برگردان به زبان ساده
زان زلف بیقرار دلم گشت بیقرار
زان چشم پر خمار سرم گشت پر خمار
هوش مصنوعی: به خاطر آن زلفهای آشفته، دلم بیقرار شد و به خاطر آن چشمهای خوابآلود، سرم سرشار از خواب و کسالت گشت.
سر پر خمار خوش تر و دل بیقرار به
زان چشم پر خمار وزان زلف بیقرار
هوش مصنوعی: حالت سرشار از مستی و شادابی تو، و دل بیقرار من، از آن چشمهای پر از مستی و از آن موهای پریشان تو زیباتر است.
چون تارهای زلف تو گشتست روز من
ای تارهای زلف تو همچون شبان تار
هوش مصنوعی: روز من به مانند تارهای زلف تو تیره و گنگ شده است، ای تارهای زلف تو که مانند شب در ظلمت فرو رفتهاند.
اندر هلاک جان و دل من چرا کند
بی آب چشم تو عمل تبغ آبدار ؟
هوش مصنوعی: چرا چشم تو که بیآب است، باعث هلاکت جان و دل من میشود؟
هجر تو کرد دست بکارم درون، چنانک
یک باره برد دست نشاط مرا ز کار
هوش مصنوعی: فراق تو موجب شد که دلم به کار بیفتد و به قدری درگیر شدم که ناگهان شادی و نشاطم از دستم رفت.
هر شب همی کنم همه اطراف روی خویش
بی روی چون نگار تو از خون دل نگار
هوش مصنوعی: هر شب دور و بر خود را میگردم و بررسی میکنم، اما بدون روی تو، که مانند نگاری از دل من برمیخیزد.
از بسکه از دو دیده ببارم همی سرشک
دریاچه کنار گشت مرا از غمت کنار
هوش مصنوعی: به خاطر این که آنقدر از چشمانم اشک ریختهام، دیگر نتوانستهام به غمهای خودم ادامه دهم و دنیا برایم به شدت تیره و تار شده است.
بردی بجور جان من ، آه! ارجزع کنم
از جور بیشمار تو در موقف شمار
هوش مصنوعی: عشق تو جان مرا به درد آورده است، ای کاش بتوانم از ظلم و بیرحمیهای فراوان تو در این موقعیت فرار کنم.
بگذشت روز وصل و مرا زان همه نعیم
آمد شد خیال تو ماندست یادگار
هوش مصنوعی: روز وصال گذشت و من از تمام آن لذتها و شادیها، تنها یاد تو را در ذهن دارم.
آید ز راه دور و زیارت کند مرا
الحق ندیدهام چو خیال تو غمگسار
هوش مصنوعی: کسی از راه دور میآید و من را زیارت میکند، به واقع من هیچکس را مانند خیال تو آرامشبخش ندیدهام.
زان سازم از دو دیده همی عقدهای در
تا جمله زیر پایت خیالت کنم نثار
هوش مصنوعی: از اشکهای دو چشمم برای تو عقد و پیمان میسازم تا همهٔ خیالات و آرزوهایم را زیر پایت بگذارم و نثار تو کنم.
در بارگاه سید شرق از خیال تو
شکری بزرگ خواهم گفتن بروز بار
هوش مصنوعی: در دربار سید شرق، من با ذهن و خیال تو در روز باران، شکرگزاری بزرگی را بیان خواهم کرد.
صدر زمانه، عمدهٔ اسلام، مجد دین
آن مجمع بزرگی و آن مفخر تبار
هوش مصنوعی: بهترین و سرآمدترین فرد در زمان خود، نماد و پیشوای اسلام، و افتخار دین و ملت، آن شخصیت بزرگ و بزرگوار است.
