برگردان به زبان ساده
تا در خم آن گیسو چین و شکن افتاده
بس بند و گره ز آن چین در کار من افتاده
هوش مصنوعی: تا وقتی که در پی گیسوی تو بند و گرههای زیادی در کار من افتاده، یعنی چنان جذابیتی در موهای تو هست که تمام زحمتها و مشکلات من در این راه به وجود آمده است.
در مسلک آزادی ما را نبود هادی
جز آنکه در این وادی خونین کفن افتاده
هوش مصنوعی: در راه آزادی، راهنمایی نداریم جز آنکه در این سرزمین پرخون، افراد بسیاری با کفن افتادهاند.
شادم که در این عالم از حرص بنی آدم
مسکین و غنی با هم اندر محن افتاده
هوش مصنوعی: خوشحالم که در این دنیا انسانهای فقیر و ثروتمند به یک اندازه در دردها و سختیها قرار دارند و تحت فشار زندگی هستند.
زین شعله که پیدا نیست آنکس که نسوزد کیست
این شور قیامت چیست در مرد و زن افتاده
هوش مصنوعی: از این آتش پنهان که هیچکس مصون نیست، چه کسی میتواند از سوختن در امان بماند؟ این هیجان و التهاب روز قیامت چه معنایی دارد که در دل مردان و زنان ایجاد شده است؟
در عالم مسکینی جان داده بشیرینی
هر کشته که می بینی چون کوهکن افتاده
هوش مصنوعی: در دنیای فقر و سختی، جان دادن راحتتر شده است. هرکس را که میبینی، مانند کوهکنی که به زمین افتاده، به نوعی در حال رنج و درد است.
از وادی عشق ای دل جان برده کسی مشکل؟
زیرا که به هر منزل سرها ز تن افتاده
هوش مصنوعی: آیا در وادی عشق، کسی دچار مشکل است که جانش گرفته شده؟ چون در هر قدمی، سرها از تن جدا شده است.
با ذوق سخنرانی گر نامه ما خوانی
در جای سخن دانی در از دهن افتاده
هوش مصنوعی: اگر با ذوق و شوق سخنرانی کنی و نامه ما را بخوانی، در آن هنگام که در جایی از علم و دانش سخن میگویی، زبانت در نمیآید و حرف از دهانت نمیافتد.