برگردان به زبان ساده
دست اجنبی افراشت، تا لوای ناامنی
فتنه سربهسر بگذاشت، سر به پای ناامنی
هوش مصنوعی: دست بیگانهای دراز شد و باعث شد که ناامنی و هرجومرج در جامعه ایجاد شود و این وضعیت همه جا را در بر بگیرد.
شد به پا در این کشور، شور و شورش محشر
گوش آسمان شد کر، از صدای ناامنی
هوش مصنوعی: در این دیار، حالتی پرجنب و جوش و آشفتگی به وجود آمده است. آسمان از شدت فریاد و صدای ناامنی به کلی خاموش شده است.
دستهای به غم پابست، شستهاند از جان دست
هر که را بینی هست، مبتلای ناامنی
هوش مصنوعی: گروهی در غم و اندوه غرق شدهاند و از جان خود دست برداشتهاند. هرکس را که میبینی، درگیر و دچار ناامنی و اضطراب است.
مست خودسری ظالم، گشته دربهدر عالم
فتنه میدود دائم، در قفای ناامنی
هوش مصنوعی: ظالمی که به خاطر خودخواهیاش مست و غرق در آشفتهحالی شده، همیشه در حال دویدن به دنبال فتنه و درگیری است و هیچگاه احساس امنیت ندارد.
عقل گشته دیوانه، کز چه رو در این خانه
هست خویش و بیگانه، آشنای ناامنی
هوش مصنوعی: عقل دچار جنون شده، زیرا نمیداند چرا در این مکان که محلی برای خودی و بیگانه است، سکونت دارد و آشنایی با احساس ناامنی را تجربه میکند.