برگردان به زبان ساده
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
هوش مصنوعی: زمانی که برای آزادی سر را به پا گذاردم، دستان خود را با جانم شستم تا به خاطر آزادی تلاش کنم.
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
میدوم به پای سر در قفای آزادی
هوش مصنوعی: من به دنبال به دست آوردن پیوند عشق او هستم و به همین خاطر به سمت آزادی میدوم.
با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز
حمله میکند دایم بر بنای آزادی
هوش مصنوعی: گروههای واپسگرا همیشه در تلاش هستند تا بر پایه آزادی فشار وارد کنند و آن را زیر سوال ببرند.
در محیط طوفانزای، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد با خدای آزادی
هوش مصنوعی: در شرایط بحرانی و پرآشوب، فرمانده استبداد با قدرت و مهارت در حال نبرد است، در حالی که در مقابل او، نیروی آزادی نیز حضور دارد.
شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار
چون بقای خود بیند در فنای آزادی
هوش مصنوعی: شیخ به خاطر منافع خود، بر تخریب آزادیهای انسانها اصرار میورزد، چرا که بقای خود را در نابودی آزادی میبیند.
دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین
میتوان تو را گفتن پیشوای آزادی
هوش مصنوعی: اگر دامن محبت را با خون رنگین کنی، میتوان تو را پیشوای آزادی نامید.
فرخی ز جان و دل میکند در این محفل
دل نثار استقلال، جان فدای آزادی
هوش مصنوعی: فرخی با تمام وجودش در این جمع به عشق آزادی و استقلال جان و دلش را فدای آن میکند.