آن افتخار آل پیمبر، که آسمان
جوید همی ز خدمت درگاهش افتخار
هوش مصنوعی: این شعر به این موضوع اشاره دارد که یکی از برگزیدگان و مایه افتخار خانواده پیامبر، آنچنان بزرگ و محترم است که حتی آسمان نیز به خاطر خدمت به او به تلاش و جستجو میپردازد. در واقع، این ابراز ارادت نشاندهندهی عظمت و مقام بلند اوست.
در خطهٔ ارادت او ماه را میسر
بر نقطهٔ اشارت او چرخ را مدار
هوش مصنوعی: در سرزمین عشق او، ماه به راحتی در دسترس است و به جای آن به نقطهای که او نشان میدهد، چرخش گیتی ادامه دارد.
عاقل همی بحق یسارش خورد یمین
سایل همی ز جود یمینش برد یسار
هوش مصنوعی: انسان خردمند با دست راستش به طور حق و شایسته به دیگران کمک میکند، در حالی که انسان بخشنده با دست چپش، با فزونی و generosity، از بخششهای خود به دیگران میدهد.
از دستبرد او همه عالم در اهتزاز
وز کار کرد او همه گیتی در اعتبار
هوش مصنوعی: جهان به خاطر تأثیرات او در حرکت و فعالیت است و به واسطهٔ کارهایی که انجام میدهد، تمام هستی به اعتبار و ارزش دست یافته است.
ای محتشم به حشمت تو آل مصطفی
وی محترم بحرمت تو شرع کردگار
هوش مصنوعی: ای محتشم، بزرگی و عظمت تو از خاندان مصطفی (پیامبر اسلام) میباشد و به احترام تو، خداوند قوانین خویش را وضع کرده است.
فرزند حیدری تو و نوک کلک تو
یزدان نهاد معجزهٔ صد چون ذوالفقار
هوش مصنوعی: تو فرزند حیدر هستی و مانند شمشیر ذوالفقار، معجزهای از سوی خداوند را در خود داری.
در آن آسمان نهاده نهیب تو اضطراب
وز اختران ربوده هراس تو اقتدار
هوش مصنوعی: در آسمان تو شدت و قدرت تو باعث نگرانی و اضطراب است و ستارگان از قدرت تو احساس ترس میکنند.
آنجا که آب عفو تو، کوثر یکی حباب
و آن جا که تف خشم تو، دوزخ یکی شرار
هوش مصنوعی: در جایی که رحمت و بخشش تو جریان دارد، آرامشی مثل کوثر وجود دارد، اما در جایی که خشم و عصبانیت تو بروز میکند، آتش و عذاب شدید حاکم است.
در چشم دهر گرد بساط تو توتیا
در گوش چرخ نعل براق تو گوشوار
هوش مصنوعی: در چشم زمان، زیبایی و شکوه تو مانند پودر جادو به نظر میرسد و در گوش گردونهٔ زمان، نعل اسب تو همچون گوشوارهای درخشان جلوه میکند.
با رأی تو چو ماه سپر ماه آسمان
با باس تو چو شیر علم شیر مرغزار
هوش مصنوعی: با نظرت، همچون ماهی که سپر آسمان شده است، و با قدرتت، همانند شیری در میدان علم و دانش، حاکم هستی.
شاخ مساعی تو مناقب دهد ثمر
باز ایادی تو محامد کند شکار
هوش مصنوعی: شاخ تلاشهای تو باعث میشود که صفات نیکو به بار بنشیند و دستاوردهای تو، خوبیها را به خوبی شکار کند.
حکم ترا مضای قضا کرده پس روی
امر ترا نفاذ قدر گشته پیشکار
هوش مصنوعی: سرنوشت تو بر اساس قضا و قدر مشخص شده است، بنابراین خواستههایت به تحقق رسیده و پیشکاران سرنوشت به آن عمل میکنند.
