برگردان به زبان ساده
نیمه شب زلف را در سایه مه تاب دادی
وز رخ چون آفتابت زینت مهتاب دادی
هوش مصنوعی: نیمه شب، وقتی که مه در آسمان میتابید، زلفهایت را در آن نور پخش کردی و چهرهات به اندازهی نور ماه، زیبا و دلانگیز شد.
چشم می آلوده را پیوستگی دادی به ابرو
جای ترک مست را در گوشه محراب دادی
هوش مصنوعی: چشم آلود و دلزنندهای را به ابرو واداشتی، و جای نشانههای مستی را در گوشهی عبادتگاه قرار دادی.
ابرویت را پر عرق کردی دگر از آتش می
یا برای قتل ما شمشیر خود را آب دادی؟
هوش مصنوعی: آیا با تعریق ابرویت از عرق، امیدی به نابودی ما داری یا این که برای کشتن ما، شمشیرت را در آب فرو بردهای؟
چون پرستاران نشاندی کنج لب خال سیه را
هندوی پر تاب و تب را شیره عناب دادی
هوش مصنوعی: وقتی که پرستاران را به گوشهای نشاندی و لب سیاه را به آنها نشان دادی، به خانم هندی که پر از نشاط و شوق بود، شیرهی عناب را دادی.
دیده ام را تا قیامت روز و شب بیدار دارد
وعده وصلی که از شوخی توام در خواب دادی
هوش مصنوعی: من تا روز قیامت شب و روز بیدارم، چرا که وعده وصل را که در خواب به من دادی، مزاحی بیش نبوده است.
تا زدی ای لعبت چین شانه زلف عنبرین را
در کف باد صبا صد نافه مشک ناب دادی
هوش مصنوعی: تو که با حرکتهای زیبا و دلربایت، شانههای زلف معطر و خوشبو را در دست نسیم صبح قرار دادهای، به آن نسیم خنک چندین عطر ناب و خوش میدهی.