برگردان به زبان ساده
قرار از دل من ربود آن نگار
بدان عنبرین طرهٔ بی قرار
هوش مصنوعی: آن محبوب با موهای خوشبو و پراکندهاش آرامش را از دلم گرفت.
نگارست رخسارهٔ من ربود آن نگار
ز هجران رخسارهٔ آن نگار
هوش مصنوعی: دختر زیبایی چهرهام را گرفت و به خاطر دوری از او، چهرهام غمگین شده است.
کنار من از دوست تا شد تهی
مرا پر شد از خون دیده کنار
هوش مصنوعی: وقتی دوستم از کنارم رفت و تنها شدم، چشمانم پر از اشک و غم شد.
خمارست در سر مرایی قیاس
در اندوه آن نرگس پر خمار
هوش مصنوعی: مستی در سر دارم که نمیتوانم آن را با غم نرگس پرمستی که دارد، مقایسه کنم.
شمار غم او ندانم ، از آنک
غم او گذشته ز حد شمار
هوش مصنوعی: من نمیدانم که غم او چقدر است، زیرا غم او از حد شمارش فراتر رفته است.
فگارست از غمزهٔ او دلم
بلی تیر ناوک کند دل فگار
هوش مصنوعی: دلم به خاطر نگاهش زجر میکشد، بله، این تیر عشق او دل مرا به درد میآورد.
نزارست شخص من از عشق او
بسا شخص کز عشق او شد نزار
هوش مصنوعی: عشق او باعث شده است که من دچار رنج و عذاب شوم، همانطور که بسیاری دیگر نیز به خاطر عشقش دچار سختی و درد شدهاند.
چه کارم؟چو من کس بوده عاشقی ؟
مرا با غم عشق خوبان چه کار؟
هوش مصنوعی: من چه کار میتوانم بکنم؟ آیا در این دنیا کسی بوده که به اندازه من عاشق باشد؟ من چه ارتباطی با درد و غم عشق زیبارویان دارم؟
مدار ، ای دل ، اندیشهٔ عشق نیز
جز اندیشهٔ مدح خسرو مدار
هوش مصنوعی: ای دل، در افکار خود تنها به عشق ننگر، چرا که عشق هم باید در چنبرهٔ ستایش پادشاه بماند.
سوار جهان ، شاه اتسز، که هست
پیاده به میدان او هر سوار
هوش مصنوعی: در این دنیا، تو فرمانروایی جوانمرد هستی که همه سواران در میدان تو بهصورت پیاده حضور دارند.
شراریست از تیغ او در جهان
که گردون بسوزد همی آن شرار
هوش مصنوعی: شعلهای از تیغ او در دنیا است که آسمان نیز از آن میسوزد و میسوزاند.
بهار عدو از خلافش خزان
خزان ولی از وفاقش بهار
هوش مصنوعی: بهار به دلیل مخالفتش با خزانی که از آن به وجود میآید، دشمن بهار است، اما خزانی که در نتیجه همسویی با بهار به وجود میآید، در واقع بهار است.
قفار از نم جود او چون ریاض
ریاض از تف تیغ او چون قفار
هوش مصنوعی: خاک و زمین از برکات و عطای او مانند باغها سرسبز و شاداب هستند و باغها نیز از گرمای آتش او مانند دشتهای خشک و بیروح به نظر میرسند.
چنارست پنجه گشاده بباغ
مگر سایل جود او شد چنار ؟
هوش مصنوعی: درخت چناری که شاخههایش را به وسعت باز کرده در باغ است، آیا این زیبایی و بزرگی به خاطر بخشندگی او نیست؟
حصارست ، شاها ، جهان بر عدوت
چه لذت بود بسته را در حصار؟
هوش مصنوعی: ای پادشاه، آیا برای دنیایی که دشمنی تو را در خود دارد، چه لذتی وجود دارد وقتی که آن را در محاصره نگاه داشتهای؟
صغار و کبارت ثنا خوان شدند
که هستی پناه صغار و کبار
هوش مصنوعی: کودکان و بزرگترها دربارهات سخن میگویند که تو پناهگاه و حمایتکننده همه آنها هستی.
غباری ، که برخیزد از لشکرت
بود کیمیای ظفر آن غبار
هوش مصنوعی: غباری که از لشکر تو برمیخیزد، نشانهای از پیروزی و موفقیت توست.
تبار تو اند افتخار هدی
و لیکن تویی افتخار تبار
هوش مصنوعی: خانواده و نسل تو افتخار هدایت و رهبری هستند، اما خود تو هستی که افتخار آن نسل به حساب میآیی.
یسار تو جامه دران از یمین
یمین تو حمله بران بر یسار
هوش مصنوعی: دست چپ تو در حال گشودن لباس است و دست راست تو در حال حمله به سمت چپ است.
بحار از عطای تو گیرد مدد
از آنست جای جواهر بحار
هوش مصنوعی: بهار از بخشش تو یاری میگیرد و این به خاطر آن است که زیبایی و ارزش طبیعت در این فصل مانند جواهرات در دریاچهها و رودهاست.
نثار از پی فرق شاهان کنند
کند تیغ تو فرق شاهان نثار
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند چاقوی بریانی است که سر فرق شاهان را برای تقدیم و نثار آماده میکند.
جوار تو جویند اهل هنر
که هست از حوادث پناه آن جوار
هوش مصنوعی: افراد هنر مند به نزد تو پناه میآورند، زیرا اینجا از مشکلات و چالشهای زندگی امن و آسایش است.
شکارند در روز رزمت ملوک
ترا باد ارواح اعدا شکار
هوش مصنوعی: در روز نبرد، پادشاهان دشمنان تو را در معرض خطر قرار میدهند و تو تحت تأثیر نیروی باد و ارواح آنها قرار میگیری.
مدار فلک بر مراد تو باد
مبادش جز بر مرادت مدار
هوش مصنوعی: باشد که حرکت آسمانها مطابق خواستههای تو باشد و هیچ چیز دیگری جز خواسته تو در آن تأثیر نداشته باشد.
دمار از مخالف بر آورد بتیغ
بتیغ از مخالف بر آورد مار
هوش مصنوعی: در این مصراع، بیان شده است که شمشیر به دست یک مخالف (دشمن) جان بسیاری را میگیرد، و در عوض، آن مخالف با چنگ و دندان به جبن و خطر میافتد. به عبارتی، یکی با شمشیر میکوشد که مقابله کند و دیگری در برابر آن دست و پا زده و آسیب میبیند.
فرار از تو جوید عدو بی گمان
و لیکن بجان در نهد آن فرار
هوش مصنوعی: دشمن بهطور یقین دنبال فرار از توست، اما همینطور که میگریزد، جانش در همان فرار در خطر میافتد.
مدار جهان بر چو تو شاه باد
که آباد ماند جهان زین مدار
هوش مصنوعی: جهان به دور افرادی مانند تو که پادشاه هستند، میچرخد و در نتیجه، زمین و زمان به لطف وجود آنها آباد و رونق پیدا میکند.