برگردان به زبان ساده
به جز این مرا نماند، پس مرگ سرگذشتی
که منت ز سر گذشتم، چو توام به سر گذشتی
هوش مصنوعی: جز این هیچ چیز دیگری برایم باقی نمانده است، پس مرگ داستانی است که در آن از سر گذشت خودم باید بگذرم، همانطور که تو از سر گذشت خودت عبور کردی.
ز غم جدایی تو، چو ز عمر سیر گشتم
به مزار من گذر کن، به هوای سیر و گشتی
هوش مصنوعی: از درد جدایی تو، وقتی که از عمرم گذشتم، به قبر من سر بزن؛ با یاد و فکر و گردش در خاطرات.
اگرش جنون ناقص، نگرفته بود دامن
ز چه فرق داد مجنون، به میان شهر و دشتی
هوش مصنوعی: اگر جنون ناقصی، دامن او را نمیگرفت، پس چرا مجنون را در میان شهر و دشت اینقدر متفاوت دیدند؟
دل خوش به وجد آید، ز هوای گلشن اما
پر مرغ بسته باشد، گل و سبزه تیغ و طشتی
هوش مصنوعی: دل خوشی به خاطر زیباییهای گلستان به انسان دست میدهد، اما اگر پرندهای در قفس باشد، زیبایی گل و سبزه هم نمیتواند دل را شاد کند و فقط یادآور محدودیتها است.
ز تو چشم مهر ای مه، دل من نداشت هرگز
دگر از چه کینه ورزی، تو که مهربان نگشتی
هوش مصنوعی: ای ماه، دل من هرگز از تو چشم روشنی نداشت. چرا بین ما کینه وجود دارد؟ تو که هرگز مهربان نبودی.