برگردان به زبان ساده
آن زلف مشکبو را، تا زیب دوش کردی
سرو بنفشه مو را، عنبر فروش کردی
هوش مصنوعی: آن موی خوشبو را که بر دوشت افکندهای، مانند سرو زیبایی کردهای و موی بنفشه را به عطر عنبر آغشته کردهای.
در چنگ تار زلفت، تا نیمه شب دل من
چون نی نوا نمودی، چون دف خروش کردی
هوش مصنوعی: پرزلف تو چون تار، دل من را به نوا درآوردی و به مانند دفی به سرزندگی و شوق به صدا درآوردی.
هم جمع دوستان را بیخود فکندی از چشم
هم قول دشمنان را، بیهوده گوش کردی
هوش مصنوعی: تو بیدلیل دوستانت را از نظر دور کردی و به حرفهای دشمنان به آسانی گوش سپردی.
تا برفکندی از مهر، ای ماه پرده از چهر
بنیان عقل کندی، تاراج هوش کردی
هوش مصنوعی: وقتی که از عشق تو پرده برداشت، ای ماه، بنیان تفکر را نابود کردی و عقل را به بیراهه بردی.
همواره با درستان، پیمان شکستی اما
با خیل نادرستان، پیمانه نوش کردی
هوش مصنوعی: همیشه با جمعیت دروغین و نادرست رابطهات خراب بوده، اما با تعداد کمی از افراد راستگو، خوش میگذرانیدی و خوشباشی کردی.
بر دوش من ز مستی، دیشب گذاشتی سر
دوشم دگر نبیند، کاری که دوش کردی
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر حال نیکو و شادابیم، بار سنگینی بر دوش من گذاشتی و حالا دیگر نمیتوانم کاری را که دیشب کردی، ببینم یا فراموش کنم.
با آنکه سوختم من، شب تا سحر به بزمت
چون شمع صبحگاهان، ما را خموش کردی
هوش مصنوعی: با اینکه من دچار سوختگی شدم و تا صبح در عیش و نوشت بودم، مثل شمعی در صبح زود، تو ما را ساکت کردی.