در عزم همچو بادی در حزم همچو خاک
در لطف همچو آبی و در عنف همچو نار
هوش مصنوعی: در اراده و تصمیمگیری مانند نسیم ملایم باش، در احتیاط و تدبیر مانند خاک محکم باش، در بخشش و محبت مانند آب روان باش و در خشم و شدت عمل مانند آتش سوزان باش.
چون دهر با نهیبی و چون چرخ باشکوه
چون کوه پایداری و چون بحر کامگار
هوش مصنوعی: زمانه به ما یادآوری میکند که باید استوار و با شکوه باشیم، همچون کوهی که همیشه ایستاده است و مانند دریا که به موفقیت میرسد.
در یک زمان حریق حسام نهیب تو
کرده ریاض عیش بد اندیش تو قفار
هوش مصنوعی: در یک زمان، آتش حسام (که نماد قدرت و شمشیر است) به شدت به گوشههای خوشی و تفکر ناپسند تو آسیب رسانیده و آنها را ویران کرده است.
دشمن پیاده گشته ز است نشاط و لهو
تا تو بر اسب مجد معالی شدی سوار
هوش مصنوعی: دشمن به خاطر شادی و سرگرمی به زمین آمده، در حالی که تو بر اسب بزرگ و باارزشی نشستهای و در مقام والایی قرار گرفتهای.
مردم زخدمت تو بنام و بنان رسند
مقبل کسی که خدمت تو کرد اختیار
هوش مصنوعی: مردم به خاطر نام و جایگاه تو به خدمت میآیند، زیرا کسی که به تو خدمت کرده، خودش را در موقعیت انتخاب قرار میدهد.
ای دستگیر اهل هنر، دست من بگیر
کز من همی برآرد دست فلک دمار
هوش مصنوعی: ای یاریدهندهی اهل هنر، دست من را بگیر، زیرا کارهای آسمان باعث آسیب به من میشود.
مالیده گشت شخص من از پای امتحان
فرسوده گشت جان من از دست اضطرار
هوش مصنوعی: من از چالشها و آزمایشات زندگی خسته و فرسوده شدهام، و جانم از فشار و اضطراب به تنگ آمده است.
در زینهار دولت تو آمدم، از آنک
بر من همیخورد فلک سفله زینهار
هوش مصنوعی: من برای حفظ و یاوریت به تو پناه آوردهام، چرا که آسمان پست به من آسیب میزند.
جویم همی جوار تو، کز جور حادثات
امروز نیست هیچ امان جز در این دیار
هوش مصنوعی: به دنبالش هستم که در کنار تو باشم، زیرا از سختیها و مشکلات روزگار امروز هیچ جای امنی نیست جز در این مکان.
تو ابر مکرماتی و بارانت نعمتست
ای ابر مکرمات ، یکی بر سرم ببار
هوش مصنوعی: تو همچون ابر بزرگواری و بارانت نعمت و برکت است. ای ابر بزرگوار، بر من نیز ببار.
شخص مرا ز آفت طوفان نایبات
اندر صفینهٔ کنف خود نگاهدار
هوش مصنوعی: من را از خطر طوفانها و ناملایمات زندگی در دامن خود محفوظ بدار و در پناه خود نگهدار.
تا از هوا همی منقاطر شود مطر
تا از زمین همی متصاعد شود بخار
هوش مصنوعی: تا باران از آسمان بریزد، بخار از زمین بلند میشود.
بادا همیشه بیضهٔ عز تو بی خلل
بابا همیشه صفحهٔ جاه تو بی غبار
هوش مصنوعی: همواره باشد که موقعیت و مقام تو بدون نقصان و عیب باقی بماند و همواره چهرهٔ اعتباری تو از هرگونه آلودگی و کدورت پاک و بیعیب باشد.
هم کوکب سیادت تو فارغ از زوال
هم مرکب سعادت تو ایمن از عثار
هوش مصنوعی: ستارهی برتری تو از فنا و زوال بینیاز است و کالای خوشبختی تو از خطر و آسیب در امان است.