میشود.
ازدحام از دو سو پی یاری
شد فزون نیز تا دو چندان شد
هوش مصنوعی: ازدحام جمعیتی از دو طرف به وجود آمد که به یاری هم شتافتند و این باعث شد که وضعیت حتی از قبل هم بیشتر شود.
زین جزع پس صراحی مینا
باخت دل تا فتاد و بیجان شد
هوش مصنوعی: از این ناکامی، شراب مینا را باخته و دل را به خواب برده تا وقتی که بیجان و بیحالت شد.
فتنه بالا گرفت تا گردون
هر طرف شعلهای فروزان شد
هوش مصنوعی: آشوبی به وجود آمد که در نتیجه آن، آسمان از هر سو در حال شعلهور شدن بود.
آخر از مصلحان خیراندیش
اتفاقاً به صلح فرمان شد
هوش مصنوعی: در نهایت، افرادی که به خیر و اصلاح جامعه فکر میکنند، به طور ناخواسته به صلح و آرامش دست مییابند.
قسمتی در میان پدید آمد
کار مشکل به قرعه آسان شد
هوش مصنوعی: در میانهی کارهای دشوار، گاهی اوقات با کمی شانس و سرنوشت، شرایط به نحو عجیبی آسان میشود.
شب نصیب قدحکشان افتاد
روز در قسم روزهداران شد
هوش مصنوعی: شب به نوشندگان میرسد، ولی روز به روزهداران تعلق دارد.
فرقهای رو به راه مسجد کرد
فرقهای سوی باغ و بستان شد
هوش مصنوعی: گروهی به راهی میروند که به مسجد میرسد و گروهی دیگر به سمت باغ و فضای سبز حرکت میکنند.
آن به دنبال نسیه زاهد
در کمال یقین شتابان شد
هوش مصنوعی: او با اطمینان کامل و با سرعت، به دنبال چیزی رفت که زاهد به آن بهصورت نسیه و غیرقطعی نگاه کرده بود.
وان دگر گفت نقد را عشق است
که به دنبال نسیه نتوان شد
هوش مصنوعی: عشق واقعی را نمیتوان با چیزهای غیرقابل لمس و ناپایدار مقایسه کرد، چرا که عشق، همانند نقد، ارزش و اهمیت خاصی دارد و نمیتوان آن را با امید به آینده و وعدههای نسیه به دست آورد.
نیز دیگر گروه ذاتالبّین
گه پی این و گه پی آن شد
هوش مصنوعی: گروهی دیگر از کسانی که در بین دو طرف در حال رفت و آمد هستند، گاهی به این سمت و گاهی به آن سمت میروند.
هر کسی برد سودی از سودا
قسم من در میانه حرمان شد
هوش مصنوعی: هر کسی از معاملهای بهرهای برد، اما من در میان این معاملات تنها نصیبم ناکامی و حسرت بود.
من فرومانده از دوره خوشاک
که به یک ره از این دو پویان شد
هوش مصنوعی: من از دوران خوشی که گذشت، به شدت ناامید هستم و نمیدانم که چگونه از این دو مسیر که در پیش دارم، حرکت کنم.